شنبه, 13 ارديبهشت 1393 ساعت 13:30
خواندن 1228 دفعه

مدیریت هوشمندانه امام هادی علیه السلام شیعه را در ماجرای محنة القرآن نجات داد - محمدرضا جباری

عصر امام هادی(علیه السلام) :

 با پیدایش دو جریان مهم اعتزال و اهل الحدیث در عالم اهل سنت مصادف است و اگر مدیریت و هوشمندی امام هادی(علیه السلام) نبود، چه بسا شیعه نیز در نزاع بیهوده آنان بر سر قدیم یا حادث بودن قرآن و ماجرای «محنة القرآن» درمی غلطید.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدرضا جباری، مدیر گروه تاریخ مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمت الله علیه) و استاد مدعو گروه تاریخ، دوره امام هادی(علیه السلام) را هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ فرهنگی، دوره ای حساس خواند و اظهار کرد: به لحاظ سیاسی این دوره به نحوی مصادف با ورود به عصر دوم عباسی است.

وی افزود: دوره عباسی را به لحاظ تفاوت در شرایط به چهار دوره تقسیم می کنند: دوره نخست از شروع دولت عباسی یعنی سال 132 تا 232 یعنی آغاز خلافت متوکل عباسی است؛ این دوره به نحوی دوره اقتدار، رشد، استقلال و گسترش حاکمیت عباسی به لحاظ قدرت است؛ اما از عصر معتصم به بعد کم کم غلبه ترکان بر دستگاه خلافت پدید می آید.

این محقق و پژوهشگر ادامه داد: مادر معتصم از نژاد ترکان ماوراءالنهر بود و او به سبب این علاقه، گروه کثیری از آنان را در سپاه خود جمع کرد تا آنکه سرانجام پس از فزونی تدریجی تعداد ترکان، آنان مجاری امور را در دست گرفتند. در دوره معتصم و واثق، ترکان چندان مشکل زا نبودند، اما از دوره متوکل، یعنی دقیقاً مصادف با دوران زندگی امام هادی(علیه السلام)، قدرت آنان بیشتر می شود.

مدیر گروه تاریخ مؤسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی (رحمت الله علیه) تصریح کرد: از سال 232 به بعد که شروع خلافت متوکل است، ترکان نقش مهمی در دستگاه خلافت دارند و امام هادی(علیه السلام) علاوه بر دستگاه خلافت، از ناحیه قدرت گرفتن ترکان نیز مورد اذیت و زحمت قرار داشت و بخشی از مشکلات پیش روی ایشان، ناشی از همین حضور ترکان در دستگاه خلافت بود.

وی با اشاره به وضعیت فرهنگی دوران امام هادی(علیه السلام) خاطرنشان کرد: زندگی و امامت امام هادی(علیه السلام) مقارن نیمه نخست قرن سوم هجری است و مسائل این قرن و این دوره، میراث خوار و میراث دار مسائل و مشکلات و تفرق های فکری و فرهنگی قرن دوم است؛ هم چنان که مشکلات قرن دوم نیز از مسائل قرن اول، یعنی مسئله منع تدوین و نقل حدیث، به جای مانده است.

حجت الاسلام جباری با اشاره به اینکه مسئله منع تدوین و نقل حدیث تا اواخر قرن اول ادامه داشت و این امر در مسائل قرن دوم و پیدایش فرق مختلف و تشتت های فکری و اعتقادی در میان مسلمانان بسیار تأثیرگذار بود، ادامه داد: این تشتت های فکری تا قرن سوم ادامه پیدا کرده و در کل عالم اسلامی، رفته رفته فرقه ها و گرایش های فکری متعددی پدید آمده اند.

 

* مواجهه امام هادی(علیه السلام) با ماجرای «محنة القرآن» :

وی خاطرنشان کرد: عصر امام هادی(علیه السلام) با پیدایش دو جریان مهم اعتزال و اهل الحدیث در عالم اهل سنت مصادف است؛ اینها باهم درگیر بودند و به گونه ای درگیری آنها متوجه شیعه نیز می شد. مسئله معروف «محنة القرآن» مربوط به این دوره است؛ مأمون و معتصم و واثق که گرایش به اعتزال داشتند، بحث خلق القرآن را مطرح کردند و کسانی از اهل الحدیث را که قائل به قدمت قرآن بودند، شکنجه کردند تا دست از اعتقاد خود بردارند.

