یکشنبه, 27 اسفند 1396 ساعت 14:39
خواندن 697 دفعه

امام باقر علیه السلام و تربیت فرزند - علی همت بناری

تربيت اساسى‏ترين مساله انسان است كه بدون آن به سعادت دنيا وآخرت نايل نمى‏گردد. معصومين(عليهم السلام) همچنان كه در سايرابعاد زندگى، چراغ هدايت پيروان خود بوده‏اند در زمينه تربيت‏نيز بهترين و مطمئن‏ترين الگويند. اين مقاله بر آنست تا نكاتى‏از دفتر زرين ديدگاهها و سيره تربيتى يكى از آن بزرگواران‏يعنى امام باقر(علیه السلام) به پيروان آن حضرت تقديم نمايد.
الف - آداب تربيتى پس از تولد :
از امتيازات تربيت اسلامى اين است كه در آن علاوه بر زمينه‏سازى‏مناسب در قبل از تولد فرزند و بلكه پيش از ازدواج والدين،تربيت از آغازين لحظه تولد به طور عملى شروع مى‏شود و آداب و سنن‏ويژه‏اى نسبت‏به نوزادان سفارش شده است كه در اينجا به برخى ازآنها كه در كلمات گوهربار امام باقر(علیه السلام) مورد توجه واقع گرديداشاره مى‏شود. 1،2- گفتن اقامه در گوش و باز كردن كام نوزاد با آب فرات: امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «شايسته است كام نوزاد با آب فرات بازگردد و در گوشش اقامه گفته شود.»(1) 3،4- عقيقه و نامگذارى: آنحضرت فرمودند: «هرگاه براى شما فرزندى بدنيا آمد در روزهفتم اگر پسر است گوسفند نر و اگر دختر است گوسفند ماده برايش‏عقيقه كنيد و از گوشت آن به قابله بدهيد و در روز هفتم او رانامگذارى كنيد.(2) نكته مهم در نامگذارى انتخاب نام نيكو وپرهيز از نامهاى ناخوشايند است. زيرا نام نيكو مايه سرورفرزند و نام ناخوشايند باعث نگرانى و دغدغه خاطر او مى‏گردد،امام باقر(علیه السلام) در سخنان خود برخى از نامهاى نيكو و غير نيكو رابيان كرده‏اند. آن حضرت در اين زمينه فرمودند: «اصدق الاسماءما سمى بالعبوديه و افضلها اسماء الانبياء»(3) صادقترين‏نامها، نامهايى است كه بندگى خداوند را تداعى نمايد و بهترين‏آنها نامهاى پيامبران است. و در حديث ديگرى فرمودند:«مبغوض‏ترين نامها نزد خداوند نامهاى «حارث، مالك و خالد»است‏»(4)
ب - تاثير شير مادر در تربيت :
در تربيت فرزندان، والدين نخستين نقش را دارا هستند، اين نقش‏و تاثير در مقاطع گوناگون سنى يكسان و هم‏اندازه نمى‏باشدبلكه در مقاطع و مراحلى از تربيت نقش پدر برجسته‏تر و در مراحل‏ديگرى نقش مادر تعيين‏كننده‏تر است و در يك ديدگاه كلى مى‏توان‏گفت كه تا پيش از سن نوجوانى بويژه در دوران جنينى وشيرخوارگى نقش مستقيم مادر در تربيت فرزند بيشتر از پدر خواهدبود و از دوره نوجوانى به بعد بخصوص در مورد پسران نقش پدران‏مهمتر است، البته اين بدان معنا نيست كه نقش پدر در دوران‏كودكى و نقش مادر در دوران نوجوانى و جوانى ناچيز و كم‏رنگ‏باشد بلكه مقصود بيان برجستگى نقش و تاثير بيشتر هر يك در يك‏مرحله خاص است. بنابر اين يكى از مقاطع مهم مقطع شيرخوارگى است‏كه در آن، مادر نقش مستقيم و اساسى را دارد. در اين مقطع‏شيردادن مهمترين عامل ارتباط نوزاد با مادر است، شير مادر علاوه‏بر نقش مهمى كه در تغذيه و بهداشت جسمانى نوزاد دارد عامل‏ايجاد و انتقال بعضى ويژگيها به فرزند نيز مى‏باشد و ما به دونمونه از آنها كه در سخنان امام باقر(علیه السلام) بيان شده، اشاره‏مى‏كنيم: 1- حماقت و كودنى: امام باقر(علیه السلام) فرمود: «لا تسترضعوا الحمقاءفان اللبن يعدى و ان الغلام ينزع الى اللبن يعنى الى الظئر فى‏الرعونه و الحمق‏» زنان كودن را دايه فرزندانتان قرار ندهيدزيرا از طريق شير حماقت و كودنى به آنها منتقل مى‏شود.