سه شنبه, 05 تیر 1397 ساعت 14:19
خواندن 615 دفعه

نقد نظریه: رؤیاهای رسولانه

نویسنده جواد علاء المحدثین

این نظریه در سال ۱۳۹۲ توسط آقای دکتر سروش ارائه شد. تلویزیون بی‌بی‌سی در ۱۳۹۵ با حضور ایشان، مناظره‌ای را در این موضوع پخش کرد که نگارنده نقدی را بر آن نگاشتم و در سایت آن رسانه منتشر شد. (لینک و متن مقاله را در زیر می‌آورم.)
اکنون بی‌بی‌سی پس از دو سال مجددا خلاصه‌ای از این نظریه را از زبان شخص ایشان، در کلیپی کوتاه ارائه کرده است که بنده نیز در ادامه، نقد کوتاهی را بر آن می‌نگارم. عبارات آقای سروش را ذکر و سپس نقد و البته به سخنان قبلی ایشان در مقالات مربوط یا مناظره مورد اشاره نیز استناد خواهم کرد:

نظریه «رؤیاهای رسولانه» چه می‌گوید؟
دکتر سروش در کلیپ می‌گوید: «مداقه‌ در آیات قرآن، مخصوصا در مورد صحنه‌های قیامت و پاره‌ای از صحنه‌های تاریخی، به من می‌گفت که این‌ها حرف‌هایی نیست که پیغمبر شنیده باشد. این‌ها مناظری است که دیده است. یعنی وحی در واقع سمعی/ بصری بوده است، به جای این‌که فقط سمعی باشد ... من در نهایت مسیر به این‌جا رسیدم که وحی، چیزی شبیه رؤیا بوده است.»
باید گفت: این که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله محتوای وحی را دیده یا شنیده باشد، نکته حساسی در بحث فعلی ما نیست، اما:
ولا دلیلی بر آن، نه در این کلیپ، و نه در سخنان تفصیلی قبلیِ ایشان نیامده. در عبارات فوق نیز ایشان صرفا گفته «مداقه من» بدین جا رسید، که به وضوح، دلیل نیست.
بله ایشان ادعا دارد که این «نظریه مشکلاتی را حل می کند.» این ادعا را بررسی خواهم کرد.
دیدنِ حقایق معمولا به معنای مواجهه قوی و واضح است، اما وقتی تعبیر رؤیا در بین آید، مطلب به سمت پیچیدگی پیش می‌رود، زیرا به تعبیر خود ایشان:  «خواب همواره و در صریح‌ترین صورتش، باز هم رمزآلود و مِه‌آلود است.»