این استاد حوزه ودانشگاه با تأکید بر این که اگر مدیریت امام هادی(علیه السلام) نبود، چه بسا شیعه نیز در این بازی و دعوای بیهوده درمی غلطید، گفت: نزاع این دو گروه بر سر حادث یا قدیم بودن قرآن، صرفاً نزاعی لفظی بود؛ امام(علیه السلام) قرآن را «کلام الله» دانست و در پاسخ به شیعیان با همین یک کلام، این نزاع را حل کرد و شیعه را از ورود در این مباحث منع کرد.

مدیر گروه تاریخ مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمت الله علیه) در تشریح این مطلب گفت: مدیریت و هوشمندی امام(علیه السلام) موجب شد تا شیعه در ماجرای «محنة القرآن» کمتر آسیب ببیند؛ در حالی که بسیاری از اهل حدیث از جمله خود احمد بن حنبل و شاگردان و هم فکران او به خاطر جمودی که بر روی مسئله قدمت قرآن داشتند، گرفتار شکنجه و آزار و اذیت شدند.

 

* امام هادی(علیه السلام) و رهبری کل عالم اسلامی :

وی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: ما نباید امام هادی(علیه السلام) و ائمه(علیهم السلام) دیگر را تنها رهبران فکری، اعتقادی و فرهنگی شیعه بدانیم؛ بلکه حضرات ایشان رهبری عالم اسلامی را نیز بر عهده داشتند و دلیل این امر آن است که سران فکری فرق مختلف اعم از سران مذاهب فقهی (مانند مانند ابوحنیفه، مالک بن انس) یا مذاهب کلامی با ائمه(علیهم السلام) ما ارتباط داشتند و در محضر ایشان رفت و آمد داشته و تتلمذ می کردند.

حجت الاسلام جباری افزود: علاوه بر آن ائمه(علیهم السلام) بدعت های آن زمان را نفی و احادیث پیامبر(صلی الله علیه و آله) را تصحیح می کردند و از همین روی باید گفت که رهبری فکری آنان ناظر بر کل عالم اسلامی بود و از طریق شاگردان شان منعکس می شد. ائمه(علیهم السلام) شاگردان خود را به ارتباط با غیر شیعه تشویق می کردند؛ هم چنان که امام صادق(علیه السلام) به عبدالرحمن بن حجاج، ابان بن تغلب و... می فرمود تا با اهل مدینه که عمدتاً اهل سنت بودند همنشین باشند.

این محقق و پژوهشگر خاطرنشان کرد: نکته مهم تر آن که به جز عالم اسلام در عالم شیعه نیز مشکلاتی وجود داشت که امام هادی(علیه السلام) باید آن ها را مدیریت می کرد و با تحلیل وضعیت آن دوران متوجه می شویم که آن حضرت چه نقش تأثیرگذاری در هدایت شیعه و رفع بحران ها داشته است.

وی اضافه کرد: در زمان امام هادی(علیه السلام) در عالم اسلام تصورات نادرستی نسبت به اوصاف الهی وجود آمده بود و در میان برخی از اصحاب ائمه(علیهم السلام) مباحثاتی درباره تشبیه و تجسیم، جبر و تفویض و... پدید آمده بود که گاه اصحاب به حضور ایشان می رسیدند و مسائل پیش آمده را مطرح می کردند؛ برای نمونه از آن حضرت درباره عقاید هشام بن سالم و هشام بن حکم که تنازعی در باب مسئله تجسیم داشتند، سؤال کرده بودند و امام(علیه السلام) به آنان فرموده بود که آن عقیده در مذهب ما نیست و از آن دوری کنید: «لیس هذا من مذهبنا فاعتزله».

 

* دوره امام هادی(علیه السلام)؛ دوره زایش غلاة :

این استاد حوزه و دانشگاه ظهور غلات را از دیگر مشکلات دوران امام هادی(علیه السلام) خواند و گفت: غلات صفات فوق بشری را به ائمه(علیهم السلام) نسبت می دادند و گاه برای خود مدعی نبوت و برای ائمه(علیهم السلام) مدعی الوهیت بودند. گویا دوره امام هادی(علیه السلام) دوره زایش غلات است و در این دروه به لحاظ کمی تعداد آنان بسیار بیشتر شد.

وی بیان کرد: برای نمونه امام صادق(علیه السلام) تنها با ابوالخطاب (محمد بن مقلاص) مواجه بود که شاخص غلات زمان ایشان بود، اما در عصر امام هادی(علیه السلام) چندین تن از این غلات از جمله علی بن حسکه، قاسم شعرانی، حسن بن محمد بن بابای قمی، فارس بن حاتم قزوینی و... حضور دارند. هرکدام از این غلات عقاید خاصی را مطرح می کنند و حتی برخی از آنان گویا مدعی یک مذهب فقهی هستند و برای خود نوآوری هایی دارند.

حجت الاسلام جباری اضافه کرد: برخی از این غلات اباحه محارم می کردند؛ برای مثال در مذهب محمد بن نصیر نمیری تحلیل نکاح با محارم و تجویز همجنس گرایی دیده می شود. امام هادی(علیه السلام) با چنین کسانی مواجه است و گام نخست ایشان در برخورد با این انحرافات فکری، تبیین و تنویر بود که نمونه هایی از آنها ذکر شد. اما امام(علیه السلام) به این حد اکتفا نمی کرد و حتی گاه در صورتی که شخص اصرار به مسیر انحرافی خود داشت، برخورد فیزیکی می کردند

وی با اشاره به این که ائمه(علیهم السلام) درباره برخی از غلات، دستور حذف فیزیکی داده اند، گفت: برای نمونه امام جواد(علیه السلام) درباره دو تن از غلات عصر خود فرموده بودند که «هرگاه توانستید آنها را به قتل برسانید»؛ چرا که اصلاح پذیر نبودند و خطرشان نسبت به کیان اعتقادی مسلمانان و شیعیان بسیار جدی شده بود.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: امام هادی(علیه السلام) نیز دستور قتل یکی از غلات با نام فارس بن حاتم قزوینی را صادر کرد و یکی از اصحاب امام(علیه السلام) با نام جنید این مأموریت را به انجام رساند و این امر خود نشان گر آن است که ایشان، در جامعه آن زمان یک عنصر فعال بوده است.

وی خاطرنشان کرد: بنابراین این که برخی پنداشته اند که آن حضرت(علیه السلام) در در عسکرگاه سامرا و در زندان منعزل بوده و نمی توانسته است تا اقدامی بکند، تصوری غلط و نابجاست؛ امام هنگام حضور در سامرا و با وجود تحت نظر بودن، دستور قتل فارس بن حاتم را صادر می کند و در همان جاست که زیرکانه شیعه را در اقصی نقاط عالم اسلام اداره می کند.

 

* امام هادی(علیه السلام) و شبکه وکالت :

نویسنده کتاب «سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه(علیهم السلام)» تصریح کرد: امام هادی(علیه السلام) شبکه وکالت را که ائمه پیشین(علیهم السلام) به راه انداخته بودند، گسترش داد؛ این شبکه کانال ارتباطی بسیار مطمئنی بین امام هادی(علیه السلام) و شیعیان بود. وکلا مخفیانه با شیعیان مرتبط بودند و شیعیان نامه های پرسش و وجوهات شرعی و سؤالات دینی خود را به واسطه این نمایندگان برای امام(علیه السلام) می فرستادند و آنان هر از چند گاهی در سامرا حضور یافته و آنها را به حضرت(علیه السلام) عرضه می کردند و مخفیانه پس از دریافت پاسخ به دیار خویش برمی گشتند.

این محقق و پژوهشگر ادامه داد: با توجه به ابزار آن زمان نقش فرهنگی آن حضرت در اداره شیعیان در نقاط مختلف بسیار قابل توجه است؛ به ویژه وقتی که توجه کنیم که شیعیان در نقاطی مانند عراق (کوفه، بصره، مدائن، بغداد، موصل و ...)، جزیرة العرب (مدینه، یمن و ...)، شمال آفریقا (مصر، مغرب، ...) و ایران (همدان، اهواز، قم، سبزوار، شمال ایران، خراسان بزرگ، ...) پراکنده بودند و ارتباط با این مراکز و به خصوص رهبری فرهنگی شیعیان و جلوگیری از ورود آنان در انحرافات و لغرش های فکری زمان از حرکت های بسیار مهم امام هادی(علیه السلام) است.

وی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: در مجموع، حدود 13 سال از دوران امامت امام هادی(علیه السلام) در مدینه (با وجود تحت نظر بودن) بوده و ایشان در آنجا از یک آزادی نسبی برخوردار هستند و 21 سال آخر نیز در سامرا بوده اند و حاصل این دوره آن شد که شیعه از آسیب های فکری و فرهنگی مصون ماند و از سوی دیگر، امام(علیه السلام) به القای حقایق پرداخت که یکی از جلوه های آن زیارت بی نظیر جامعه کبیره است که امام(علیه السلام) در آن یک دوره امام شناسی را به شیعه عرضه کرد و آنان را برای ورود به دوره غیبت صغری آماده کرد.

 

منبع: ایکنا