(5) 2- زيبايى و زشتى: آن حضرت فرمودند: «دايه‏هاى زيبا براى‏فرزندانتان انتخاب كنيد و از دايه‏هاى زشت‏رو بپرهيزيد زيرا چه‏بسا شير انتقال‏دهنده (زشتى و زيبايى) باشد.»(6) نيز در حديث‏ديگرى فرمود: «برشما باد به انتخاب دايه‏هاى نظيف و زيبازيرا شير انتقال‏دهنده (زيبايى) است.»(7)
ج - كودك و نياز به محبت :
]محبت از ضرورى‏ترين نيازهاى عاطفى فرزند در دوران كودكى است وبدون توجه به آن كودك به رشد عاطفى مناسب نايل نمى‏شود، اين‏نياز، براى كودك به شكلهاى گوناگون قابل پاسخگويى است كه‏مى‏توان به بوسيدن كودك، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زيبا و محبت‏آميز،خريدن هديه و اسباب بازى و... اشاره كرد. امام باقر(علیه السلام)در فرصتهاى مناسب از طريق در آغوش گرفتن و بيان جملات محبت‏آميز،محبت‏خود را به كودك خردسالش امام صادق(علیه السلام) نشان مى‏دادندو از اين طريق به نياز عاطفى او پاسخ مى‏گفتند، محمد بن مسلم‏از اصحاب بزرگ آن حضرت نقل مى‏كند كه من در خدمت امام باقر(علیه السلام)بودم. در اين هنگام فرزند(خردسال-)ش جعفر(علیه السلام) وارد شد و بر سراو ذؤابه(8) و در دستش عصايى بود كه با آن بازى مى‏كرد. امام‏باقر(علیه السلام) او را به گرمى در آغوش گرفت و به سينه خود فشرد و خطاب‏به او فرمود: «پدر و مادرم به فدايت‏باد (با اين چوب) كارلهو انجام مده و بازى مكن، سپس فرمود:«اى محمد، پس از من او امام توست.از او پيروى كن و از دانش او استفاده نما، به خدا سوگند اوهمان صادقى است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) او را توصيف نمود كه شيعيان اودر دنيا و آخرت پيروزند و دشمنانش در زمان هر پيامبرى ملعون‏هستند. در (اين هنگام) جعفر(علیه السلام) خنديد و صورتش قرمز گرديد، آنگاه امام باقر(علیه السلام) به من فرمود: از او سؤال كن، من از اوپرسيدم اى پسر رسول خدا، خنده از كدام عضو بدن منشا مى‏گيرد.جعفر(علیه السلام) فرمود: اى محمد، عقل از قلب، اندوه از كبد و نفس ازريه و خنده از طحال منشا مى‏گيرد. (وقتى اين پاسخ را از اوشنيدم) از جايم برخاستم و او را بوسيدم.»(9)
د- ستايش از فرزند صالح :
ستايش بجا از فرزند و كارهاى نيك او باعث احساس‏موفقيت و توانايى و نيز موجب انگيزه قوى براى تكراركارهاى خوب‏و رشد بيشتر او مى‏گردد. بخصوص اگر اين تمجيد به موقع و درحضور كسانى باشد كه آگاهى آنها از رفتار شايسته فرزند براى اومهم باشد. على بن حكم به نقل از طاهر يكى از اصحاب امام‏باقر(علیه السلام) نقل مى‏كند. من در خدمت امام باقر(علیه السلام) نشسته بودم كه‏فرزندش جعفر(علیه السلام) وارد شد. امام باقر(علیه السلام) در باره‏اش فرمود: «اوبهترين مخلوقات خداوند است‏»(10) در اين حديث ملاحظه مى‏شود كه‏امام باقر(علیه السلام) در نزد صحابى حود فرزندش را كه صلاحيت و شايستگى‏لازم را داشته به بهترين وجه ممكن ستوده است.
هـ - والدين و نصيحت فرزند :
نصيحت فرزندان و صحبت كردن با آنها علاوه بر آنكه والدين ازطريق آن مى‏توانند رهنمودهاى مهم و اساسى را ره توشه زندگى‏فرزندانشان قرار دهند مى‏تواند يك نوع زمينه ايجاد ارتباطصميمى بين والدين و فرزندان را فراهم نمايد و از اين طريق‏والدين بخصوص پدر، مى‏توانند به فرزند نزديك شوند و در يك فضاى‏صميمى و عاطفى، ضمن آگاهى از مشكلات و خواسته‏هاى فرزندان‏رهنمودهاى لازم را به آنها ارائه دهند. امام باقر(علیه السلام) نيز درفرصتهاى مناسب با فرزندان خود صحبت مى‏كردند و گاهى به شكل‏گروهى و عمدتا به شكل فردى به نصحيت آنها مى‏پرداختند كه به‏نمونه‏هايى از آنها اشاره مى‏كنيم: 1- اسماعيل بن خالد نقل مى‏كند كه از امام باقر(علیه السلام) شنيدم كه‏فرمود: پدرم ابو جعفر(علیه السلام) ما (فرزندان) را جمع مى‏نمود و به مامى‏فرمود: اى فرزندان از تعرض نسبت‏به حقوق ديگران بپرهيزيد،بر مشكلات و سختيها صبر پيشه كنيد و اگر خويشان شما را به كارى‏كه ضررش براى شما بيش از نفعش باشد دعوت كردند اجابت‏نكنيد.»(11) 2- از جمله سفارشهاى آن حضرت به فرزندش امام صادق(علیه السلام) اين‏جملات است: «خداوند سه چيز را در سه چيز ديگر پنهان كرده است،رضايش را در اطاعت مخفى كرد پس هيچ طاعتى را كوچك نشمار، شايدكه رضايتش در همان اعت‏باشد، خشم و غضبش را در معصيت پنهان‏نمود پس هيچ نوع معصيتى را كوچك نپندار، شايد كه غضبش در همان‏باشد و اولياء خود را در ميان بندگانش پنهان كرد، پس احدى ازبندگان او را حقير مدان كه شايد همان بنده ولى او باشد.»(12) 3- آن حضرت به فرزندش فرمود:«فرزندم از كسالت و اندوه بپرهيز كه اين دو كليد هر شرى‏مى‏باشند، زيرا اگر سست و تنبل باشى به اداى حق نخواهى پرداخت‏و اگر محزون و اندوهناك باشى بر حق، صبر پيشه نخواهى‏كرد.»(13) 4- سفيان ثورى نقل مى‏كند كه امام صادق(علیه السلام) را ملاقات كردم واز او خواستم مرا نصحيت كند... آن حضرت فرمود: اى سفيان! پدرم‏مرا به سه چيز سفارش و از سه چيز برحذر داشت، از جمله آن‏سفارشات اين بود كه فرزندم، هر كه با رفيق بد همراه شود سالم‏نمى‏ماند و هر كه در محلهاى اتهام برود مورد اتهام قرار مى‏گيردو هر كه بر زبان خود كنترل نداشته باشد پشيمان مى‏شود.»(14)
و - اهميت آرامش خانواده در تربيت :
]ترديدى نيست كه خانواده نقش اساسى در تربيت فرزند دارد وپرورش صحيح فرزندان بدون توجه جدى والدين به اين امر مهم وايجاد فضاى مناسب و آرام براى آن ميسر نيست. نا بسامانى‏خانواده، اختلاف و نزاعهاى والدين، عدم رابطه صميمى ميان اعضاى‏خانواده بويژه والدين، فقدان امنيت و آرامش لازم در جامعه كوچك‏خانواده، تربيت صحيح فرزند را به مخاطره مى‏اندازد.