نظریه «رؤیاهای رسولانه» کدام مشکل را قرار است حل کند؟
دکتر سروش در کلیپ می‌گوید مطالبی در قرآن هست که نمی‌توان پذیرفت خدا فرموده اما بنا بر نظریه رؤیا، ظاهر این آیات مورد نظر نبوده، بلکه باید شبیه رؤیا تعبیر شود و معلوم است که تعبیر رؤیا می‌تواند بسیار بسیار از ظاهرهای  آن دور باشد.
[مانند تفاوت  «گاوان لاغر و فربه در خواب» در رؤیای فرعون مصر با «سال‌های قحطی یا وفور محصول» که حضرت یوسف علیه‌السلام تعبیر کرد و در بیداری محقق شد.]
ایشان برای موارد غیر قابل قبول، دو مثال مطرح کرده که یکی درباره رابطه زناشویی است و در اطراف آن بسیار بحث شده. در این مجال مختصر به مثال دوم می‌پردازم که قدری خاص است. ایشان گفته: «در قرآن مثلا ما می‌خوانیم که روزی می‌آید که دریاها آتش می‌گیرند. این را ما باید یک صورت رؤیایی بدانیم – که پیامبر در خواب دیده که دریا آتش گرفته است. آن‌وقت باید این را تفسیر و تعبیر بکنیم.»
در مقام بررسی می‌پرسم: آیا ممکن است آب آتش بگیرد؟
پاسخ مثبت است و این اتفاق در طبیعت هم مکررا رخ می‌دهد. توضیح این که:
در آتشفشان‌ها، دمای گداخته از ۲۸۰۰ درجه (دمای ذوب سیلیس) به بالا است. وقتی گداخته‌ها به دریا می‌رسد، ابتدا آب را تبخیر و سپس به یون‌های اکسیژن و هیدروژن تجزیه می‌کند. این یون‌ها که آمادگی ترکیب مجدد دارند، با ترکیب شدن (بر عکس زمان تجزیه) انرژی زیادی به صورت شعله‌های آتش ایجاد می‌کند.
این پدیده را در آزمایشگاه نیز می‌توان (با دمای ۷۰۰ درجه و) با استفاده از حرارت بالای فیلامانِ یک لامپ رشته‌ای مشاهده کرد.
اگر هم مشکلات مورد ادعا واقعی بود، راه حلش این نیست.
حتی اگر این فرض صحت می‌داشت که برخی از آیات - به قول ایشان - به راحتی قابل قبول نیست، نظریه رؤیا، فهم همه آیات را دستخوش بحران می‌کند. به‌ویژه که ایشان  تصریح کرده: «تردید نباید کرد که زبان قرآن یکسره زبان رؤیا است.» و از سوی دیگر هم گفته: «خواب همواره و در صریح‌ترین صورتش، باز هم رمزآلود و مِه‌آلود است و نیازمند خواب‌گزاری»
به بیان خود ایشان: «در رؤیا .. پارادوکس و تناقض ممکن می‌شود، نظم‌ها پریشان می‌شود و اندازه‌ها و معیارها بر هم می‌خورد و ...»
معنایش این است که ماییم و هزاران آیه که هیچ نظم و نسَقی ندارد. آیا این، حلال مشکلات فرضی با چند آیه است؟
این نظریه، آیات را به ناکجاآبادِ خواب‌گزاری احاله می‌دهد و مرز حقیقت و رؤیا به‌طوری در این میان گم می‌شود که دیگر نتوان بر هیچ موضوع قرآنی، به‌منزله حقیقت، انگشت نهاد.
مشکل فوق وقتی بیشتر رخ می‌نماید که ایشان در مناظره می‌گوید: «به گمان من عالمان اسلامی ... هیچ‌کدام دانششان کافی نیست. ما باید به تاریخ برگردیم ... باید تاریخ و مردم‌شناسی و روان‌کاوی افزوده شود. این‌ها خواب‌گزاران آینده را تشکیل می‌دهند ... اگر این تئوری را بپذیریم و جدی بگیریم، حالا باید خواب‌گزاری را شروع کنیم.»
معنای این سخن آن است که بعد از ۱۴۰۰ سال، همه چیز در باب فهم قرآن باید از صفر شروع شود!!
نظریه رؤیاهای رسولانه با مفهوم دین رسالت چه می‌کند؟
تلقی همه فهم و روشن از پدیده رسالت این است که شخصی واسطه قرار می‌گیرد تا از طریقی که وحی خوانده می‌شود، پیام‌های الهی را به بشر منتقل کند. پیام‌هایی متصف به وصف کمال، صادر شده از خدای متعال یعنی کمال مطلق
اکنون به عبارات آقای دکتر سروش، در کلیپ اخیر توجه فرمایید: «ما در قرآن چیزهایی داریم که آدم راحت نمی‌تواند باور کند، یا قبول کند که این‌ها رو خداوند گفته است. مثلا ما تلقی‌ای که از وحی داریم این است که کسی دستی به باطن عالم داشته باشد، پشت پرده طبیعت را ببیند، و از غیب برای ما خبری بیاورد ... یک دفعه چنان سطح کلام پایین می‌افتد که آدم دیگر نمی‌تواند بگوید که این‌ها جزء بواطن عالم است، جزء اخبار غیب است، جزء حقایق نهانی است که جز پیغمبر کسی به آنجا دسترسی ندارد.»
ملاحظه کنید که با این تبیین، اساسا دین از جایگاه رفیع و متقن، بلکه بالاتر، از مفهومش خارج شد. قرآن به عنوان منبع عظیمی که خود را چنین معرفی کرده: «كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبير» (هود ع، ۱): «كتابی كه آياتش استوارى و استحكام يافته، سپس از سوى حكيمى آگاه تفصيل داده شده است.» تبدیل شد به  مجموعه‌‌ای متأثر از شخصیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و جامع مطالب عالی و دانی یا بلند و پست، با این توضیح که: «آن جاهایی که خیلی عالی است، [آن جناب] با آن چشمان تیزبینش دیده و این جاهایی که به نظر ما نازل است و متعارف است [در حالات نازل خود دیده].» و «و تمام آنچه در شخصیت پیامبر می‌رفته، در کلام او ظاهر می‌شود، و پستی و بلندی‌هایی که هم در مضمون هم در بلاغت – و در کلام – در قرآن دیده می‌شود، سِر آنها دانسته می‌شود.»!! (عبارات کلیپ)
صرف نظر از مناقشه در این عبارات کلیپ: «شما ممکن است بگویید که به این طریق به حافظ یا مولوی هم وحی یا الهام می‌شده است. حتما می‌شده.» تلقی روشن و قابل اتکا از دین و وحی رسالی (و یک فارق مهم آن با وحی به دیگران، بر فرض قبول این ادعای پرمناقشه)، قابلیت اعتماد وحی پیامبرانه است، که آن را متفاوت با مجموعه ای از فراز و فرودها و افت و خیزها قرار می‌دهد.
مشکل دیگری که نظریه بر پیکره رسالت وارد می‌کند.
توقع عقلایی چنین است که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ساختار کتابی را هم که به بشریت عرضه کرده، معرفی کرده و فوت و فن درک مفاهیمش را نیز ارائه کرده باشد.
نتیجه گریزناپذیر نظریه رؤیاهای رسولانه این است که آن حضرت درباره حقیقت متفاوت کتاب خویش، سکوت کرده‌اند. ۲۳ سال بر مردم مضامین رؤیاگونه تلاوت کرده و برای نسل های بعدی، یکی پس از دیگری به ودیعت نهاده‌اند، بدون این که تذکر دهند که ایها الناس! «زبان قرآن یکسره زبان رؤیا است.» و «خواب همواره و در صریح‌ترین صورتش، باز هم رمزآلود و مِه‌آلود است و نیازمند خواب‌گزاری»
آن گاه درک مردمان معاصر آن حضرت تا همین امروز (باز هم به تعبیر دکتر سروش) که نه فقط فهم عامه مردم، بلکه «تفسیر عموم مفسّران مسلمان، آلوده به مغالطه خواب‌گزارانه است. یعنی واژه‌های آتش، خورشید، باغ، غضب، رحمت، آب، تخت، و… را که در قرآن دیده‌اند، گمان برده‌اند مراد همین آب و باد و آتش و کتاب و ترازوست که در بیداری می‌بینیم و می‌شناسیم، و غافل بوده‌اند از این‌که روایتگری تیز چشم، آن‌ها را در رؤیا و خیال دیده و شنیده است، آن هم با زبانِی رمزی»
در فرض قبول نظریه، سکوت پیامبر درباره این کج‌فهمیِ بدون تقصیر خیل مسلمانان از عالم و عامی، چه توضیح و توجیهی دارد؟
و اگر شیعه باشیم و معتقد به نظریه رؤیا، همین سؤال را باید درباره اوصیای آن حضرت نیز پاسخ دهیم.
البته که نظریه مورد بحث، چون اساس دین را به گونه‌ای متفاوت معرفی می‌کند، بسیار بیش از این‌ها جای نقد دارد، نقدهایی که بعضا هم ناظر بر نظریه «بسط تجربه نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله» است، اما این جا بنا بر اختصار بود.
ضمنا چارچوب نظریه با آیات بسیاری از قرآن کریم که وحی و محتوای آن را توصیف می‌کند، تعارض دارد.
برخی نقدهای دیگر، در مقاله‌ای که در شماره پیشین معرفی شد، ارائه گردیده است.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن