چهارشنبه, 06 دی 1396 ساعت 17:35
خواندن 1197 دفعه

ازامام عسكری عليه السلام چه می دانيم؟ - ربابه آقاجانی

امام حسن عسكری علیه السلام كیست؟
پدر امام منتظر، حضرت ابو محمد حسن بن علی عسكری علیه السلام، یازدهمین امام شیعیان است. درباره سال ولادت آن حضرت، راویان دو قول ذكر كرده اند: برخی قائل اند كه آن بزرگوار در سال 231ق. متولد شده و برخی سال 232ق. هجری را تاریخ ولادت برشمرده اند. ابن خلكان در كتاب تاریخ خود، دو قول را آورده است: یكی، روز شنبه یكی از ماه های سال 231؛ دیگری، ششم ربیع الاخر سال232. (1) اما مسعودی در تاریخ خود، سن حضرت را هنگام شهادت 29 سال (2) دانسته و چون در تاریخ شهادت امام در سال 260ق. اختلافی نیست، بنابراین او تولد حضرت را در سال 231معتبر شمرده است.
طبرسی در اعلام الوری (3) تاریخ تولد امام حسن عسکری علیه السلام را هشتم ربیع الثانی سال 232ق. بیان كرده و نیز علامه مجلسی (ره) فرموده: اشهر آن است كه روز ولادت، روز جمعه هشتم ماه ربیع الثانی است و بعضی دهم ماه مذكور و برخی شب چهاردهم را نیز گفته اند. (4) شیخ حر عاملی به این اختلاف تاریخی در شعر خود اشاره كرده است:
مولده شهر ربیع الاخر
و ذاك فی الیوم الشریف العاشر
فی یوم الاثنین و قیل الرابع
و قیل فی الثامن و هو شایع (5)
ملاحظه می شود كه شیخ حر عاملی نیز تاریخ هشتم ربیع الثانی را مشهورتر از بقیه می داند.
مكان ولادت حضرت بنا بر قول مشهور مدینه است؛ (6) هر چند برخی به اختلاف مورخان در مدینه و سامرا اشاره كرده اند. (7)
اسم شریف آن حضرت، حسن و كنیه اش ابو محمد و مشهورترین لقب های ایشان زكی و عسكری است. خالص، هادی، خاص، صامت، سراج، تقی، از دیگر القاب آن امام همام هستند. (8) همچنین «ابن الرضا» عنوانی است كه امام یازدهم و پدر و جد بزرگوارشان به آن شهرت یافته اند. (9)
پدر بزرگوار حضرت امام حسن عسكری علیه السلام، امام علی الهادی علیه السلام، دهمین امام شیعیان است. نام مادر كریمه شان را، حدیث، سلیل، سوسن و عسفان گفته اند. اما علامه مجلسی در بحارالانوار نام صحیح آن بزرگوار را سلیل می داند. آنچه مهم است، این است كه در فضیلت آن بانوی بزرگوار بین همه مورخان و محدثان اتفاق نظر است و او او را با فضیلت ترین زنان عصر خود دانسته اند. صاحب عیون المعجزات درباره آن بزرگوار می گوید: «انّها كانت من العارفات الصالحات». (10)
در عظمت شأن و مقام والای مادر گرامی حضرت امام حسن عسكری علیه السلام كافی است به ثنای امام دهم امام هادی علیه السلام درباره ایشان اكتفا كنیم كه فرمودند: «سلیل - و هو اسمها- مسلوله من الآفات و الارجاس و الانجاس». (11)
مشخصات ظاهری امام :
احمد بن عبید الله خاقان، با اینكه از دشمنان اهل بیت بود، ولی ضمن توصیف آن حضرت به وقار و جوانمردی و كرم، مشخصات ظاهری ایشان را این گونه وصف كرده است:
«انه اسمر اعین، حسن القامه، جمیل الوجه، جید البدن، له جلاله وهیبه؛ (12) وی دارای چشمانی سیاه، قامتی نیكو، صورتی زیبا، بدنی موزون و برخوردار از جلالت و هیبت است».
امامت آن حضرت :
شیخ مفید می گوید:
«امام هادی در ماه رجب سال 254ق. در سامرا از دنیا برفت، و در خانه خود آن حضرت، او را دفن كردند و فرزندانی كه به جای گذارد، یكی حضرت ابا محمد حسن بن علی است كه پس از آن حضرت، امام بوده و دیگر حسین، محمد و جعفر و یك دختر به نام عایشه داشت». (13)
نصوص صریحی از امام هادی علیه السلام رسیده است كه در آنها به امامت امام عسکری علیه السلام، بزرگ ترین فرزند خویش، اشاره فرموده اند. از باب نمونه:
1. ابن قولویه به سند خود از یحیی بن یسا قنبری روایت كرده كه: «حضرت هادی چهار ماه پیش از مرگ خود، به فرزندش حسن علیه السلام وصیت كرد، و مرا با جمعی از دوستان بر آن وصیت گواه گرفت». (14)
2. كلینی هم روایتی مانند روایت بالا را نقل كرده است. (15)
3. علی بن مهزیار روایت می كند كه گفت: «به حضرت هادی علیه السلام عرض كردم: اگر (خدای نكرده) پناه به خدا، پیشامدی شد (و شما از دنیا رفتید)، به كه پناه بریم (و امام كیست)؟ فرمود: «عهد من به سوی بزرگ ترین فرزندم یعنی حسن علیه السلام است». (16)
روایاتی كه در وصیت و نص كلام امام هادی علیه السلام درباره امامت فرزندش امام حسن علیه السلام وارد شده، در بسیاری از كتب حدیث و تاریخ شیعه فراوان به چشم می خورد. (17)
مكارم اخلاق امام :
اولین معلم اخلاق، خود خداوند است كه قرآن را به عنوان بزرگ ترین و كامل ترین كتاب اخلاق، و معصومان علیهم السلام را به عنوان شایسته ترین مربیان اخلاق برای هدایت بشر قرار داده است. در باب فضایل و مكارم اخلاق امام حسن عسكری علیه السلام بسیار می توان سخن گفت، اما تنها به نمونه ای از آن اشاره می كنیم كه بزرگ ترین درس اخلاق را در چگونگی ارشاد دیگران به ما می آموزد. آن حضرت ملاطفت، انس گرفتن، احترام گذاشتن به شخصیت مخاطب و مدارا كردن با او را، به ما توصیه فرموده است اینك مضمون روایتی را كه ابن شهر آشوب در كتاب مناقب و نیز علامه مجلسی در بحارالانوار نقل كرده اند، از نظر می گذرانیم:
«ابن شهر آشوب از كتاب تبدیل ابوالقاسم كوفی نقل كرده كه اسحاق كندی كه در زمان خود فیلسوف عراق بود، شروع به تألیف كتابی درباره تناقض قرآن كرد و به حدی به این كار اهنمام داشت كه از مردم كناره گرفت و پیوسته در منزل مشغول به آن بود؛ تا آنكه روزی چند تن از شاگردان وی خدمت امام حسن عسكری علیه السلام رسیدند. آن جناب خطاب به آنها فرمود: در میان شما یك مرد رشیدی پیدا نمی شود كه استاد خود، كندی را از اشتغال به امور قرآن باز دارد؟ یكی از شاگردان گفت: ما شاگردان او هستیم؛ چگونه می توانیم بر استاد خود در این مورد یا چیزهای دیگر اعتراض كنیم؟! حضرت فرمود: اگر من چیزی به تو القا كنم، به او خواهی گفت؟ عرض كرد: آری.