از اين رو در مبحث‏حسن خلق در روايات، بيش از هر مورد ديگرى‏در باره خوشرفتارى پدر خانواده با اهلش تاكيد شده است و اين‏حاكى از آن است كه خوشرفتارى در كانون خانواده اهميت ويژه‏دارد و آثار مثبت آن فراتر از خوشرفتارى با افراد ديگر است،زيرا در جامعه كوچك خانواده افراد كاملا با هم در ارتباط هستندو بر يكديگر تاثير مى‏گذارند و چتر آثار مثبت‏خوشرفتارى وپيامدهاى سوء بدرفتارى بر سر همه اعضاى خانواده پهن مى‏گردد ودر يك كلام خوش‏رفتارى در كانون خانواده آثار تربيتى فراوان وبدرفتارى پيامدهاى سوء بى‏شمار به همراه دارد. امام باقر(علیه السلام) در زمينه اهميت‏خوشرفتارى در كانون خانواده‏فرموده است:«... من حسن بره باهله زيد فى عمره‏»(15) هر كس‏احساس و ملاطفتش را نسبت‏به خانواده‏اش نيكو گرداند عمرش طولانى‏مى‏گردد.، در اين حديث‏شريف تعبير لطيف و ظريف «من حسن بره‏»دلالت‏بر آن دارد كه نه تنها احسان و ملاطفت نسبت‏به خانواده‏پسنديده و لازم است‏بلكه مى‏بايست‏براى تاثير بيشتر، اين احسان‏و ملاطفت‏به نيكويى و بهترين وجه انجام گيرد. همچنين در حديث ديگرى آن حضرت، كامل شدن اسلام و ايمان، آمرزش‏گناهان و رضايت‏خداوند متعال در روز قيامت را از آثارخوشرفتارى با خانواده برشمرده‏اند. «اربع من كن فيه كمل‏اسلامه ... و حسن الخلق مع الاهل و الناس‏»(16)
ز - نقش تربيتى عمل والدين و مربيان :
مربيان موفق در جهاد مقدس تربيت‏بيش از آن كه به گفتار دعوت‏به نيكى كنند با عمل صالح دعوت كرده‏اند، پيش از آنكه سخن‏بگويند عمل نمودند، پيش از آن كه به تربيت ديگران اقدام كنندبه اصلاح خويش پرداختند، بنابراين والدين كه خود اولين مربيان‏فرزندان هستند مى‏بايست‏با زبان عمل با فرزندانشان سخن بگويند،فرزندان بايد در عمل ببينند كه والدين به آنچه مى‏گويند پاى‏بندهستند و خود عمل مى‏كنند و گفتارشان با عملشان مطابقت‏دارد. به نظر مى‏رسد كه اساسى‏ترين عامل تربيتى معصومان(عليهم‏السلام) و در واقع مهمترين راز موفقيتشان در تربيت فرزندان‏همان تربيت‏با عمل و پاى‏بنديشان به آنچه مى‏گفتند بوده است واين شيوه در سيره تربيتى امام باقر(علیه السلام) نيز كاملا آشكار است،فرزندان آن حضرت با ديدن اعمال پدر براى انجام اعمال صالح ورفتار درست الگو مى‏گرفته و به راز بندگى خداوند دست مى‏يافتند.در ذيل به ذكر دو نمونه از رفتارهاى آن حضرت اكتفا مى‏كنيم: 1- امام باقر(علیه السلام) و صدقه به فقراء:از فرزند بزرگوار آن حضرت نقل شده است كه روزى بر پدرم واردشدم و مشاهده كردم كه در آن روز پدرم هشت هزار دينار به‏تهى‏دستان مدينه صدقه داده‏اند و اهل خانه‏اى را كه تعداد آنهابه يازده نفر مى‏رسيد آزاد كرده است‏»(17) 2- اسحاق بن عمار از امام صادق(علیه السلام) نقل كرده است: من پيوسته‏رختخواب پدرم را پهن مى‏كردم و منتظر