سه شنبه, 21 ارديبهشت 1395 ساعت 11:00
خواندن 4032 دفعه

درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان امام سجاد علیه السلام - جواد فاضل

و همچنان وى را سپاس گذاریم که با بعثت بنده پرهیزگار و گرامى خود محمد(صلی الله علیه و آله) بر ما منت گذاشت و دنیاى تاریک ما را در فروغ این چراغ آسمانى روشن فرمود. 
امت هاى گذشته از این شرف که بر امت ما کرامت شده, محروم بودند.
نور محمد(صلی الله علیه و آله) در آسمان ها عطیه اى بود که طى روزها و روزگارها ذخیره مانده بود تا سرانجام در آخرالزمان به امت مرحومه ارزانى شود و روشنایى خاموشى ناپذیرش بر دل و جان ما بتابد. 
قدرت الهى هرگزشکست نمى خورد و به بنیاد ارادت و مشیت علیایش هرگز خلل نمى رسد. 
اراده کرده بود که آخرالزمان را از برکت وجود محمد(صلی الله علیه و آله) شاداب و آباد بدارد و قدرت لایزالش این برکت را از صبح ازل به خاطر ما نگاه داشت تا آن روز که لواى نبوت به دست گرفت و در وحشتکده ى مظالم و معاصى و کفر و شرک, صلاى توحید در داد. 
و بدین ترتیب او را خاتم انبیا قرار داد و ما را نیز به نام خاتم امت ها یاد فرمود. 
ما را به نام خاتم امم یاد فرمود و بر اقوام و ملل گذشته, سیادت و برترى بخشید.
ما رادر برابر لجاج و انکار گمراهان گواه گرفت و به شمار اندک ما بر گروه هاى انبوهى که در اعصار و قرون مى زیستند, افزونى داد. 
به روان پاک محمد(صلی الله علیه و آله) درود باد که وحى تو را با امانت و صمیمیت به بندگان تو رسانید و به شایستگى از میان بندگان تو مبعوث شد و جناب اقدس تو بر قامت وى خلعت نبوت پوشانید. 
محمد(صلی الله علیه و آله) امام رحمت و واسطه ى فیض و پیشواى خیرات و اصلاحات و کلید برکت و نعمت بود.
محمد(صلی الله علیه و آله) دین مقدس تو را در زمین آن چنان که سزاوار بود با علو و عظمت جلوه گر ساخت. 
آن چنان که جان عزیز خود را به رضاى تو در راه جهاد مقدس خویش بر کف گذاشت; تن نازنین خود را نیز به خاطر تو در طوفان حوادث به مشقت ها و رنج ها تسلیم فرمود. 
پیشانى بندگى در پیشگاه عظمت تو بر خاک نهاد و دست التجا و تضرع به درگاه تو برافراشت. دودمان خویش را براى اعتلا و عظمت کلمه توحید به قربانگاه گسیل کرد و بر خویشاوندان خود که هم چنان به مکابره و عناد ادامه مى دادند و از انحراف به استقامت نمى گراییدند, حمله برد و رشته ى رحامت را با دم شمشیر ببرید. بیگانگان مومن و صالح را به خویشتن نزدیک ساخت و خویشان ملحد و منافق را به جرم الحاد و نفاق, بیگانه شمرد و از جوار خویش طردشان کرد. 
محمد(صلی الله علیه و آله) در راه رضاى تو, سیاه را بر سفید و درویش را بر توانگر و بیگانه را بر خویش و دور را بر نزدیک, برگزید و عاشقانه به تبلیغ وحى تو و اعلاى قانون تو و تعظیم قرآن تو پرداخت. تا آن جا که از شهر و دیار خود آواره ماند و خاک (بطحا) را به امید آن که در ادامه ى تبلیغ آزادتر و قوىتر گردد, ترک گفت و رو به جانب (یثرب) گذاشت.
محمد(صلی الله علیه و آله) از مکه که زادگاه و معبد و مسجد و خانه ى آبإ و امهاتش بود, به مدینه ى غریب و ناشناس هجرت کرد تا قرآن مجید را هم چون خورشید تابان بر آسمان حیات بشرى برکشد و جهان را از فروغ این چراغ آسمانى گرم و روشن بدارد.
محمد(صلی الله علیه و آله) در این فداکارى عظیم جز اعظام دین تو و اعلاى کلمه تو و سرکوبى دشمنان تو, هدف دیگرى نداشت.
و بدین ترتیب در خانه ى هجرت به تجهیزات و تسلیحات مسلمانان همت گماشت و از آن جا به امید این که درخت کفر را از ریشه برکند و بر جایش نهال بارور راستى و درستى بنشاند, برضد بت خانه ها به جنگ برخاست. 
همه جا دست تواناى تو پشتیبان او بود و لواى ظفر و سعادت از آسمان ها بر فرق گرامش سایه مى انداخت. 
تا آن که بت پرستان قریش را در خانه هایشان از پاى درآورد و بت خانه ها را بر سرشان ویران ساخت و فرمان گرانمایه ى تو را جبرا و قهرا بر زندگى ننگین و نکبت گرفته ى آنان تحمیل کرد. 
پروردگارا! روح مقدس محمد(صلی الله علیه و آله) را در اعلى علیین به جوار خویش بپذیر و به پاداش رنج ها و زحمت هایى که آن روح مقدس در راه رضاى تو و سعادت بندگان تو به خود پذیرفته, قرین رضا و مسرتش فرماى. 
آن چنان بر منزلت و مرتبتش بیفزاى که از آفریدگان تو, کس هم سنگ و هم وزن وى نباشد و بر فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تو برترى و مهترى گیرد. 
و هم چنان فرزندان صالح و پیروان صادق او را از شفاعت و محبتش بهره مند ساز و بیش از آنچه ما را به اکرام و انعام وعده فرموده اى, انعام و اکرام فرماى. 
خداوندا! اى تو که بندگانت را به وفادارى فرمان داده اى. 
اى تو که از هر وفادار, وفادارترى و از هر بخشنده, افزون تر و مطلوب تر همى بخشى.
تو که اگر بخواهى بر دفتر کردار بندگانت به جاى گناه, ثواب بنویسى و عوض کیفر, پاداش فراوان فرستى.(1)
ما به فضل و انعام تو امیدواریم. 

 

پى نوشت :
1. صحیفه ى کامله ى سجادیه, ترجمه جواد فاضل, ص 64-68, امیر کبیر, تهران, چاپ شانزدهم, 1372

 

منبع : فرهنگ کوثر، شماره 49