فرمود: پیش او برو و خیلی به او اظهار محبت نما و در تصمیمی كه دارد، به او كمك كن. وقتی به تو اعتماد پیدا كرد، به او بگو: یك سوال برایم پیش آمده، اجازه می فرمایی بپرسم؟ حتماً او خواهد گفت: بپرس. آن گاه به او بگو: اگر كسی كه این قرآن را آورده به این جملات سخن گفته، نزد تو بیاید و بگوید آیا جایز است كه حق تعالی اراده فرموده باشد از آن كلامی كه در قرآن است، غیر آن معنایی كه تو گمان كرده ای و آن معنی را فهمیده ای؟ او در جواب گوید: جایز است. زیرا او مردی است كه وقتی چیزی را شنید، می فهمد. آن گاه به او بگو: پس شما چه می دانید؛ شاید خداوند در قرآن معنایی غیر از آنچه شما از كلام خدا فهمیده ای، اراده فرموده باشد و لفظ را در غیر معنای خود استعمال نموده باشد.
آن مرد پیش استاد خود رفت و خیلی با او ملاطفت كرد؛ تا اینكه مسئله را آن چنان كه امام به او آموخته بود، القا كرد. استاد كندی به او گفت: دو مرتبه سؤال خود را تكرار كن. شاگرد برای بار دوم سؤال خود را تكرار كرد. استاد در اندیشه شد و این جریان را احتمال داد كه در لغت چنین استعمالی نیز باشد و لفظ، معنای دیگری نیز داشته باشد. آن گاه به شاگرد گفت: تو را قسم می دهم، بگو این حرف را از كه شنیده ای؟ شاگرد گفت: چیزی به خاطرم رسید و پرسیدم. استاد گفت: نه، غیر ممكن است. هر گز مثل تویی چنین چیزی را درك نمی كند. بگو ببینم از كجا گرفته ای؟ شاگرد گفت: امام حسن عسكری علیه السلام مرا به آن امر فرمود. كندی گفت: الان حقیقت را بیان كردی؛ این نحو مطالب تنها از این خانواده بیرون می آید. آن گاه آتش طلبید و آنچه در این باب تالیف كرده بود، سوزانید». (18)
نمونه ای از مناقب آن حضرت :
«از محمد بن اسماعیل علوی روایت شده كه او گفت: حضرت عسكری علیه السلام را نزد علی بن اوتاش زندان كردند و این مرد، سخت ترین دشمنان آل محمد صلی الله علیه و آله بود و بسیار با خشونت نسبت به فرزندان و خاندان ابی طالب رفتار می كرد. به او دستور دادند: هر چه می توانی نسبت به امام سخت گیری و آزار كن.
محمد بن اسماعیل گوید: بیش از یك روز نگذشت كه آن مرد در برابر آن حضرت گونه بر خاك گذارد(كنایه از شدت فروتنی) و به واسطه احترام و بزرگداشت آن حضرت، در برابرش دیده به او نمی انداخت و سر به زیر بود. هنگامی كه امام علیه السلام از پیش او رفت، آن مرد از بهترین شیعیان خوش عقیده و ستایشگر حضرت شده بود». (19)
اندرزهایی از امام علیه السلام :
- از نشانه های تواضع، سلام كردن به هر كس است كه با او برخورد می كنی و نشستن در محلی از مجلس كه كمتر از مقام توست.
- تواضع، نعمتی است كه برآن نعمت مورد حسد قرار نمی گیری.
- با ورع ترین مردم، كسی است كه در مورد شبهه توفق كند؛ و عابدترین مردم، كسی است كه واجبات را به جا آورد؛ و زاهد ترین مردم، كسی است كه حرام را ترك نماید؛‌ و كوشاترین مردم، كسی است كه گناهان را ترك نماید. (20)
و به شیعیان خود فرمود:
«شما را به ترس از خدا و پارسایی در دین خود و كوشش در راه خدا و راستگویی توصیه می كنم، و به امانت داری از هر كسی كه بوده باشد، خوب و یا بد، وفادار باشید، و به طول دادن سجده ها و خوش همسایگی سفارش می كنم كه محمد صلی الله علیه و آله بدین روش آمده در قبیله های آنان (اهل سنّت) نماز بخوانید و بر سر جنازه آنها حضور یابید، و بیمارهایشان را عیادت و حقوقشان را ادا كنید؛ زیرا هر كس از شما كه در دیانت خود پارسایی پیشه كرد و راست گفت و امانت دار بود و با مردم خوش رفتاری كرد و گفتند: «این (فرد)یك شیعه است» من ازاین امر، شادمان می شوم. از خدا بپرهیزید و زینتی باشید برای ما و نه مایه زشتی و ننگ. هرگونه دوستی را برای ما جلب كنید و هر زشتی را از ما بگردانید؛ چون هر خوبی كه درباره ما گفته شود، ما شایسته آنیم و هر بدی كه درباره ما گفته شود، ما چنان نیستیم.
ما را در كتاب خدا، حقی است ثابت و قرابتی كه با رسول خدا صلی الله علیه و آله داریم و خداوند، ما را پاك شمرده و احدی مدعی این (كرامت) نیست، مگر دروغگو. خدا و مرگ را بسیار یاد آرید و قرآن بخوانید و بر پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار دورد فرستید كه درود بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ده حسنه دارد. آنچه را به شما توصیه كردم، خوب به خاطر بسپارید. شما را به خدا می سپارم و بر شما درود می فرستم». (21)
آموختن دعایی برای اهل قم :
سید بن طاووس دعایی از قول امام حسن عسكری علیه السلام خطاب به اهل قم نقل می كند كه همچون منشوری سیاسی در آن برهه حساس منتشر شد و تا امروز از گنجینه های اهل بیت علیهم السلام محسوب می شود.
امام علیه السلام در این دعا پس از ستایش خداوند و اظهار تواضع و خضوع در برابر حضرت حق، اجابت خواسته اش را می طلبد و آن گاه از فراگیری فتنه ها و حاكمیت باطل به درگاه احدیت شكایت می برد و برای نابودی آن و سپس برای آشكار شدن حق و استواری آن دعا می كند.
مضمون دعا به گونه ای است كه گذشت زمان، تأثیری درتازگی عبارات و مضامین آن ندارد و در هر زمانی كه فتنه و آشوب دامن گیر جوامع انسانی است، می توان با آن به درگاه احدیت متمسك شد، مخصوصاً كه در فرازهایی نیز با عباراتی بسیار بلیغ و رسا برای ظهور امام زمان علیه السلام و برقراری عدل و قسط به دست آن بزرگوار دعا می فرماید. شایسته است كه در این دعا با تأمل و ژرف نگری بیندیشیم تا به شناخت، یقین و ثبات قدم بیشتری دست یابیم. و اینك ترجمه قسمت هایی از متن دعا:
«سپاس خدای را به خاطر شكر نعمت هایش و طلب افزونی آنها، و جلب روزی اش و طلب خالص شدن برای او و در او نه دیگری، و پناه از ناسپاسی و كفر پیشگی در عظمت و بزرگی او؛ سپاس كسی كه می داند هر نعمتی كه به او می رسد، از جانب پروردگارش است و هر كیفری كه به او می رسد، به خاطر بدكرداری خود اوست. و خدا درود فرستد بر محمد، بنده و پیامبرش و برگزیده خلقش و وسیله (پیوند) مؤمنان به رحمتش و درود بر تبار پاك او و والیان كاراو.
خدایا! تو خود (مردم را) به فضل خویش دعوت كردی و به خواندنت فرمودی و اجابت دعا را برای بندگانت ضامن شدی و ناامید نكردی كسی را كه خواسته خود را بر تو عرضه كرد و با حاجت خود، قصد (درگاه) تو را كرد و دستی خواهشگر را از عطای خویش تهی بازنگردانی... »
معبودا! و اینك من با خواسته خود (درگاه) تو را قصد كردم و دست خواهشم در فضل تو را كوبید، و قلبم با خشوع و خواری با تو راز و نیاز می گوید و هم خود تو را بهترین شفیع خویش به درگاهت یافتم. تو خواهش مرا می دانی، پیش از آنكه به اندیشه ام خطور كند یا در خاطرم راه یابد. پس خدایا! خواسته ام را به اجابت وصل كن و خواهش مرا با رسیدن به حاجتم قرین گردان.
خدایا! كژی فتنه ها، ما را در برگرفت و سرپوش حیرت بر ما چیره گشت و فرومایگان و حقیران، ما را درهم كوفتند و آنان كه در دین توبه ایشان، اطمینان نبود، بر ما حاكم شدند و آنكه حكم تو را معطل گذارد، كارهای ما را به ستم ربود و درنابودی بندگانت و تباه ساختن دیارت كوشید.. .
معبودا! كشت باطل درو شد و نهایت آن در رسید و ستون های آن استواری یافت و پاره هایش فراهم آمد و جوانه اش زود سر بزد و شاخه اش بالیدن گرفت... .
خداندا! دروگری از حق برای او بیار تا تنه اش را در هم كوبد و ساقه اش را در هم شكند و كوهانش را از هم بدرد و بینی اش را برخاك مالد تا باطل با آن سیمای پلیدش نهان گردد و حق با آن زیور زیبایش پدیدار شود.
خدایا! برای ستم پشتوانه بر جای مگذار مگر كه ویرانش سازی، و سپری بر جای منه مگر كه آن را بدری، و وحدت كلمه ای قرار مده مگر كه پراكنده اش كنی، و لشكری مجهز برای آن مگذار مگر كه خوارش كنی، و ستونی بر قرار
مدار مگر كه آن را فرو ریزی، و بالا برنده درفشی برای آن باقی مگذار مگر كه سرنگونش سازی، و سرسبزی قرار مده مگر كه خشكش گردانی ... .
خداوندا! حق را آشكاری ده، و تاریكی فراگیر ستم و سیاهی حیرت را به او روشن و نورانی كن. خداوندا! دل های مرده را بدو جان بخش، و خواسته های گوناگون و آرای پراكنده را به او جمع كن، و حدود ضایع شده و احكام وانهاده دینت را بدو بر پای دار، و شكم های از گرسنگی برآمده را بدو سیر كن، و بدن های ناتوان و خسته را بدو راحتی بخش ... . پروردگارا! بهترین یقین ها را درباره او برای ما (به ارمغان) آور، ای آنكه تحقق بخشنده گمان های نیكی و تصدیق كننده آرزوهای به تأخیر افتاده ای!...
خدایا! آنكه به تو می خواند، و بنده تو كه به قسط قیام می كند (مهدی علیه السلام ) محتاج رحمت توست و نیازمند یاری تو بر طاعت؛ چون آغاز نعمت خویش بودی بر او، و جامه های كرامت خویش را تو خود بر قامت او پوشاندی، و محبت طاعت خویش را بر او افكندی، و از محبت خود گام هایش را در دل ها استواری دادی، و او را بر كارهایی كه اهل زمانش از آنها چشم پوشیده، توفیق عمل ارزانی كردی، و او را فریاد رس بندگان ستمدیده قرار دادی، و یاور كسانی كه جز تو یاری نیافتند و زنده كننده احكام وانهاده از كتابت و برافرازنده پرچم های دینت و سنّت های پیامبرت - كه سلام و صلوات و رحمت و بركات تو بر او و خاندانش باد - قرارش دادی.
پس خداوندا! او را از عذاب و بلای تجاوز گران در دژی استوار محافظت فرمای، و دل های پراكنده دین جویان را به نورش روشنایی بخش، و بهترین چیزی را كه به قیام كنندگان به عدل و دادت از پیروان پیامبران رساندی، به او نیز برسان.
بار الها! خوار كن به واسطه او كسی را كه در رجوع به محبت تو با او همكاری نمی كند و آن را كه به دشمنی با او برخاسته است، و با سنگ كوبنده خویش بر آنكه در صدد قیام علیه آئینت است، بكوب و آن را ذلیل و خوار گردان، و خشم گیر بر آنكه به خون خواهی او بر نمی خیزد و یاری نمی رساند؛ در حالی كه او به خاطر تو با خویشان و بیگانگان در ستیز و دشمنی می افتد كه البته این، منتی است از جانب تو بر او، نه از او بر تو... .
پس خدایا! او را به یاری خودت پشت گرم فرما و توانایی او را در آنچه از انجام آن بازمانده، مثل طرد آنان كه در حریم تو خیمه زده اند، بیفزای، و از تأیید خویش در نیرو و قدرت او توانایی قرار ده، و ما را از انس به او رمیده مكن، و او را پیش از رسیدن به آرمانش كه همان فراگیر كردن صلاح و راستی در هم كیشان خویش و ظاهر كردن عدل و داد در امتش می باشد، نمیران.
پروردگارا! به خاطر استقبالی كه از قیام به فرمان تو نشان داد، جایگاهش را در روز رستاخیز والا گردان و پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله را به دیدارش و نیز دیدار كسانی كه از دعوت او پیروی كردند، شاد بدار و به خاطر آنچه از او دیدی، مثل قیام به فرمانت پاداش او را كامل عطا كن و او را در زندگی اش به خود مقرب فرما و به خواری ما به واسطه دوری او رحمت آور و اگر او را از دست دادیم، به ضعیفی ما در برابر كسانی كه به همراهی او (قائم) آنهارا سركوب كردیم و دست كسانی كه ما بر آنها چیره گشتیم تا از نافرمانی او دورشان سازیم، بر ما دراز گشت، رحم كن و به تفرقه ما پس از افت و وحدت در زیر سایه حمایت او رحم آر، و به حسرت ما هنگام فریادخواهی از او در جایی كه ما را از یاری او باز نشاندی، ترحم فرما... .
پروردگارا! به واسطه آنها (قائم و یاوران او) سراسر آفاق و اقطار جهان را از عدل و داد و رحمت و فضیلت آكنده فرما و مطابق كرم و بخشش خود تلاش آنها را پاس بدار، از همان سپاسی كه به بندگانت كه به عدل و داد و قیام كردند، ارزانی داشتی و از پاداش خویش آن را برایشان ذخیره فرما تا به واسطه آن مراتبشان والا گردد كه تو هر كار كه خواهی و هر چه خواهی، حكم دهی ...». (22)
تفسیر منسوب به امام علیه السلام :
در میان تفاسیر شیعه، تفسیری هست كه به امام حسن عسكری علیه السلام منسوب است. این تفسیر، روایی است و 379 روایت دارد و از سوره حمد آغاز می شود و تا آیه 283 سوره بقره ادامه دارد.
سند این تفسیر به محمد بن قاسم مفسر استر آبادی می رسد كه او نیز سند خود را به ابو یعقوب یوسف بند محمد بن زیاد و ابوالحسن علی بن محمد سیار(یسار) می رساند. این دو راوی، اهل استر آباد و شیعه امامیه هستند كه مستقیماً از امام علیه السلام روایت كرده اند. (23) این تفسیر در ایران، عراق و مصر بارها به چاپ رسیده است.
درباره تفسیر منسوب به امام عسكری علیه السلام پژوهش هایی صورت گرفته است. بیش ترین چیزی كه در این تحقیقات به چشم می خورد، مطرح كردن ارزش و اعتبار این تفسیر و بیان موافقان و مخالفان و نیز دلایل آنهاست...‌(24)
اكنون باتوجه به اینكه موافقان و مخالفان تفسیر منسوب به امام، هر دو گروه از علمای برجسته هستند و هر كدام نیز برای دیدگاهشان، دلایلی ارائه داده اند، جانب داری از یك گروه و مخالفت با گروه دیگر، كار ساده ای نیست. به نظر می رسد با این تفسیر نیز می توان مانند بسیاری از تفاسیر روایی دیگر، (تفسیر عیاشی، تفسیر قمی، تفسیر فرات كوفی و ...) برخورد نمود؛ یعنی نه تمام روایات تفسیر به طور كامل و بدون ایراد پذیرفته شود و نه به طور كلی مردود دانسته شود، بلكه باید تك تك روایات مطرح شده در آن، بررسی و تحقیق شوند و در صورتی كه از نظر محتوا و سند مشكلی نداشته باشند، پذیرفته شوند.

پی نوشت ها :
1. حیات فكری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ج2، ص537، قم، انتشارات انصاریان، چ5، 1381ش.
2. مروج الذهب، ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، مترجم: ابوالقاسم پاینده، ج2، ص599، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374ش.
3. كشف الغمه فی معرفه الائمه، علی بن عیسی الاربلی، ج3، ص313، نشر ادب الحوزه و كتابفروشی اسلامیه.
4. بحارالانوار، ج50، ص236، بیروت، داراحیاء الثراث العربی، چ3، 1403ق/1983م.
5. منتهی الامال، شیخ عباسی قمی، ج1-2، ص441، انتشارات ایران.
6. همان؛ زندگی دوازده امام، هاشم معروف حسنی، مترجم: محمد درخشنده، ج2، ص503، تهران، انتشارات امیر كبیر، چ3، 1376ش.
7. حیاه الامام الحسن العسكری، باقر شریف القریشی، ص18، دارالكتاب الاسلامی.
8. همان، ص20.
9. منتهی الامال، ج2، ص441؛ حیات فكری و سیاسی امامان شیعه، ص536.
10. حیاه الامام الحسن العسكری، ص16.
11. همان؛ اعیان الشیعه، ج2، ص40، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات.
12. بحارالانوار، ج50، ص238؛ اعیان الشیعه، ج2، ص40.
13. الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، محمد بن محمد بن النعمان الملقب بالمفید، ترجمه و شرح: سید هاشم رسولی، ج1-2، ص299، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه.
14. همان، ج2، ص301.
15. بحارالانوار، ج50، ص246.
16.الارشاد، ج2، ص303.
17. ر.ك: بحارالانوار، ج50، ص239-241؛ الارشاد، ج2، ص301-307؛ الغیبه، طوسی، ص120-122.
18. به نقل از: طبقات مفسران شیعه، عقیقی بخشایشی، قم، دفتر نوید، ج1، ص324، چ1، 1371ش؛ حیات فكری و سیاسی امامان شیعه، ج2، ص556.
19. الارشاد، ج2، ص316.
20. ترجمه جلد هفدهم بحارالانواردر مواعظ امامان علیهم السلام، محمد باقر مجلسی، مترجم: موسی خسروی، ص318-320، تهران، انتشارات اسلامیه.
21. حیاه الامام الحسن العسکری، ص92و93.
22. مهج الدعوات، سید بن طاووس، ص63-67؛ زندگانی حضرت حسن عسكری، سید محمد تقی مدرسی، مترجم: محمد صادق شریعت، ص77-82، تهران، محبان الحسین، چ3، 1380ش.
23. تفسیر فاتحه الكتاب از امام حسن عسكری علیه السلام و پژوهشی پیرامون آن، ص57، تهران، شركت افست، 1404ق/1363ش.
24. چون قبلاً به این موضوع در نشریه پرداخته شده است، دلایل موافقان و مخالفان را حذف كرده ایم، ر.ك: فرهنگ كوثر، ش60، ص79-95و 108-116، ش71، ص104-109.

 

منبع : فرهنگ کوثر 81

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن