چهارشنبه, 16 مرداد 1398 ساعت 17:32

آیا امامان صدای شیعیان را هنگام حاجت خواستن نمی شنوند؟

سوال
برخی شبکه های ماهواره ای وهابی چنین شبهه می کنند که انسان برای مداوا نزد دکتر زنده می رود، اما شیعیان برای مداوای بیماریشان نزد دکترهای مرده که امامانشان هستند می روند. این در حالی است که امامان مرده هستند و صدای ما را نمی شوند.
پاسخ
در پاسخ از این شبهه باید گفت: امامان اگر چه جسمشان از بین ما رفته و از دنیا رفته اند، ولی زنده هستند؛ زیرا اساسا حیات انسان، مربوط به روح است. هر انسانی که پا به عرصه وجود بگذارد نمی میرد. ملاک در زنده یا مرده بودن، روح انسان است نه بدن انسان و از آنجا که روح امامان زنده هستند پس می توانند درخواست ما را بشنوند و به حاجات ما پاسخ دهند به همین جهت زمانی که انسان از دنیا می رود و علاقه نفس از بدن قطع می شود، نفس باقی می ماند. قرآن کریم به این مطلب تصریح دارد که انسانیت انسان بعد از قطع ارتباط با جهان مادی باقی می ماند. خداوند در برخی از آیات از زندگی و حیات شهیدانی که در میدان جنگ به شهادت رسیده اند و بدن های آنها متلاشی شده است خبر می دهد و از مرده خواندن آنها نهی می کند.[1] خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ [آل عمران/169] (اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.»
همچنین می فرماید: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُون‏ [بقره/154] و به آنها كه در راه خدا كشته مى‏شوند، مرده نگوييد! بلكه آنان زنده‏اند، ولى شما نمى‏فهميد»
با توجه به این آیات مشخص می شود که شهدا زنده هستند. البته این به معنای آن نیست که دیگر انسانها زنده نیستند، بلکه همه مؤمنان زنده هستند، ولی در بین راهیان الی الله، شهدا سهم خاصی از زندگی را دارند. به این معنی که شهدا از حیات خاصی برخوردار هستند.[2] امامان نیز که به مقام شهادت رسیدند به طریق اولی دارای حیات خاص  و عالی هستند. حیاتی که دیگران از درک آن عاجزند. بنابراین امامان اهل بیت زنده هستند. انسان زنده منشأ اثر است. صدای دیگران را می شوند و قادر به پاسخگویی است.
همچنین خداوند در قرآن به پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب کرده است که با پیامبران قبل از خودش که از دنیا رفته اند سخن بگوید: «وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً یُعْبَدُون [زخرف/45] از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس. آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم!؟» اینکه خداوند از پیامبر می خواهد که از انبیای پیشین سوال کند دلیلی است بر اینکه آنها سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) را می شنوند و قادر به پاسخگویی هستند.[3]
آیات دیگری نیز وجود دارد که نشانگر آن است که مردگان می شنوند. مثل این آیه که خداوند متعال درباره حضرت لوط و قومش می فرماید: «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ جاثِمِینَ * فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَةَ رَبِّی وَ نَصَحْتُ لَکُمْ وَ لکِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِینَ [اعراف/78 و 79] سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت و صبحگاهان، [تنها] جسم بی‌جانشان در خانه‌هاشان باقى مانده بود. [صالح] از آنها روى برتافت و گفت: اى قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خیرخواهى را انجام دادم، ولى [چه کنم که] شما خیرخواهان را دوست ندارید!» از این که حضرت صالح با قوم خود سخن گفته به دست می آید که اموات در عالم برزخ می شنوند[4] و الا معنا نداشت که حضرت صالح با آنان سخن بگوید.
افزون بر آیات قرآن، روایات نیز تأیید دیگری است بر اینکه اموات صدای زندگان را می شنوند. مثل این روایت که انس بن مالک از رسول خدا نقل کرده که فرمود: «بنده چون در قبرش گذاشته می‌شود و اصحاب او پشت کرده و می‌روند به طورى که صداى کفش‌هاى آنان را می‌شنود، دو فرشته نزد او می‌آیند و او را می‌نشانند و به او می‌گویند: دیدگاه تو درباره این مرد [محمّد (ص)] چیست؟».[5]
همچنین در روایت دیگر آمده است که عایشه نقل کرده که گفت: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هر شبى که نوبت من بود آخر شب به قبرستان بقیع می‌رفت و می‌فرمود: «درود بر شما اى خانه قوم مؤمنین، و آمد شما را آنچه که به شما وعده داده شده بود که در آینده به شما خواهد رسید ...»[6] این روایات نیز دلیل بر آن است که اموات صدای زندگان را می شنوند. از این دست روایات فراوان است که به برخی از آنها اشاره شد. بنابراین وقتی اشخاص معمولی که از دنیا رفته اند، صدای زندگان را می شنوند، به طریق اولی، امامان اهل بیت صدای زائرین را می شوند و می توانند به آنها پاسخ دهند.
 این مطلب منحصر در مذهب شیعه نیست؛ بلکه علمای برجسته سلفی نیز در رابطه با «سماع موتی» به صراحت گفته اند کسی که از دنیا رفته است، صدای زندگان را می شنود. ابن تیمیه در این رابطه می نویسد: در صحیح مسلم روایت است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر نمی ترسیدم که از دفن همدیگر امتناع کنید، دعا می کردم تا صدای عذاب شدن مردگان در قبر را می شنیدید، همان طوری که من می شنوم» ابن تیمیه در ادامه می نویسد: در صحیح بخاری و مسلم ثابت شده که پیامبر با کشته شدگان مشرکان، وقتی که در چاه بدر انداخت، صحبت کرد و فرمود: شما شنواتر از آنها نیستید و روایات در این باره زیاد است و الله اعلم.[7]
این سخن ابن تیمیه، تصریح دارد که اموات صدای زندگان را می شنوند. همچنین ابن قیم که در نزد سلفیه از جایگاه بالایی برخوردار است در کتاب «الروح» می نویسد: «أَن الْمَيِّت يعلم بِعَمَل الحى من أَقَاربه وإخوانه»[8] میت عمل اقوام و بستگانش را می فهمد. ابن قیم در ادامه می نویسد: به زائر قبور «زائر» می گویند چون به زیارت اموات رفته است و اگر اموات هیچ نمی فهمیدند که چه کسی به زیارت آنها آمده است، درست نبود که نام «زائر» بر زیارت کنندگان قبور گذاشته شود[9] ؛ زیرا به کسی که به خانه کسی می رود، ولی درب خانه او بسته است و نمی تواند وارد خانه شود، نمی گویند که تو به زیارت فلانی رفتی!
همچنین در روایات آمده است که وقتی به زیارت قبور می روید به آنها سلام کنید و اگر اموات درک و شعور نداشتند، نیاز به سلام کردن نبود. این در حالی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود وقتی به زیارت قبور می روید بگویید: «السَلام عَلَيْكُم أهل الديار من الْمُؤمنِينَ وَالْمُسْلِمين وَإِنَّا إِن شَاءَ الله بكم لاحقون يرحم الله الْمُسْتَقْدِمِينَ منا ومنكم والمستأخرين نسْأَل الله لنا وَلكم الْعَافِيَة».[10] ابن قیم در ادامه تأکید می کند که این سلام و خطاب قرار دادن اموات، دلالت بر این دارد که آنها صدای ما را می شنوند و آگاهی دارند و به سلام با پاسخ می دهند. همچنین اگر شخصی در نزدیک آنها نماز بخواند او را مشاهده می کند و می فهمند که در حال نماز خواندن است و به او غبطه می خورند.[11]
ابن قیم سپس حکایتی جالب نقل می کند که دلالت دارد بر اینکه اموات بر اعمال زندگان آگاهی دارند و سخن آنها را می شنوند. او می گوید: شخصی به نام ابو قلابه حکایت کرد که از شام به بصره مسافرت کردم در منزلی که برای استراحت منزل کرده بودم نیمه شب از جا برخواستم برای اقامه نماز شب. بعد از اینکه دو رکعت نماز شب خواندم، خوابم برد بعد از لحظاتی بیدار شدم در حالی که صاحب قبر شکایت می کرد و می گفت: نیمه شب من را اذیت کردی. شما قادر بر عمل هستید ولی نمی دانید! و ما می دانیم و قدرت بر عمل نداریم. سپس گفت: دو رکعت نماز بهتر است از دنیا و آنچه در دنیاست.[12]
اکنون سؤال این است وقتی که یک شخص معمولی که از دنیا رفته است شعور و آگاهی دارد و می فهمد و به سلام زائرین پاسخ می دهد، آیا امامان اهل بیت که بهترین اشخاص بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) هستند نمی شنوند و شعور ندارند و قدرت پاسخگویی به زائرینشان را ندارند! چنین چیزی قطعا جسارت به مقام امامان اهل بیت است.

منبع: سایت وهابیت پژوهی، نویسنده: مجتبی محیطی
[1] . جوادی آملی، عبدالله، رحیق مختوم، ج1-2، ص206
[2] . جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج7، ص604
[3] . سبحانى، جعفر، الالهیات على هدى الکتاب و السنة و العقل، ج ‏4، ص 204 – 205، قم، المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة، چاپ سوم، 1412ق.
[4] . الإلهیات على هدى الکتاب و السنة و العقل، ج ‏4، ص 204.
[5] . «ب الْعَبْدُ إِذَا وُضِعَ فِي قَبْرِهِ , وَتُوُلِّيَ , وَذَهَبَ أَصْحَابُهُ حَتَّى إِنَّهُ لَيَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ ، أَتَاهُ مَلَكَانِ فَأَقْعَدَاهُ , فَيَقُولَانِ لَهُ : مَا كُنْتَ تَقُولُ فِي هَذَا الرَّجُلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ؟ فَيَقُولُ : أَشْهَدُ أَنَّهُ عَبْدُ اللَّهِ وَرَسُولُهُ» بخاری، محمد بن إسماعیل، الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله(ص) و سننه و أیامه (صحیح البخاری)، محقق، الناصر، محمد زهیر بن ناصر، ج 2، ص 90، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق.
[6] . قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله (صحیح مسلم)، محقق، عبد الباقی، محمد فؤاد، ج 2، ص 669، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
[7] . «وثبت عنه فی الصحیح أنه قال لولا أن لا تدافنوا لسألت الله أن یسمعکم عذاب القبر مثل الذی أسمع وثبت عنه فی الصحیح أنه نادی المشرکین یوم بدر لما ألقاهم فی القلیب وقال ما أنتم بأسمع لما أقول منهم والآثار فی هذا کثیره منتشره والله أعلم.» ابن تیمیه، مجموع الفتاوی،تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، بی جا: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، 1416ق، ج4، ص273.
[8] . ابن القيّم الجوزية، محمّد بن أبي بکر (م 751)، الروح في الكلام على أرواح الأموات والأحياء بالدلائل من الكتاب والسنة، دار الكتب العلمية، بيروت، ص7
[9] . ابن القيّم الجوزية، محمّد بن أبي بکر (م 751)، الروح في الكلام على أرواح الأموات والأحياء بالدلائل من الكتاب والسنة، دار الكتب العلمية، بيروت، ص7
[10] . نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقى، دار إحياء التراث العربى، بيروت، بى تا، ج2، ص669؛ ابن ماجه قزوينى، محمّد، سنن ابن ماجه، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء الكتب العربية، بى تا، ج1، ص494؛ نسائي، احمد، السنن الصغرى، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، مكتب المطبوعات الإسلامية، حلب، چاپ دوّم، 1406ق، ج4، ص91.
[11] . « وَيَكْفِي فِي هَذَا تَسْمِيَة الْمُسلم عَلَيْهِم زَائِرًا وَلَوْلَا أَنهم يَشْعُرُونَ بِهِ لما صَحَّ تَسْمِيَته زَائِرًا فَإِن المزور إِن لم يعلم بزيارة من زَارَهُ لم يَصح أَن يُقَال زَارَهُ هَذَا هُوَ الْمَعْقُول من الزِّيَارَة عِنْد جَمِيع الْأُمَم وَكَذَلِكَ السَّلَام عَلَيْهِم أَيْضا فَإِن السَّلَام على من لَا يشْعر وَلَا يعلم بِالْمُسلمِ محَال وَقد علم النَّبِي أمته إِذا زاروا الْقُبُور أَن يَقُولُوا سَلام عَلَيْكُم أهل الديار من الْمُؤمنِينَ وَالْمُسْلِمين وَإِنَّا إِن شَاءَ الله بكم لاحقون يرحم الله الْمُسْتَقْدِمِينَ منا ومنكم والمستأخرين نسْأَل الله لنا وَلكم الْعَافِيَة
وَهَذَا السَّلَام وَالْخطاب والنداء لموجود يسمع ويخاطب وَيعْقل ويردو إِن لم يسمع الْمُسلم الرَّد وَإِذا صلى الرجل قَرِيبا مِنْهُم شاهدوه وَعَلمُوا صلَاته وغبطوه على ذَلِك
قَالَ يزِيد بن هَارُون أخبرنَا سُلَيْمَان التيمى عَن أَبى عُثْمَان النهدى أَن ابْن سَاس خرج فِي جَنَازَة فِي يَوْم وَعَلِيهِ ثِيَاب خفاف فَانْتهى إِلَى قبر قَالَ فَصليت رَكْعَتَيْنِ ثمَّ اتكأت عَلَيْهِ فوَاللَّه إِن قلبى ليقظان إِذْ سَمِعت صَوتا من الْقَبْر إِلَيْك عَنى لَا تؤذنى فَإِنَّكُم قوم تَعْمَلُونَ وَلَا تعلمُونَ وَنحن قوم نعلم وَلَا نعمل وَلِأَن يكون لى مثل ركعتيك أحب إِلَى من كَذَا وَكَذَا فَهَذَا قد علم باتكاء الرجل على الْقَبْر وبصلاته». ابن القيّم الجوزية، محمّد بن أبي بکر (م 751)، الروح في الكلام على أرواح الأموات والأحياء بالدلائل من الكتاب والسنة، دار الكتب العلمية، بيروت، ص8
[12] . «حَدثنَا أَبُو قلَابَة قَالَ أَقبلت من الشَّام إِلَى الْبَصْرَة فَنزلت منزلا فتطهرت وَصليت رَكْعَتَيْنِ بلَيْل ثمَّ وضعت رأسى على قبر فَنمت ثمَّ انْتَبَهت فَإِذا صَاحب الْقَبْر يشتكينى يَقُول قد آذيتني مُنْذُ اللَّيْلَة ثمَّ قَالَ إِنَّكُم تَعْمَلُونَ وَلَا تعلمُونَ وَنحن نعلم وَلَا نقدر على الْعَمَل ثمَّ قَالَ الركعتان اللَّتَان ركعتهما خير من الدُّنْيَا».  ابن القيّم الجوزية، محمّد بن أبي بکر (م 751)، الروح في الكلام على أرواح الأموات والأحياء بالدلائل من الكتاب والسنة، دار الكتب العلمية، بيروت، ص8.