سه شنبه, 22 مرداد 1398 ساعت 19:13

آیا آیه «إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یخْلُقُوا ذُباباً..» دلالت بر نفی استغاثه از غیر خدا می کند؟(بخش اول)

بخش اول

یکی از آیاتی که وهابی ها به برای نفی خواندن غیر خدا به آن استدلال می کنند آیه 73سوره حج می باشد: یا أَیهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیئاً لا یسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوب [1]«ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مَثَلی زده ‌شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانی که به‌ جای خدا می‌پرستید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، اگرچه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمی‌توانند آن را از او باز گیرند، هم پرستش‌کنندگان و هم معبودان ناتوان‌اند.
سوال
وهابیان که برداشت‌های ظاهرگرایانه افراطی از آیات قرآن دارند به این آیه متمسک می‌شوند و می‌گویند همان‌گونه که خداوند کسانی که غیر از او را می خوانند مشرک می‌خواند و می‌گوید آنها نمی‌توانند کاری انجام دهند، پس کسانی از مسلمانان که اولیاء یا انبیای الهیِ از دنیارفته را بخوانند. چون غیرخداوند را می خوانند لذا مشرک هستند. صنعانی، که یکی از معاصران محمد بن عبدالوهاب و از طرفداران سرسخت وهابیت است،: از آیه چنین برداشت کرده است که با اینکه مشرکان خدا را قبول داشتند و او را خالق آسمان و زمین می‌دانستند ولی خداوند آنها را مشرک می‌خواند؛ چون غیر خدا را می خواندند پس کسانی هم که غیرخدا را می‌خوانند خواه مسلمان باشند یا نه، طبق این آیه مشرک خواهند بود[2]. أبی عبدالرحمن العروسی، از وهابیان معاصر، است که بحث جامعی درباره ندای غیرالله دارد. وی این نوع خواندن‌ها را به چهار دسته تقسیم می‌کند و می‌گوید آیاتی در قرآن کریم وجود دارد دال بر عجز و ناتوانی کسانی غیر از خداوند که مردم آنها را می‌خوانند. این آیات می‌گوید این افراد صلاحیت و اهلیت آن را ندارند که مخاطب دعا و ندا قرار گیرند. تنها کسی که چنین شأنی دارد خداوند است و دیگران چنین صلاحیت و شأنی ندارند.[3]  صالح فوزان نیز انبیاء و صالحان را داخل در مصداق این آیه دانسته و  گوید آنها قدرت بر خلق چیزی را ندارند[4] و در کتاب دیگری نیز نقل شده است خواندن غیر خدا ، استغاثه هست و استغاثه نیز عبادت و مسلمان نباید این نوع درخواست و خواندنی داشته باشد[5]
پاسخ
شأن نزول آیه برای مشرکان است نه مسلمانان
با مراجعه به تفاسیر و سخنان عالمان شیعه و سنی به این نتیجه می‌رسیم که آنها این آیه و آیات مشابه آن را در شأن مشرکان می‌دانند و می‌گویند این آیات برای توبیخ مشرکان و عجز بت‌های آنها نازل ‌شده است. هیچ‌یک از آنها این آیات را در شأن مسلمانان ندانسته‌اند. سیوطی در کتاب تفسیری خود به نام الدر المنثور، ذیل این آیه از قول ابن‌عباس روایت می‌آورد که این آیه و شأن نزول آن، درباره بت‌ها بوده است[6] همچنین، وی درباره این قسمت از آیه که می‌فرماید: ) وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا( روایتی از سدی می‌آورد و می‌گوید: «بت‌پرستان برای بت‌های خود غذا می‌آوردند و جلوی آنها می‌گذاشتند. در این هنگام مگس‌ها روی این غذاها می‌نشستند و از آنها می‌خوردند. قرآن در اینجا به این نکته اشاره می‌کند که این بت‌ها قدرت ندارند این غذا را از آن مگس‌ها پس بگیرند[7]
در تفسیر أنوار التنزیل و أسرار التأویل از بیضاوی نقل ‌شده است که منظور از (إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهَ) ( بت‌ها هستند که مشرکان آنها را به ‌عنوان خالق می‌خواندند[8] ابن‌عاشور، در کتاب التحریر والتنویر، بعد از بیان آیه، می‌گوید منظور از این آیه مشرکان هستند، ولی در ادامه به این نکته هم اشاره می‌کند که می‌توان مخاطب این آیه را هم مشرکان گرفت و هم مسلمانان، ولی چون جمهور «تدعون» را با تاء خطاب خوانده‌اند منظور از «یا ایها الناس» مخصوص مشرکان می‌شود و مسلمانان را در بر نمی‌گیرد. نیز منظور از خوانده‌شونده‌ها در این آیه فقط اصنام و بت‌ها هستند[9] ابن ابی حاتم در تفسیر خود روایت سدی را، که قبلاً ذکر شد، می‌آورد و می‌گوید منظور از این آیه بت‌ها هستند که مشرکان برای آنها غذا می‌گذاشتند و مگس‌ها روی آن می‌نشستند و از غذا می‌خوردند، ولی این بت‌ها توان جلوگیری از این کار را نداشتند[10] در تفاسیر شیعه نیز اشاره شده است که مراد مشرکان بودند که بت های را که در اطرف کعبه بود را عبادت می کردند «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» يعني الأصنام و كان ثلثمائة و ستين صنما حول الكعبة «لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً» في صغره و قلته[11]
ممکن است وهابی‌ها بگویند این آیه مخصص نیست؛ هرچند درباره مشرکان و بت‌ها نازل شده، ولی اکنون مسلمانان نیز مشرک شده‌اند و قبور را برای خود بت قرار داده‌اند.
در پاسخ می‌گوییم، با دقت در این آیه و تفاسیری که از علمای اهل سنت در ذیل آن وارد شده است درمی‌یابیم که این آیه در مقام مذمت عمل مشرکانی است که اعتقاد به ربوبیت بت‌ها داشتند و برای همین آنها را می‌خواندند. این عمل مشرکان بسیار متفاوت با عمل مسلمانانی است که به اولیاءالله، به سبب مقامی که نزد خداوند دارند، احترام می‌گذارند و هیچ‌گاه نیز آنها را نپرستیده‌اند، بلکه وسیله‌ای برای تقرب به خداوند قرار داده‌اند. پس به این نتیجه می‌رسیم که عمل مسلمانان در خواندن اولیای الهی غیر از عمل مشرکان است در خواندن بت‌ها. زیرا مشرکان قائل به ربوبیت بت‌ها بودند و اعتقاد داشتند که بت‌ها تصرف در کون دارند و می‌توانند حوائج آنها را برآورده کنند، در حالی ‌که هیچ مسلمانی اعتقاد به ربوبیت و استقلال اولیای الهی در عمل ندارد، بلکه آنها را از مقربان درگاه الهی می‌دانند که به اذن و اجازه خداوند قدرت تصرف در کون دارند و هیچ نحوه قدرت استقلالی برای خود ندارند.یکی دیگر از مفسران اهل سنت، که به این نکته اشاره ‌کرده، ابن‌کثیر است. او در تفسیر خود، ذیل این آیه، می‌گوید این سخن را خداوند برای تبیین حقارت بت‌ها و کوتاهی فهم مشرکان که آنها را عبادت می‌کردند بیان کرده و منظور خداوند این بوده که به مشرکان بفهماند اگر تمام بت‌هایی که شما می‌پرستید را با هم جمع کنید نمی‌توانند حتی مگسی را خلق کنند، بلکه خداوند چیزی بالاتر از این را بیان کرده که این بت‌ها حتی ناتوان‌تر از آنند که اگر مگسی چیزی از آنها ربود، آن را از مگس پس بگیرند[12]
وهابی ها با تأویل و تطبیق آیات نازل‌شده در شأن اهل کتاب و مشرکان، آنها را حمل بر مسلمانان کرده‌اند و اهل قبله را مشرک و کافر خوانده‌اند. جالب اینجا است که علی بن نایف الشحود، از علمای وهابی، نیز در کتاب المفصل فی فقه الدعوة إلی الله تعالی این آیه و آیات شبیه به آن را مخصوص کمک‌خواستن از بت‌ها می‌داند و آن را در شأن کفاری می‌داند که بت می‌پرستیدند نه اولیای الهی. او می‌گوید:در این آیات عجز و ناتوانی بت‌ها را بیان می‌کند و اینکه آنها اهلیت الهه‌بودن ندارند، در حالی ‌که حتی حواسی را که برای هر موجود حی و زنده‌ای لازم است ندارند، چه رسد به آنچه مافوق آن باشد که از خصائص اله قادر باشد؛ مانند قدرت برای ایجاد از عدم و مالک مطلق بودن برای آسمان و زمین ..[13] الشحود، با اینکه خود از علمای وهابی است، شأن نزول این آیه و آیات مشابه آن را درباره کفار و مشرکان می‌داند و تعمیم حکم شرک به مسلمانان را از این آیات استفاده نمی‌کند. وی از این آیه فقط برای شرک مشرکان استفاده می‌کند و اشاره‌ای به این مطلب ندارد که برخی از مسلمانان نیز این اعمال مشرکان را انجام می‌دهند، پس مشرک‌اند.

 
[1] سوره حج (22): آیه 73.
[2] شرح تطهیر الاعتقاد عن أدران الإلحاد، ج1، ص51.
[3] العروسی، أبی عبد الرحمن جیلان بن خضر، الدعاء و منزلته من العقیدة الإسلامیة، ج1، ص296.
[4] فوزان،  إعانة المستفيد بشرح كتاب التوحيد - (1 / 367)
[5] ما يجب أن يعرفه المسلم عن دينه - (1 / 11)
[6] سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج4، ص370: اخرج ابن مردویه عن ابن عباس رضی الله عنهما فی قوله یا أَیهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ قال نزلت فی صنم.
[7]  همان
[8] البیضاوی، عبد الله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج4، ص79.
[9] ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر والتنویر، ج17، ص245.
[10] ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج8، ص2505.
[11] مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 152
[12] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ج5، ص397.
[13] ففی هذه الآیات بیان عجز الأصنام و عدم أهلیتها لأن تکون آلهة تعبد من دون الله - تعالی -، حیث فقدت الحواس والأعضاء اللازمة لکل حی کی یتحرک و یعمل، فضلاً عما هو فوق ذلک مما هو من خصائص الإله القادر کالإیجاد من العدم والملک المطلق لکل ما فی السموات والأرض و ...»؛ الشحود، علی بن نایف، المفصل فی فقه الدعوة إلی الله تعالی، ج11، ص65.
منبع : مجله سراج منیر شماره 21  نویسنده : علی اصغر کمالی