شنبه, 07 اسفند 1395 ساعت 12:58
خواندن 758 دفعه

مناقب حضرت فاطمه سلام الله علیها تأليف دانشمندی از اهل سنّت

مقدمـه

در شبی باصفا، دوست گرامی و بافضيلت، جناب مستطاب، آقای حسین متقی زنجانی، تحفه و هدیه‌ای از كشور كهن و باسابقه _كه زمانی مركز امپراتوری بزرگ اسلامی بود _ ارائه كردندكه نام بی‌بی دو عالم دخت نبیّ و جفت ولیّ و مام حسنین(ع) در عنوان آن می‌درخشید. تصویر نسخه خطی چهار برگی كه متشكّل از جلد و شش صفحه بود، به‌غایت زیبا از ظاهر و منوّر به نور الهی فاطمی كه از مشكاة نبوی پرتو افشانده و به جان تیره و تار مشتاقان تابیده است.

چون سخن از نسخه‌ای بسیار نادر در فضائل و مناقب دُردانۀ هستی به میان آمد كه عالمی مشهور از مذهب مخالف گرد آورده و تألیف نموده بود، فرمودند: «نسخۀ چند برگی نیز در مناقب ناموس دهر ، امّ‌ابیها، فاطمۀ زهرا(ع)، در دست دارم كه به زبان فارسی است؛ شایسته است در نشر آن اهتمام گردد.» اظهار لطف نموده، تحویل حقیر دادند. بندۀ ناچیز آن را پس از حروف‌چينی و عنوان‌گذاری، به صورتی که مشاهده می‌شود درآوردم.

در این متن دو روایت اصلی آمده و در ضمن شرح آن، دو حدیث دیگر نیز آورده است. هم‌چنین پس از ذكر اقوال متعدد دربارۀ برتری وجود مبارك صدّیقۀ طاهره؟عها؟ بر دیگر زنان، صحیح‌ترین نظر و قول را یادآور شده است.

 

نسخه‌شناسی

نسخۀ مذکور در کتابخانۀ دانشگاه استانبول ترکیه که دارای منابع و مصادر فراوانی از دست‌نوشت‌های عالمان مسلمان است، نگهداری می‌شود.

نویسندۀ اثر مذکور و هم‌چنین کاتب آن نامعلوم است. نسخه چهار صفحه‌ای، دارای خط نستعلیق و به ظاهر متعلق به قرن یازدهم هجری است. 12×20.5 / متن 67×143 میلیمتر، 64 برگ، 11 سطر، کاغذ زرد آهارزده، جلد تیماج سرخ مطلا با ترنج و سر ترنج و لچکی و لولادار. آرایش: مجدول طلایی و لاجوردی و مشکی، روی عبارات عربی خط بریده قرمز کشیده‌اند، دوسر لوحه مذهب (در ب 1 و ب 5)، شماره مجموعه 1294 

 

مناقب فاطمة رضي الله عنها

1.وعن المسور بن مخرمة : انّ رسول الله صلّی الله عليه وآله قال: «فاطمة بضعة منّي فمن اغضبها اغضبني [وفي رواية: يريبني ما ارابها] ويؤذيني ما آذاها.»

"متفق عليه."

[ترجمه و شرح]

وعن المسور بن مخرمة: انّ رسول الله صلّی الله عليه وآله قال: «فاطمة بضعة منّي.»  فاطمه كوشت‌پارۀ منست.

و سهيل استدلال كرده است به اين‌كه هركه دشنام كند فاطمه را، كافر شود.

«فمن اغضبها اغضبني»: بس كسی كه در خشم آرد او را، در خشم می‌آرد مرا.

از جهت مكان جزئيّت و اتحاد.

وفي رواية:  «يريبني ما ارابها»: بد می‌آید و ناخوش می‌كرداند او را . «ويؤذيني ما آذاها»: آزار می‌كند مرا، چیزی كه آزار می‌كند او را.

"متفق عليه."

[فاطمه افضل زنان مؤمنات]

بدان كه فاطمۀ زهرا افضليّت دارد بر تمامۀ نساء مؤمنات حتّی مريم و آسيه و خديجه و عايشه، هم‌چنين كفته است سيوطي. و در حديث ديكر آمده كه: مثل فاطمه درين امّت، مثل مريم است در قوم خود.

و تواند كه خلاف اين اخبار بجهة اطّلاع آن حضرت بود صلّی الله عليه وآله بر فضيلت فاطمه بوحی و اعلام پروردكار تا عموم فضل وی بر تمامۀ نساء عالم ثابت شده. والله اعلم.

[فاطمه؟عها؟ افضل است يا بعضی همسران پيغمبر؟صلّی الله عليه وآله؟؟]

بعضي از علماءعايشه را فضل نهند بر فاطمه، از جهة آن‌كه عايشه با پيغمبر صلّی الله عليه [وآله ] وسلّم در بهشت باشد و فاطمه با علیّ و لابدّ مقام و مكان پيغمبر صلّی الله عليه [وآله ] وسلّم اعلی و اشرف باشد از مقام علیّ.

و ليكن در احاديث واقع شده است كه آن حضرت با فاطمه خطاب كرد كه: من و تو و علی و حسن و حسين رضي الله تعالی عنهم در يك مكان و يك مقام خواهم بود.

اصحّ مذهب آنست كه فاطمه رضي الله تعالی عنها افضل است از عايشه رضي الله تعالی عنها و بعضی در توقف مانده.

و چون مالك را ازان پرسيدند، كفت: «فاطمة بضعة من النبيّ صلّی الله عليه وآله.» فاطمه جكرپاره پيغمبر است صلّی الله عليه وآله. «ولا افضل علی ما بضعة من رسول الله صلّی الله عليه وآله احد.» افضليت نمی‌نهم بر جكرپاره پيغمبر، هيچ‌كس را .

امام سبپكی فرموده است كه : آن‌چه مختار است و دین ما است، آنست كه فاطمه افضل است و بعد از وی مادرش خدیجه، بعد ازان، عايشه رضي الله عنهنّ اجمعين.

و در خديجه و عايشه نيز اختلاف دارند و حقّ آنست كه حيثيات مختلف‌اند و سخن در افضليت بمعنی كثرة ثواب است كه علماء اعتبار كرده‌اند و لیكن هيچ‌كس بحسب شرف ذات و طهارت طينت و پاكی جوهر، بفاطمه و حسن و حسين رضي الله تعالی عنهم نمی‌رسد. والله اعلم بالصواب.

2. [آن حضرت صلّی الله عليه وآله در وقت انتقال حضرت بعالم آخرت، بمشاهده حزن فاطمه رضي الله تعالی عنها قال: يا فاطمة الا ترضين ان تكوني سيّدة نساء اهل الجنّة _او نساءالعالمين_؟]

و نيز كفت آن حضرت صلّی الله عليه وآله در وقت انتقال حضرت بعالم آخرت، بمشاهدۀ حزن فاطمه رضي الله تعالی عنها قال: «يا فاطمة الا ترضين ان تكوني سيّدة نساء اهل الجنّة؟» كفت آن حضرت: ای فاطمه! راضی نیستی كه باشی بهترين زنان از ميان زنان بهشت؟ «او نساء العالمين؟» يا كفت: سيّدة نساء العالمين یعنی دل‌تنك مباش و از خدا راضی و شاكر باش كه خدا مر ترا این قدر مرتبه علیا داده است كه بهيچ‌كس نداده غير از تو.

و نيز بدان كه وقتی كه حضرت فاطمه در روز محشر حشر شود، همۀ حورالعین از بهشت به پشر فاطمه می‌آیند از روی تعظیم و توقیر ایشان و بهمان حالت همراهی فاطمه بجنّت می‌روند و بانواع حلّ‌های بهشت. و اين تعظيم بغير فاطمه بهيچ‌كس نبوده. و سعادت عظمی است كه بر آن دختر معصومه كه بنام حضرت فاطمه رضي الله تعالی عنها نام‌دار شده است بر موجب الهام ربانی كه تسميۀ فرزندان در حق پدر و مادر محض الهام است و عين رحمت و نور است. الله اعلم بالصواب.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن