پنج شنبه, 13 دی 1397 ساعت 13:27
خواندن 243 دفعه

گزارشی از کتاب «بررسی حکم توسّل به انبیاء و اولیاء و صالحین در فقه اسلامی»

چکیده:
کتاب بررسی حکم توسّل به انبیاء واولیاء وصالحین در فقه اسلامی به وسیله ماموستا سید زکریا حسینی به رشته تحریر در آمده است و نویسنده یکی از علمای معاصر کردستان و امام جماعت و جمعه مسجد جامع قبای بهاران شهرستان سنندج و مدرس و مدیر مدرسه علوم دینی امام شافعی می باشد. از آنجایی که امروزه توسل به انبیاء و اولیا وسیله برای وهابی ها شده که مسلمانان را متهم به شرک و کفر می کنند نویسنده این کتاب بر آن شده که حکم توسل را بر اساس فقه اسلامی بررسی بکند. این کتاب 388 صفحه و دارای یک مقدمه و هشت بخش و نتیجه است.

نویسنده ابتدا در مقدمه منهج خودش را در تخریج احادیث بیان کرده است و در بخش اول به روایاتی که دلالت دارد بر خوشحالی و ناراحتی اموات پس از مرگ اشاره می کند و احادیث مربوط به این بخش را تخریج و تصحییح میکند و از کلام ابن تیمیه و ابن قیم استفاده می کند که آنها قائل هستند اموات از اعمال زندها خوشحال یا ناراحت می شوند و در پایان این بخش نتیجه می گیرد: اموات از بعضی خوبیها وبدیِ اعمال احیاء ناراحت وشاد شده وحواس آنها پابرجاست. و تغییری هم در عقل وحواس آنان ایجاد نشده است و فقط صالحان از اینکه مورد عذاب و نقمت خداوند قرار بگیرند هیچ حزن واندوهی نداشته وایمن هستند. در بخش دوم اشاره می شود که اموات بعد از دانستن اعمال زندگان، دعا در حق زندگان می کنند.
نویسنده در پایان بخش دوم نتیجه می گیرد: عقل وحواس اموات پس از مرگ پابرجا میباشد؛ ومیتوانند برای احیاء دعای خیر کرده وخوبی آنها را از خداوند طلب میکنند. فقط ممکن است خداوند دعای آنها را مستجاب کرده ویا اینکه مستجاب نکند؛ همچنانکه اگر زندهای هم درخواست دعای خیر کند، ممکن است خداوند دعای وی را مقبول کرده ویا ممکن است که نپذیرد.
نویسنده در بخش سوم به سماع موتی و روئیت موتی کنار قبر اشاره می کند و روایات سماع موتی همچون قلیب بدر را می آورد و به اشکالات وهابیت نسبت به این روایت جواب می دهد. و کلام ابن تیمیه و ابن قیم و ابن کثیر و بن عثیمین و ابن حجر عسقلانی و دیگران را می آورد که آنها قائل به سماع موتی هستند حتی جمهور قائل به سماع موتی هستند و اجماع اکثر صحابه بر سماع است.
همچنین در این بخش به مرگ عزیر اشاره می کند و اشکالاتی که وهابیت از داستان عزیر استفاده می کنند جواب می دهد و می گوید عزیر نمرده است بلکه خواب بوده است و آیاتی که در ظاهر بر نفی سماع موتی است را پاسخ می دهد و تفاسیر علما را در ذیل این آیات و کلام علما را می آورد.
نویسنده در بخش چهارم به سماع ورؤیت اموات دور از قبور اشاره می کند و در این بحث ما تابع نصوص هستیم و پیامبران یقینا احوال خانواده خودشان را می دانند و پیامبر از ایمان کسانی را که بر او سلام می کنند می داند.
در بخش پنجم به مساله زیارت قبور و شد رحال پرداخته است و اشکالات وهابیت را که به بعضی از احادیث تمسک کردند را جواب داده است.
نویسنده در پایان بخش پنجم نتیجه می گیرد: زیارت قبور برای زنان ومردان، یکبار در طول عمر فرض بوده وواجب میباشد؛ اما زیارت قبور بیشتر از یکبار مستحب بوده ونیکو است. وهمچنین بار سفر بستن برای زیارت قبور هم جایز میباشد ومشکل شرعی ندارد.
بخش ششم مربوط به این است که اولیاء الهی چه کسانی هستند؟
در این بخش بحث ولایت خاص و عام را مطرح کرده است و آیات مربوط به این بحث را آورده است و روایات و کلام علما را نسبت به ولی خدا آورده است که اولیائ چه کسانی هستند. نتيجه اي كه ايشان در این بخش می گیرند: اولیاء خداوند تنها کسانی بوده که به وی ایمان آورده وسپس تقوای وی را رعایت نمایند. لذا اگر مؤمنی تمامی واجبات را انجام داده واز تمامی حرامها دوری کند اولیاء الله می باشد. واگر سنّتها را هم رعایت کند مقام ولایتش قویتر میگردد وهرقدر که در انجام سنّتها خلل ایجاد کند در ولایتش خلل وارد میشود. همچنین لازم نیست که این شخص مجتهد باشد؛ بلکه اگر شخصی پایبند به یکی از مذاهب اسلامی بوده وکاملاً به آن عمل نماید، واز حرامها هم دوری کند، جزء اولیاء الله تعالی میباشد؛ چرا که رهبران مذاهب همه اولیاء الله بوده پس طبیعی است که تابعانشان هم اولیاء الله باشند؛ چون آن امامان با عمل به اعمالی که تدوین نموده اولیاء الله شده اند؛ وما هم دین واحادیث را از آنان فرا میگیریم.

در بخش هفتم اقوال علما (مثل احمد، ذهبی، ابن عماد حنبلی، ابن ملقن، ابن حبان، اشبیلی، سخاوی، نووی، شوکانی، سبکی و دیگران) درباره توسل وتبرک و دعاکردن نزد قبورآورده است که تبرک به قبور جایز است و دعا نزد قبور اولیاء مستجاب است. همچنین روایات توسل را می اورد و تصحیح سندی می کند و در نهایت می نویسد: بوسیدن وتبرّک نمودن به قبور انبیاء واولیاء صحیح بوده وهیچ دلیلی برای تحریم آن وجود ندارد؛ واین عمل هم از سیرهی ائمة وسلف صالح بدست آمده است.
نویسنده در بخش هشتم درباره توسل کردن، با درخواست از انبیاء واولیاء وصالحین بحث کرده است که درخواست دعا کنار قبر از پیامبر ص یا اولیاء الهی جایز است چون پیامبر کلام ما را می شنود و می تواند در حق ما دعا کند و روایات و کلام علما را ذکر می کند و پاسخ اشکالات وهابیت را می دهد. هم چنین می نویسد دعا کردن دور از قبر پیامبر ص یا یکی از اولیاء جایز است. در پایان نکاتی و نتیجه می گیرد که، توسل به انبیاء واولیاء کنار قبورشان جایز وصحیح می باشد.
همچنین ملائکه صلوات ما را همواره به رسول الله می رسانند. وهمچنین ثابت گردیده که مخاطبات ما چندین بار به پیامبر ص وغیر ایشان ابلاغ گردیده است. اما ثابت نشده که ملائکهای همواره مخاطبات ما را به اموات می رسانند لذا نمیتواند بدون دلیل آن را پذیرفت. اما اگر کسی بر این عقیده بوده که ملائکه همواره مخاطباتش را به کسان دیگری میرسانند، از دایره ی کفر وشرک خارج بوده چرا که اثبات نمودیم که به وقوع پیوسته است. ولی دوام آن دلیل میخواهد وشرک هم نیست. وهمچنین باید گوینده کرامت داشته باشد تا ملائکة سخن وی را از راه دور به شنونده برسانند؛ واگر کرامت نداشته باشد که سخنان وی به شنونده منتقل نمیشود! لذا دقت شود. ولی در هر صورت به دلیل احتمال تکرار آن نمیتوان حکم شرک وکفر کسی را صادر نمود.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن