یکشنبه, 10 شهریور 1398 ساعت 16:11
خواندن 232 دفعه

گزارشی از کتاب « پاسخ جوان شیعی به پرسش های وهابیان»

در دهه های اخیر، وهابیان از طریق نشر کتب و ایجاد شبکه های رسانه ای گسترده، شبهات و سؤالات فکری متنوع و متعددی را متوجه شیعیان کرده اند که طبق معمول با پاسخ های علمی و قاطع علمای شیعه مواجه شده‌اند. کتاب پاسخ جوان شیعی به پرسش‌های وهابیان به قلم محمد طبری شامل پاسخ‌های شیعه به 178 پرسش متنوع است که وهابیان متوجه شیعیان می دانند. در واقع این کتاب پاسخی است به کتابچه ای با عنوان «سؤالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد». وهابیان این کتابچه را با هدف هجوم به عقاید شیعیان نگاشته و منتشر کرده‌اند.
(يرِيدُونَ لِيطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ).[1]
در طول تاریخ همواره دشمنان مکتب اهل بیت: در پی ضربه زدن به این مکتب مقدس بوده­ اند و جنود ابلیس تمام توان خویش را برای مبارزه با انوار الهی به میدان آورده اند، تا جایی­که دست به قتل اولیای الهی زده و با کشتار و تبعید آنان، سعی در خاموش سازی انوار قدسی داشته اند، اما علی رغم فعالیت­های آنان، خواست خداوند بر این تعلق یافته است که نور ولایتش را در تمام هستی پر فروغ سازد و پرچم لاإله الا الله را بر فراز گنبد هستی برافرازد.
یکی از حربه­هایی که همواره در مقابل رهپویان طریق هدایت به­کار گرفته شده است، ایجاد شک و شبهات اعتقادی و فکری در راستای مبارزه با تفکر ناب توحیدی بوده است. در مقابل اولیای الهی نیز چنان‌که در مدرسه علمی اهل بیت: شاهد آن هستیم، در کنار پیشبرد تفکر و علوم الهی، به رفع این شبهات پرداخته و با پاسخ­های قاطع، راه نفوذ شک و شبهه را در جبهه اولیای الهی سد کرده و مانع انحرافات فکری و عقیدتی در این جبهه شده اند.
در دهه­های اخیر، وهابیان از طریق نشر کتب و ایجاد شبکه­های رسانه­ای گسترده، شبهات و سؤالات فکری متنوع و متعددی را متوجه شیعیان کرده اند که طبق معمول با پاسخ­های علمی و قاطع علمای شیعه مواجه شده‌اند، اما می‌بینیم آنان با وجود دریافت پاسخ‌های قاطع، دوباره همان شبهات را مطرح می­کنند. این امر از طرفی نشان‌دهنده ضعف علمی و شکست جبهه وهابیت در این کارزار است و از جانب دیگر نیز نشان می­دهد که مقصود وهابیت از ایجاد شبهات اعتقادی، گرفتن پاسخ و رسیدن به حقیقت نیست بلکه تنها تشویه صورت تشیع و تضعیف اعتقادات عوام است. از این رو مقصود علمای شیعه از پاسخ دادن به این شبهات عمدتاً تنویر افکار مسلمین بوده و مانع از تأثیرگذاری شبهات معاندین بوده است.
گزارش محتوای کتاب
کتاب پاسخ جوان شیعی به پرسش‌های وهابیان به قلم محمد طبری شامل پاسخ‌های شیعه به 178 پرسش متنوع است که وهابیان متوجه شیعیان می­دانند. در واقع این کتاب پاسخی است به کتابچه­ای با عنوان «سؤالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد». وهابیان این کتابچه را با هدف هجوم به عقاید شیعیان نگاشته و منتشر کرده‌اند. نویسندة این کتابچه، 178 سؤال مطرح‌شده را به اصطلاح عامل هدایت جوانان شیعه می­داند. از این رو کتاب پاسخ جوان شیعی ابتدا بدون در نظر گرفتن مسائل جانبی نقاط ضعف کتاب مزبور را در قالب پیشگفتار برشمرده و پس از آن به این مطلب اشاره کرده که در کتابچه وهابیان بیش از هر چیز روی سه موضوع تکیه شده است:
1. ارتداد صحابه: شیعه معتقد است صحابه بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) مرتد شدند!
2. سبّ صحابه: شیعه به صحابه پیامبر ناسزا می­گوید!
3. بی‌احترامی به عایشه همسر پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله) !
نویسنده کتاب پاسخ جوان شیعی پیش از پاسخ دادن به سؤالات کتابچه مزبور، ابتدا با تمسک به کتب اصلی مورد قبول وهابیان به صورت علمی و مستند اثبات می­کند که در واقع این سه اتهام به خود وهابیت و طرف‌داران آنها وارد است که ما در اینجا به‌طور خلاصه گوشه­ای از این دلایل را نقل می­کنیم:
1. ارتداد صحابه
ابن اثیر جزری در جلد دهم کتاب جامعُ الأصول في أحادیث الرّسول در موضوع «حوض» ده روایت از صحیح بخاری و مسلم نقل کرده که همگی حاکی از ارتداد گروهی از صحابه بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله)  است؛ مانند این روایت که بخاری و مسلم از ابوهریره نقل می­کنند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
«یَرد عليَّ یومَ القیامة رهطٌ مِن أصحابي فَیجلُون عَن الحَوضِ فَأقولُ یا ربِّ أصحابي، فَیقولُ: إنَّه لا عِلمَ لَک بِما أَحدَثُوا بَعدَک، إنَّهُم ارتَدّوا عَلی أدبارِهِم القَهقَری». أخرَجَه البخاري وَ المسلم؛[2]
در روز قیامت گروهی از اصحاب بر من وارد می­شوند، ولی آنها را از حوض می­رانند. می­گویم: خدایا، آنها اصحاب من هستند. خطاب می‌آید: تو نمی­دانی بعد از تو چه بدعت­هایی گذاشتند. آنها مرتد شدند و به حالِ (کفر و جاهلیتِ) پیشین بازگشتند.
یا روایتی دیگر که بخاری در صحیح خود نقل می­کند:
عن النّبي (صلی الله علیه وآله)  قالَ: بَینا أنا قائِمٌ فإذا زُمرَةٌ حتّی إذا عَرَفتُهُم خَرَجَ رَجُلٌ مِن بَیني وَ بَینَهُم فَقالَ: هَلُمَّ. قُلتُ: أینَ؟ قالَ: إلی النّارِ وَاللهِ. قُلتُ: ما شَأنُهُم؟ قالَ: إنَّهُم ارتَدّوا بَعدَکَ عَلی أدبارِهِم القَهقَری؛
پیامبر فرمود: من در کنار حوض می­ایستم، ناگهان گروهی ظاهر می­شوند. آن‌گاه که آنان را شناختم، یک نفر میان من و آنها پدیدار می­شود و می­گوید: بیایید برویم. می­گویم: آنها را کجا می­بری؟ می­گوید: قسم به خدا به سوی آتش. می­پرسم: چه کرده اند؟ می­گوید: مرتد شده اند و به حالت پیشین بازگشته اند.[3]
2. سبّ صحابه
در این زمینه باید ببینیم پایه­گذار سبّ صحابه و دشنام به آنان کیست تا گریبان او را بگیریم، نه شیعه را که هرگز صحابه­ای را لعن نکرده و دوستدار صحابه پیامبر بوده است، البته به غیر از آنان که طبق مستندات فریقین از راه حق منحرف شده اند. اکنون ببینیم چه کسانی سبّ صحابه را رواج داده اند:
الف) مسلم در صحیح خود از عامر فرزند سعد بن‌ابی ­وقاص نقل می­کند:
أمَرَ مُعاویَةُ بنُ أبی سُفیان سَعداً، فَقالَ: ما مَنَعکَ أن تَسُبَّ أباتُرابٍ؟ فَقالَ: أما ما ذَکَرتُ ثَلاثاً قالَهُنّ رَسولُ اللهِ (صلی الله علیه وآله)  فَلَن أسُبَّه؛
معاویة بن‌أبی‌سفیان به سعد وقاص فرمان داد که علی (علیه السلام)  را لعن کند و گفت: چه چیزی تو را از دشنام دادن به ابوتراب بازداشته است؟ سعد پاسخ داد: هرگاه سه مطلب را که رسول الله درباره او گفته به خاطر می­آورم، هرگز او را دشنام نمی‌دهم...؛[4]
ب) ام‌سلمه همسر پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) در نامه­ای به معاویه نوشت:
کتَبَت أُمُّ سَلمَة إلی مُعاویَة: إنّکُم تَلعنُونَ اللهَ وَ رَسولَه (صلی الله علیه وآله)  عَلی مَنابِرِکُم وَ ذلکَ إنّکُم تَلعَنونَ عليّ بنَ أبی طالِب وَ مَن أحبَّه، وَ أنا أشهَدُ أنّ اللهَ أحبَّهُ و رَسوله (صلی الله علیه وآله) . فَلم یَلتَفِت إلی کَلامِها؛
شما بالای منبر علی را لعن نمی­کنید، بلکه خدا و رسول او را لعن می­کنید؛ زیرا می­گویید لعنت بر علی و بر دوستدارانش. من شهادت می­دهم که خدا و رسول او از دوستداران علی هستند. اما معاویه به سخن وی اعتنا نکرد.[5]
3. بی‌حرمتی به عایشه
یکی از اموری که بارها کتابچه مزبور شیعه را به آن متهم کرده است، این است که شیعه به عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله)  نسبت ناروا می­دهد؛ درحالی‌که تفاسیر شیعه در سوره مبارکه نور، خلاف آن را گواهی می­دهد. انتقاد شیعه به عایشه، مربوط به لشکرکشی وی به بصره و شورش بر امیرمؤمنان علی (علیه السلام)  است و دامن او را از مسئله افک تنزیه می‌کند، لیکن بخاری در صحیح با صراحت آورده است:
قامَ النَّبيُّ (صلی الله علیه وآله)  خَطیباً فَأشارَ نَحوَ مَسکنِ عائشَة فَقالَ: ههُنا الفِتنَةُ ثَلاثاً مِن حَیثُ یَطلَعُ قَرنُ الشَّیطانِ؛
پیامبر به خانه عایشه اشاره کرد و فرمود: «فتنه از اینجاست» و می­افزاید: «شاخ شیطان از اینجا بیرون می­آید».[6]
نویسنده کتاب پاسخ جوان شیعی پس از اینکه به­طور اجمال در پیشگفتار کتاب، به این سه محور کلی می­پردازد، به پاسخ­گویی به سؤالات مطرح در کتابچه وهابیان می­پردازد و تمام 178 سؤال را یک به یک پاسخ می­گوید.
سؤالات پاسخ داده شده در این کتاب بر اساس موضوع دسته‌بندی نشده‌اند بلکه با موضوعات متنوع مطرح شده اند؛ موضوعاتی مانند:
ـ‌ بیعت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)  با خلفا؛
ـ مسأله ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) ؛
ـ ازدواج فرزندان امام علی (علیه السلام)  با فرزندان صحابه؛
ـ مسأله فدک و ظلم و ستم به دخت نبی (صلی الله علیه وآله)  حضرت فاطمه زهرا (علیهم السلام)؛
ـ صلح امام حسن (علیه السلام) ؛
ـ قیام عاشورا؛
ـ ارتداد صحابه؛
ـ عدالت صحابه؛
ـ مهدویت؛
و موارد دیگر.
امید است که این کتاب و امثال آن، روشنایی بخش راه رهروان مکتب اهل بیت: باشد و تلاش­هاي نويسندگان و علمای شیعه در این جهت مورد رضای حضرت حق واقع شود و غبار شبهات را از آینه اذهان مسلمین بزداید.

 پی نوشت ها
[1]. سوره صف، آیه 8.
[2]. صحیح بخاری، کتاب الرقاق، باب فی الحوض، ص1139، ح 6585؛ جامع الاصول، ج10، ص469، شماره7998.
[3]. صحیح بخاری، کتاب الرقاق، باب فی الحوض، ص1139، ح 6587؛ جامع الأصول، ذیل شماره 7998.
[4]. صحیح مسلم، باب فضائل علي بن أبي‌طالب، ضمن حدیث 2404.
[5]. العقد الفرید، ج5، ص 114؛ رک: خصائص نسائی، ص 133، حدیث 91؛ سیراعلام النبلاء، ج3، ص31؛ فتح الباری، کتاب فضائل الصحابة، ج7، ص71.
[6]. صحیح بخاری، باب ما جاء فی بیوت ازواج النبی، ص 514، حدیث 3104؛ صحیح مسلم، شماره 2905، فرع49.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن