شنبه, 28 تیر 1399 ساعت 18:07
خواندن 70 دفعه

زیارت، توسل و تبرک به قبر امام رضا (علیه السلام) از دیدگاه اهل سنت

نویسنده: سید مصطفی عبدالله زاده

 علمای وهابیت مخالف توسل و تبرک به قبر اولیای الهی و دعا نزد قبر ولی هستند در حالی که علمای اهل سنت برای توسل و تبرک و برآورده شدن حاجت خودشان به زیارت قبر اولیای الهی می رفتند تا خداوند دعای آنها را به اجابت برساند بسیاری از علمای اهل سنت به زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) می رفتند تا توسل و تبرک به این ولی خداوند داشته باشند و برخی دیگر زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) بوسیله مردم را متذکر شدند. از باب نمونه به چند مورد اشاره می شود:
1: ابن خزیمه و ابو علی ثقفی و بزرگان اهل سنت
ابن حجر عسقلانی در «تهذیب التهذیب» از حاکم نیشابوری در خصوص زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) توسط ابن خزیمه و ابو علی و دیگر بزرگان اهل سنت چنین نقل کرده و می نویسد:
 (وسمعت أبا بكر محمد بن المؤمل بن الحسن بن عيسى يقول خرجنا مع إمام أهل الحديث أبي بكر بن خزيمة وعديله أبي علي الثقفي مع جماعة من مشائخنا وهم إذ ذاك متوافرون إلى زيارة قبر علي بن موسى الرضي بطوس قال فرأيت من تعظيمه يعني بن خزيمة لتلك البقعة وتواضعه لها وتضرعه عندها ما تحيرنا)[1].
از محمّد بن مؤمل بن حسن بن عیسی شنیدم که می‌گفت: همراه ابی بکر بن خزیمه امام اهل حدیث و همتراز او ابو علی ثقفی و جمع زیاد وکثیری از بزرگان و مشایخمان به زیارت قبر علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، در طوس رفتیم. محمّد بن مؤمل گفت: ابن خزیمه، چنان در برابر بارگاه آن حضرت، تعظیم و کرنش و تضرع (گریه زاری) می‌کرد که حیرت زده شدیم.
علاوه بر ابن خزیمه و آن مشایخ این تواضع و تعظیم و تضرع نزد قبر امام رضا (علیه السلام) مورد تایید حاکم نیشابوری و ابن حجر عسقلانی است و آنها نگفتند چنین عملی شرک یا بدعت است. آیا وهابیت می توانند به ابن خزیمه و ابو علی ثقفی و حاکم و ابن حجر عسقلانی لقب مشرک یا مبتدعه بدهند؟
ذهبی در ترجمه ابن خزیمه می نویسد: (الحافظ، الحجة، الفقيه، شيخ الإسلام، إمام الأئمة، أبو بكر السلمي النيسابوري، الشافعي، صاحب التصانيف ... وعني في حداثته بالحديث والفقه، حتى صار يضرب به المثل في سعة العلم والإتقان)[2]. ذهبی در ادامه می نویسد بخاطر ابن خزیمه دفع بلا از مردم مدینه شده است: (ثم قال أبو عثمان: إن الله ليدفع البلاء عن أهل هذه المدينة لمكان أبي بكر محمد بن إسحاق).
2: ابن حبان
ابن حبان درباره زیارت و نحوه حاجت خواستن خود از قبر امام رضا (علیه السلام)  مي نويسد: (وقبره بسنا باذ خارج النوقان مشهور يزار بجنب قبر الرشيد قد زرته مرارا كثيرة وما حلت بي شدة في وقت مقامي بطوس فزرت قبر علي بن موسى الرضا صلوات الله على جده وعليه ودعوت الله إزالتها عنى إلا أستجيب لي وزالت عنى تلك الشدة وهذا شيء جربته مرارا فوجدته كذلك أماتنا الله على محبة المصطفي وأهل بيته صلى الله عليه وسلم الله عليه وعليهم أجمعين)[3].
قبر امام رضا (علیه السلام) در سناباد خارج نوقان که مشهور است واقع شده است و در کنار قبر هارون الرشید زیارت می شود، من این قبر را دفعات زیادی زیارت کرده‌ام، و موقعی که در طوس مقیم بودم، هر سختی و شدتی  که به من روی می‌آورد، قبر علی بن موسی الرضا (صلوات الله علی جده و علیه) را زیارت می‌کردم و دعا می‌نمودم خدا آن را رفع کند، دعایم مستجاب می‌شد و خدا آن سختی را از من رفع می کرد و دعایم را مستجاب می‌نمود. این چیزی است که من بارها آن را تجربه کرده‌ام. خدا ما را با محبت مصطفی و اهل بیت او(صلی الله علیه و سلم الله علیه و علیهم اجمعین) بمیراند.
ذهبی درباره ابن حبان می نویسد: (الإمام، العلامة، الحافظ، المجود، شيخ خراسان، أبو حاتم، محمد بن حبان ... صاحب الكتب المشهورة)[4].
3: محمد بن عليّ بن سهل شافعي
حاكم نيشابوري از محمد بن عليّ بن سهل شافعي نقل می کند: (يقول: ما عرض لي مهمّ من أمر الدين و الدنيا فقصدت قبر الرضا لتلك الحاجة، و دعوت عند القبر إلا قضيت لي تلك الحاجة، و فرّج اللّه عنّي ذلك المهمّ. ثم قال أبو الحسن رحمه اللّه: و قد صارت إلى هذه العادة أن أخرج إلى ذلك المشهد في جميع ما يعرض لي فإنّه عندي مجرّب)[5].
هيچ امر مهم ديني و دنيايي براي من روي نداد كه به بارگاه امام رضا (علیه السلام) براي آن حاجت رفتم و نزد قبرش خدا را خواندم جز آن كه آن حاجت روا شد و خداوند مرا از آن امر مهم رهانيد. سپس ابوالحسن گفت: و اين عادتم شده كه به آن در تمام اموري كه بدان ها دچار مي شوم بروم چرا كه آن نزدم آزموده شده است.
ذهبی درباره محمد بن عليّ بن سهل الفقيه می نویسد: (العَلاَّمَةُ، شَيْخُ الشَّافِعِيَّةِ، أَبُو الحَسَنِ مُحَمَّدُ بنُ عَلِيِّ بنِ سَهْلِ بنِ مُصْلِحٍ النَّيْسَابُوْرِيُّ، الشَّافِعِيُّ ... قَالَ الحَاكِمُ: كَانَ أَعرفَ الأَصحَابِ بِالمَذْهَبِ وَتَرْتِيْبِهِ ...)[6].
4: حاکم نیشابوری
حاکم نیشابوری می گوید: (و قد عرّفني اللّه من كرامات التربة خير كرامة، منها: أنّي كنت متقرّسا لا أتحرّك إلا بجهد فخرجت وزرت و انصرفت إلى نوقان بخفّين من كرابيس فأصبحت من الغد بنوقان و قد ذهب ذلك الوجع و انصرفت سالما إلى نيسابور)[7].
خداوند مرا از كرامات تربتش بهترين كرامت را شناساند، از جمله آنكه من دچار بيماري خشكي مفاصل بودم و جز با مشقت نمي توانستم حركت كنم. بنابراين بيرون آمدم و زيارتش كردم و با دو كفش كرباسي به نوقان بازگشتم صبح كه در نوقان بودم تمام آن درد رفت و تندرست به نيشابور بازگشتم.
5: ابا الحسین بن ابی بکر
حاکم نیشابوری درباره توسل ابا الحسین بن ابی بکر می نویسد: (سمعت أبا الحسين بن أبي بكر الفقيه يقول: قد أجاب اللّه لي في كل دعوة دعوته بها عند مشهد الرضا، حتى إني دعوت اللّه [أن يرزقني ولدا] فرزقت ولدا بعد الإياس منه)[8].
از ابوالحسين بن ابوبكر فقيه شنيدم كه مي گفت: خداوند هر دعايي كه در مرقد امام رضا (علیه السلام) كردم اجابت كرد حتي از خدا خواستم فرزندي به من عنايت كند كه بعد از نااميدي فرزندي برایم روزي كرد.
6: ذهبی و صفدی
ذهبی و صفدی درباره بارگاه امام رضا (علیه السلام) می نویسند: (لعلي بن موسى مشهد بطوس، يقصدونه بالزيارة)[9]؛ برای علی بن موسی (علیه السلام) درطوس زیارتگاهی است که مردم به قصدزیارت درآنجا حضور می یابند.
ذهبی در کتاب «العبر» می نویسد: (له مشهد كبير بطوس يزار)[10]؛ برای امام رضا (علیه السلام) بارگاه بزرگی در طوس است و زیارت می شود.
7: ابن عماد حنبلي
ابن عماد حنبلي مي نويسد: (وعليّ بن موسى الرّضا، الإمام أبو الحسن الحسينيّ بطوس، وله خمسون سنة، وله مشهد كبير بطوس يزار)[11]؛ امام على بن موسى الرضا ابوالحسن حسینى که در طوس مدفون است و برای او 50 سال بود و قبر ایشان بسیار بزرگ و وسیع است و محل زیارت زائران است.

نتیجه
علمای اهل سنت بر خلاف وهابیت به قبر امام رضا (علیه السلام) توسل و تبرک داشته و به زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) می رفتند و برای امام رضا (علیه السلام) در طوس بارگاه بزرگی بود که محل زیارت زائران بود. امروزه هم مشاهده می شود مردم و علمای اهل سنت از راه دور برای توسل و تبرک به زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) می روند.

منابع:
[1]- ابن حجر عسقلانى، احمد، تهذيب التهذيب، مطبعة دائرة المعارف النظامية، هند، چاپ اوّل، 1326ق. ج 7، ص 388.
[2]- ذهبي، محمّد بن احمد (748)، سير أعلام النبلاء، تحقيق: مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، مؤسسة الرسالة، بيروت، چاپ سوّم، 1405 هـ.ق. ج 14، ص 365.
[3]- ابن حبان دارمي، محمّد، الثقات، دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد، دكن هند، چاپ اوّل، 1393ق. ج 8، ص 457.
[4]- ذهبي، محمّد بن احمد، سير أعلام النبلاء، ج 16، ص 92.
[5]- حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين (م 730)، فرائد السمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمة من ذريتهم عليهم السلام، مؤسسة المحمود، بيروت، چاپ اوّل، 1400 هـ. ق. ج 2، ص 220.
[6]- ذهبي، محمّد بن احمد، سير أعلام النبلاء، ج 16، ص 446 و 447.
[7]- حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين، فرائد السمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمة من ذريتهم عليهم السلام، ج 2، ص 220.
[8]- حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين، فرائد السمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمة من ذريتهم عليهم السلام، ج 2، ص 220.
[9]- ذهبي، محمّد بن احمد، سير أعلام النبلاء، ج 3، ص 393- صفدي، خليل بن أيبك (م 764هـ)، الوافي بالوفيات، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، نشر: دار إحياء التراث، بيروت، 1420هـ. ق. ج 22، ص 155.
[10]- ذهبي، محمّد بن احمد، العبر في خبر من غبر، محقق: أبو هاجر محمد السعيد بن بسيوني زغلول، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، بی تا. ج 1، ص 266.
[11]- عبد الحي بن أحمد بن محمد ابن العماد العَكري الحنبلي، أبو الفلاح (المتوفى: 1089هـ)، شذرات الذهب في أخبار من ذهب، حققه: محمود الأرناؤوط، خرج أحاديثه: عبد القادر الأرناؤوط، ناشر: دار ابن كثير، دمشق – بيروت، چاپ اول، 1406 هـ - 1986 م. ج 3، ص 14.