مى‏ماندم تا ايشان به‏رختخواب بروند و بخوابند، سپس برمى‏خاستم و به رختخواب خودمى‏رفتم، شبى آن حضرت تاخير كردند و من در طلب او به مسجدرفتم، در حالى كه مردم خواب بودند، او را در حال سجده ديدم وغير او كسى در مسجد نبود. من صداى او را مى‏شنيدم كه مى‏گفت:«سبحانك اللهم انت ربى حقا حقا، سجدت لك يا رب تعبدا و رقا،اللهم ان عملى ضعيف فضاعفه لى، اللهم قنى عذابك يوم تبعث‏عبادك و تب على انك انت التواب الرحيم.»(18)
ن - تربيت معنوى فرزندان :
تربيت ابعاد مختلفى چون جسمانى، عقلانى، عاطفى، اجتماعى واخلاقى دارد. از مهمترين ابعاد تربيت، تربيت معنوى است كه به‏عقيده ما در تربيت اسلامى، پرورش اين بعد غايت همه ابعاد ديگراست. اين نوع تربيت كه شامل پرورش بعد معنوى انسان و فراهم‏نمودن زمينه ارتباط انسان با خداوند و در نهايت پرورش انسان‏براى رسيدن به قرب الهى است. بسيار مورد تاكيد ائمه(عليهم السلام) بوده است و آن بزرگواران‏در تمام صحنه‏هاى زندگى بيشترين اهميت را به پرورش اين بعدفرزندان مى‏دادند و براى تحقق آن از شيوه‏هاى خاص بهره مى‏گرفتندكه به نظر مى‏رسد از مهمترين شيوه‏ها، دو شيوه (ذكر و دعا) است‏و هر چند دعا نيز يك نوع ذكر تلقى مى‏شود اما از آنجا كه درتربيت معنوى عنصرى كليدى و مهم است از آن بعنوان يك شيوه‏جداگانه ياد مى‏كنيم. امام باقر(علیه السلام) در سيره تربيتى خود از اين‏دو شيوه به شكل خاصى بهره جستند. 1 ذكر و ياد خدا:ذكر كه عبارت از توجه قلبى انسان نسبت‏به خداوند است و گاهى‏در قالب الفاظ مخصوصى بر زبان جارى مى‏شود. نقش بسيار مهمى درتربيت‏بعد معنوى انسان دارد. ابن قداح از امام صادق(علیه السلام) نقل‏كرده كه «پدرم (امام باقر علیه السلام) بسيار ياد خدا مى‏نمود، همراه‏او راه مى‏رفتم او را در حال ذكر مى‏ديدم با او غذا مى‏خوردم اورا در حال ياد خداوند مى‏ديدم، با مردم سخن مى‏گفت و اين كار اورا از ياد خدا غافل نمى‏كرد. من مشاهده مى‏كردم كه زبان او مدام‏در حال گفتن ذكر لا اله الا الله بود. پدرم ما را جمع مى‏نمود وما را به ذكر و ياد خدا امر مى‏فرمود و اين كار تا طلوع خورشيدادامه داشت، هر كدام از ما كه قرائت قرآن آموخته بود به‏خواندن قرآن و هر كدام كه قرآن نياموخته بود به گفتن ذكر امرمى‏نمودند.»(19)اين حديث در بر دارنده دو نكته مهم است. نخست آنكه بر مطابقت‏گفتار با عمل حضرت دلالت دارد و نشان مى‏دهد كه امام ابتدا خودعمل مى‏نمودند و از ذكر گفتن غافل نمى‏شدند و بعد فرزندانشان رابه ذكر و ياد خدا امر مى‏نمودند. نكته دوم آنكه نبايد فرزندان‏را به حال خودشان رها كرد بلكه مى‏بايست ضمن حفظ آزادى حساب‏شده و منطقى و توجه به استقلال طلبى و آزاديخواهى آنها درفرصتهاى مناسب با ايجاد انگيزه و شوق بطور عملى آنها را به‏انجام كار نيك مشغول نمود: 2- دعا: دعا و مناجات از مؤثرترين روشها در تربيت‏بعد معنوى‏انسان است، از طريق دعا و مناجات انسان با خداوند ارتباط پيدامى‏كند و در پرتو آن جان خود را از چشمه معرفت و محبت‏سيراب‏مى‏گرداند. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هرگاه مساله‏اى پدرم رامحزون مى‏كرد ايشان زنان و فرزندان را جمع مى‏نمود. آنگاه خوددعا مى‏كردند و آنها آمين مى‏گفتند. »(20) همچنين بريد بن معاويه عجلى نقل مى‏كند:«هرگاه امام باقر(علیه السلام) قصد مسافرت داشتند خانواده خود را درمنزلى جمع مى‏نمودند و اين چنين دعا مى‏كردند «اللهم انى استودعك‏نفسى و اهلى و مالى و ولدى، الشاهد منا و الغائب، اللهم‏احفظنا و احفظ علينا، اللهم اجعلنا فى جوارك، اللهم لا تسلبنانعمتك و لا تغير ما بنا من عافيتك و فضلك‏». پرودگارا خود و اهلم ومالم و فرزندانم، حاضر و غايب آنها را به تو سپرده‏ام،پروردگارا ما را حفظ كن و سلامتى ما را مستدام دار، پروردگاراما را در جوار خودت جاى ده و نعمتت را از ما مگير و عافيت وفضلت را نسبت‏به ما تغيير مده‏»(21) از دو حديث‏بيان شده‏معلوم مى‏شود كه آن حضرت فرزندان خود را از طريق دعا به يادخداوند متوجه مى‏گردانيد و غير مستقيم به آنها تعليم مى‏داد كه‏بايد در تنهايى و هنگام مشكلات بر خداوند توكل نمود و تنها ازاو در خواست كمك نمود.

 

پی نوشت ها :
1- وسايل الشيعه، ج 15، ص 138، ح
2- همان، ص 151، ح 11.
3- همان، ص 124، ح 1.
4- همان، ص 130، ح 2.
5- تهذيب الاحكام، ج 8، ص 110، ح 375.
6- الكافى، ج 6، ص 44، ح 12.
7- التهذيب، ج 8، ص 110; الكافى، ج 6، ص 44، ح 13.
8- الذؤابه، طرف العمامه و السوط، و فى الحديث، كان ابى يطول‏دوائب نعليه‏اى اطرافها (مجمع البحرين، ج 2، ص 57) اما درفرهنگ‏هاى عربى به فارسى آن را به «زلف و گيسو» معناكرده‏اند. 9- بحار الانوار، ج 47، ص 15، ح 12; به نقل از كفايه الاثر، ص‏ 321
10- همان، ص 13، به نقل از ارشاد مفيد.
11- حليه الابرار، ج 2، ص 126.
12- كشف الغمه، ج 2، ص 360; سيره الائمه الاثنى عشر، ج 2،
13- همان، ص 344.
14- الخصال، صدوق، ص 169.
15- تحف العقول، ص 216; ائمتنا، ج 1، ص 365.
16- حياه الامام الباقر(علیه السلام)، باقر شريف القرشى، ص 300-299;(اين حديث‏با همين مضمون و با كمى تفاوت در الخصال صدوق، ص‏ 222 از امام سجاد(علیه السلام) نيز نقل شده است.)
17- بحار الانوار، ج 46، ص 290.
18- حليه‏الابرار، ج 2، ص 112.
19- الكافى، ج 2، ص 299; بحار الانوار، ج 46، ص 8-297; حليه‏الابرار، ج 2، ص 111-110.
20- بحار الانوار، به نقل از الكافى، ج 2، ص 487.
21- حليه الابرار، ج 2، ص 134.

 

منبع : سبطین

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن