یکشنبه, 26 مرداد 1393 ساعت 11:00
خواندن 1587 دفعه

کتاب الرد علی المتعصب العنید از ابن جوزی - عباسعلی مردی

ابو الفرج عبدالرحمان بن على بن محمد بن علی مشهور به ابن جوزى حنبلى  :

از علمای حدیث اهل سنت است. ابوالمظفر یوسف بن قزغلى صاحب تذكره الخواص، سبطِ او است كه در اواخر سنه 654 در دمشق وفات كرد.
گویند: ابن جوزى به خط خود بسیار كتابت كرده بود و ریزه‏هاى تراش قلم خود را كه به آن حدیث نوشته بود جمع كرده بوده، وقت مردن وصیت كرد كه آب غسل مرا به آن ریزه‏هاى قلم گرم نمایید. چون وفات كرد آب غسل او را به آنها گرم كردند و كفایت كرد، بلكه زیاد هم آمد.
ابن جوزى تألیفات بسیار دارد و نوادر حكایات او بسیار است از جمله اینکه وقتى در محضر «ناصر لدین الله» از او پرسیدند كه افضل مردم بعد از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) كیست؟ چون ناصر شیعى مذهب بوده، ابن جوزى جرأت تصریح به عقیده خود نكرد. لاجرم به اجمال جواب داد و گفت:« أفضلهم بعده مَن كانت بنته فی بیته؛ افضل مردم بعد از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آن كسى است كه دختر او در خانه وى است».
این عبارت دو احتمال دارد: یكى آنكه مراد آن باشد كه دختر پیغمبر (صلى الله علیه وآله) در خانۀ اوست، كه امیر المؤمنین (علیه السلام) باشد و احتمال دیگر آن كه دخترِ شخصِ افضل در خانه پیغمبر (صلى الله علیه وآله) است كه خلیفۀ اول باشد.
و هم معروف است كه از او عدد خلفا را پرسیدند. در جواب گفت: «أربع أربع أربع». اهل سنت حمل بر تأكید كردند و شیعه بر ائمّه اثنا عشر (علیهم السلام).

 

جواز لعن یزید :
در تجویز لعن بر یزید بین علمای اهل سنت اختلاف است. برخی آن را جایز نمی دانند و برخی آن را جایز دانسته و بر آن اقامۀ دلیل کرده اند. غزالی در احیاء علوم الدین، کتاب آفات اللسان بر عدم جواز لعن یزید اقامه دلیل کرده و گفته لعن مسلمانان جایز نیست و یزید مسلمان است و نسبت قتل یا امر یا رضاى به قتل حسین به او دادن سوء ظن به مسلمین است و هر کس گمان این نسبت کند در غایت حماقت است؛ سپس بیان می کند که به خاطر دوری از زمان یزید ما نمی دانیم او توبه کرده است یا نه، چه اینکه لعن کافر بعد از توبه جایر نیست. و اگر کسی یزید را لعن کند فاسق و معصیت کار خواهد بود. از این گذشته اگر لعن او جایز باشد و کسی لعنش نکند از معصیت کاران نخواهد بود. و ترحّم بر یزید جایز است بلکه مستحب است، بلکه در داخل عموم «اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات» است که در هر نماز می خوانیم. و یزید مؤمن بوده است.
از تجویز کنندگان بر لعن یزید می توان احمد بن حنبل و علی بن محمد طبری فقیه شافعی را نام برد.

 

کتاب الرد علی المتعصب العنید :
شخصی در مجلس وعظ ابن جوزی از جواز لعن یزید سؤال می کند. ابن جوزی در پاسخ اشاره می کند که علمای با تقوایی مثل امام احمد بن حنبل لعن او را جایز می شمارند.
وقتی این سخن به گوش شیخ عبد المغیث بن زهیر حربی می رسد در انکار سخن ابن جوزی می کوشد و جزوه ای تصنیف می کند. برخی آن نوشته را خدمت ابن جوزی می آورند و رد آن را از او می خواهند.
ابن جوزی شیخ عبد المغیث را شخص کم اطلاع از احادیث، متعصب و در زمرۀ اشخاصی که «نداند و نداند که نداند» معرفی کرده است. افزوده است که این شخص منقولات را نمی داند و معقولات را نمی فهمد با اینحال حدیث می خواند در حالی که حدیث صحیح از سقیم را نمی شناسد... سپس اخباری را که دال بر کج فهمی یا نافهمی آن شخص است، نقل کرده و سرآخر گفته: همین قدر در کم اطلاعی و بدفهمی او ما را بس، که در مقابل حسین به یزید تعصب می ورزد و چون من یاری حسین کرده ام بر من غضب می کند.
آنگاه شعری از امام امیر المؤمنین نقل کرده و از این گونه دشمنان گله کرده است. در ادامه با نقل روایاتی از احمد بن حنبل ابتدا در جواز لعن یزید به قرآن تمسک کرده که «فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحاکم، أولئک الذین لعنهم الله فأصمهم و أعمی أبصارهم» که فسادی بزرگتر از قتل می شناسید؟
سپس طعنه زده به جاهلانی که در عدم جواز لعن یزید تمسک می کنند به روایت «المؤمن لا یکون لعّاناً»
در بخش دیگر مشمولین لعنت (رباخواران، رشوه گیرندگان و ...) را ذکر کرده و فصلی باز کرده که هر کس با آنچه دوست دارد محشور خواهد شد و این شیخ با یزید محشور خواهد شد.
آنگاه چگونگی به خلافت رسیدن یزید و تلاش او برای اخذ بیعت از امام حسین به هنگام مرگ معاویه را باز گفته است. خروج امام حسین، شهادت مسلم و قیس بن مسهر در کوفه، شهادت امام حسین و یارانش در کربلا و حمل سرهای آنان به کوفه و شام، خطبه ابن زیاد که نفاقش را آشکار کرد و ارسال اهل بیت امام به شام، ماجرای عبد الله عفیف، چوب زدن بر لبهای امام، مجلس شام و ورود کاروان اهل بیت به مدینه، خروج اهل مدینه بر یزید، جنایات لشکر یزید در مدینه (واقعۀ حره)، روایات پیامبر در باب کسانی که اهل مدینه را بترسانند، بیعت تحمیلی یزید، تقیه صحابه در ایام عمال بنی امیه، حرمت نهادن به همه صحابه مخالف سیرۀ رسول خداست و ... از مطالب این کتاب است.

 

چاپهای کتاب :
1. تحقیق محمد کاظم محمودی، به سال 1403ق / 1983م، بی جا؛
2. تحقیق هیثم عبد السلام محمد، به سال 1426ق / 2005م، دار الکتب العلمیه، بی تا.
ابن خلكان× على بن محمد طبرى مشهور به الكیاء
حیوه الحیوان در لفظ فهد.
خلاصه كلام غزالى:

 

چاپهای کتاب الرد :
1. چاپ محمد کاظم محمودی، به سال 1403ق، بی جا؛
2. چاپ تحقیق هیثم عبدالسلام محمد، دار الکتب العلمیه، 1426ق.


منبع : افق حوزه