چهارشنبه, 14 فروردين 1398 ساعت 17:26

حکم جشن گرفتن به مناسبت میلاد پیامبر، اهل‌‌بیت و اولیا (عليهم‌السلام) چیست؟

میلاد شریف پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)، نگاه رحمت خداوند به کل تاریخ بشر است. قرآن کریم، وجود پیامبر را رحمتی برای جهانیان بيان می‌‌فرمايد، و این رحمتی محدود نیست؛ بلکه تربیت انسان­ها، تزکیه، تعلیم ، هدایت به راه مستقیم و پیشرفت آنان در زندگی مادی و معنوی را نیز شامل می­شود. از سوی دیگر، به یک زمان محدود نمی­شود؛ بلکه در طول تاریخ امتداد می­یابد: «و آخَرِينَ مِنهم لَمّا يَلحَقُوا بهم»(جمعه/3)؛ و (همچنین) رسول است بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند.

 پاسخ

جشن میلاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) سرور دو جهان، خاتم انبیاء و مرسلین، پیامبر رحمت و فریادرس امت، از برترین اعمال و بزرگ­ترین راه­های تقرب به خداست؛ زیرا از شادی و محبت به ایشان حکایت دارد و محبت به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) از اصول ایمان است.

پیامبر فرمودند: «هیچ‌‌‌کدام از شما مؤمن شمرده نمی­شود، مگر این‌که مرا از پدر و مادر و فرزندانش و سایر مردم بیشتر دوست داشته باشد». این روایتی صحیح است و بخاری آن را نقل کرده است.

ابن‌‌رجب می­گوید: «محبت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) از اصول ایمان است و با محبت خداوند(عز و جل) مقارن است. محبت خدا نیز با محبت به پیامبر سنجیده می­شود. به کسی که خویشاوندان، اموال، شهر و غیره در نظرش از خداوند و رسولش محبوب­تر باشد، هشدار داده شده است. خداوند متعال در آیه 24 سوره توبه می­فرماید: «قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَ أَبْنَاؤُكُمْ وَ إِخْوَانُكُمْ وَ أَزْوَاجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَ مَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ»؛ بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما و اموالی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید و خانه‌‌هايی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‌تر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند.

زمانی که عُمر به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) عرض کرد: ای رسول خدا! شما در نزد من از همه چیز غیر از خودم محبوب­تر هستید، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «خیر، سوگند به کسی که جان من در دست اوست، (این دوستی راست نیاید) مگر این که من نزد تو از جانت هم عزیزتر باشم. پس عمر گفت: به خدا سوگند به راستی که اکنون تو نزد من از جانم نیز محبوب‌تری. پیامبر  فرمود: «ای عمر! اکنون به محبت و دوستداری حقیقی رسیدی».

جشن گرفتن به مناسبت میلاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در واقع بزرگداشت ایشان است و قطعا امری مشروع به شمار می­رود؛ زیرا اصل و پایه نخست آن است. خداوند متعال قدر و منزلت پیامبرش را می­داند؛ لذا نام، مبعث، مقام و منزلت او را در تمام هستی طنین‌‌انداز کرده است. بنابراین تمام هستی با نور خدا، گشایش و نعمت او برای جهانیان و فرستادن حجت، در شادی همیشگی و سرور مطلق به سر خواهد برد.

سلف صالح از قرن چهارم و پنجم، جشن میلاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را به امری رایج تبدیل کرد. شب میلاد، با انواع روش­های تقرب احیا گرفته می­شد؛ مانند: اطعام، نماز، تلاوت قرآن، ذکر گفتن، سرودن اشعار و مولودی‌‌خوانی در مدح پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم). بسیاری از مورخان نیز بدین امر تصریح کرده­اند؛ مانند: حافظ ابن‌‌الجوزی، ابن‌‌‌کثیر، حافظ ابن‌‌دحیة اندلسی، حافظ ابن‌‌حجر و خاتم حفاظ جلال‌‌الدین سیوطی (رحمهم الله تعالی).

عموم علما چه علمای سلف و چه علمای معاصر، جشن گرفتن به مناسبت میلاد پیامبر را مشروع دانسته­اند. گروهی از علما و فقها در استحباب این امر، کتاب تألیف کرده­اند و با ادله صحیح، استحباب آن را تبیین کرده­اند؛ به‌‌گونه‌ای که هر انسان عاقل، فهیم و متفکری جایی برای ردّ کار سلف صالح  و جشن میلاد پیامبر نمی­بیند.

ابن‌‌الحاج در بخش بزرگی از کتاب «المدخل» را به بيان نقاط مثبت این جشن اختصاص داده است و مطالبی مفید بيان کرده که دل­های مؤمنان را شاد می­کند. وی  کتاب «المدخل» را در مذمت اهل بدعت تألیف کرده است؛ بدعت­هایی که دلیل شرعی ندارد. امام سیوطی رساله­ای مستقل با عنوان «حسن المَقصِد فی عمل المولد» را به این موضوع اختصاص داده است.

«احتفال» در زبان عربی از «حفل اللّبن في الضرع»، یحفل حفلا، حُفُلا، تحفل و احتفل گرفته شده است؛ بدین معنا که آن قوم جمع شدند و گرد هم آمدند. این واژه بر وزن «ضرب» می‌‌باشد. «احتفلوا»: جمع شدند، بسیج شدند. گفته می­شود: «عنده حَفلٌ من الناس»؛ یعنی گروهی از مردم نزد او هستند. «حفل» در اصل مصدر است. «مَحفِل القوم و مُحتَفَلهم»: اجتماعشان. «حَفَله»: او را جلا داد. تحفل، احتفل و حفل کذا: به او توجه کرد. گفته می­شود: «لا تحفل به»؛ يعنی به او توجهی نمی­کند.

مقصود از «احتفال» در این‌جا با معنای لغوی آن تفاوت چندانی ندارد؛ زیرا منظور از احتفال برای میلاد پیامبر، همان جمع شدن مردم است که با هدف یاد ایشان، مولودی‌‌خوانی در مدح و ستایش پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و اطعام به عنوان صدقه در راه خدا می‌‌باشد و بدین شیوه، محبت خود به رسول خدا و شاد بودنشان در روز میلاد ایشان را نشان می­دهند.

اعمالی مانند: خرید شیرینی و توزیع آن در میان مردم که سنتی رایج است نیز مانعی ندارد؛ زیرا هدیه دادن، امری مطلوب شمرده می­شود و دلیلی برای منع این کار یا مباح بودن آن در برخی اوقات اقامه نشده است. زمانی که نیات صالح دیگر مانند شادمان ساختن خانواده یا صله رحم نیز به آن افزوده شود، مستحب مؤکد به شمار می­رود. اگر این کار نوعی اظهار شادی برای میلاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) باشد، مشروعیت و استحباب آن قوی­تر می­گردد؛ زیرا احکام هدف، بر وسیله نیز صدق می­کند و حرام دانستن یا جلوگيری از این جشن­ها، سخت­گیری و يک تنگ‌نظری مذموم است .

از آن‌جا که در قرون نخست و طلایی این‌گونه جشن­ها مرسوم نبود، برخی به اشتباه می‌‌افتند. فرض کنیم که این استدلال درست باشد؛ ولی مجوزی برای منع از این جشن­ها به شمار نمی‌رود؛ زیرا هر انسان عاقلی می­داند که سلف از وجود و میلاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شادمان بودند؛ ولی برای ابراز و اظهار شادی روش­های مختلفی وجود دارد و بر سبک­ها و آیین­ها حرجی نیست؛ زیرا به ذات خود، عبادت شمرده نمی­شوند؛ لذا شادمانی به خاطر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عبادت است؛ آن‌هم عبادتی بزرگ! ابراز این شادی نیز امری مباح است. هر گروهی نیز در این زمینه روش و وسیله­ای دارد که شادی را به آن شکل ابراز می‌کند؛ بنابراین زیاد در اين باره گفت‌وگو نکنید!

در سیره نبوی آمده است که صحابه بزرگوار برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) جشن می‌‌گرفتند و ایشان نیز این جشن را تأیید می­کردند و آن را جایز می­دانستند. «بریدة الأسلمی» می­گوید: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) برای شرکت در یکی از جنگ­ها خارج شد. هنگام بازگشت، کنیزی سیاه‌‌پوست آمد و گفت: ای رسول خدا! من نذر کرده بودم که اگر خداوند شما را سالم به شهر بازگرداند، در جلوی شما دف بزنم و آواز بخوانم. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «اگر قبلا نذر کرده­ای، پس دف بزن و اگر نذر نکرده­ای هیچ». امام احمد و ترمذی این روايت را نقل کرده­اند. ترمذی می­گوید: این حدیث با سند حسن، صحیح و عجیب است.

بنابراین زمانی که جایز است به خاطر سلامتی پیامبر از جنگ، دف زده شود و شادمانی کنند، پس جشن گرفتن به مناسبت میلاد او با زدن دف یا سایر مظاهر شادیِ مباح مشروعیت و استحباب بیشتری دارد. در صحیح بخاری آمده است: خداوند متعال عذاب ابولهب» کافر و عنود که به جنگ با خدا و رسول او (صلی الله علیه و آله و سلّم) برخاست را کاهش می­دهد؛ زیرا زمانی که خبر میلاد پیامبر را شنید، شادمان گشت و کنیز خود «ثویبه» را آزاد کرد. او به خاطر این شادی، هر روز دوشنبه در دوزخ می­تواند از شکاف میان انگشتان دستش آب بیاشامد. وقتی خداوند با ابولهب چنين می‌کند، پس با مؤمنان چگونه برخورد خواهد کرد؟ مؤمنانی که به خاطر میلاد پیامبر و درخشش نور او در هستی شادی می­کنند!

خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) پایه‌‌‌گذار شکرگذاری به خاطر میلادشان بود­ند. این قول که پیامبر در روز دوشنبه روزه می­گرفتند، قولی صحیح است. مسلم به نقل از ابوقتادة می­گوید: پیامبر فرمودند: «این روز، روزی است که من در آن متولد شدم». وقتی خود ايشان  از خداوند تشکر می­کند که با آفرینش ایشان بر سر او و امت منت نهاده است، پس سزاوارتر است که امت نیز به ایشان اقتدا کنند و با راه­های مختلف، شکر نعمت وجود حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلّم) را به جای آورند؛ راه­هایی مانند: اطعام، مولودی‌‌خوانی، محفل ذکر، روزه، نماز و غیره. از کوزه همان برون تراود که در اوست.

صالحی در دیوان خود با عنوان «سُبُلُ الهُدى و الرشاد في هَدي خيرِ العِباد» که سراسر سیره نبوی را در بر دارد، به نقل از یکی از صالحان زمان خود می­نویسد: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب دیدم که از برخی علما که جشن گرفتن میلاد ایشان را بدعت می‌‌‌شمارند، شکایت کرد و فرمود: «هر کس که با شادی ما شاد شود، ما نیز با شادی او شادمان می­شویم».

جشن گرفتن به مناسبت میلاد اهل‌‌بیت و اولیای صالح خدا و احیای نامشان با روش‌های مختلف، امری است که از نظر شرعی تشويق شده است؛ زیرا باعث می­شود که مردم از آن‌‌ها الگو بگیرند و از سیره آنان پیروی کنند. در قرآن کریم دستوری شرعی مبنی بر یادآوری انبیا و صالحان آمده است: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ»(مريم/41) و «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى»(مریم/51). این امر تنها اختصاص به انبیا ندارد؛ بلکه انسان­های صالح را نیز شامل می­شود. خداوند می­فرماید: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ»(مریم/16)؛ زیرا محققان مریم(علیها‌السلام) را صدیق دانسته­اند و نه پیامبر.

از سوی دیگر، در قرآن کریم امر شده است که «ایام‌‌الله» را تکریم کنید. خداوند متعال می‌‌‌فرماید: «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ»(ابراهیم/5)؛ ایّام‌‌اللّه را به آنان یادآوری کن. روزهای میلاد و روزهای پیروزی جزء ایام‌‌الله به شمار می­رود؛ لذا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) هر هفته روز دوشنبه را به خاطر شکرگذاری بر نعمت آفرینش خود و جشن میلاد، روزه می­گرفت. در صحیح مسلم حدیثی به نقل از «ابوقتاده الأنصاری» آمده است که می‌‌گوید: پیامبر روز دهم ماه را به خاطر شکرگذاری به درگاه خدا و شادی و جشن به مناسبت نجات حضرت موسی(علیه‌‌‌السلام) روزه می­گرفت و دیگران را نیز به روزه امر می‌‌فرمود.

خداوند متعال روز میلاد را در قرآن و با زبان انبیای خود تکریم می­کند. در آیه 15 سوره مریم می‌‌فرماید: «وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ»؛ سلام بر او، آن روز که تولّد یافت. همچنین خداوند(عز و جل) از زبان حضرت مسیح(علیه و علی نبینا أفضل الصلاة و أزکی التسلیم) می­فرماید: «وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ»(مریم/33)؛ زیرا در روز میلاد، نعمت آفرینش به انسان ارزانی می­شود و این نعمت، زمینه دستیابی به همه نعمت­هایی است که پس از آن به انسان می­رسد؛ لذا یادآوری آن، نوعی شکرگذاری برای نعمت­هایی است که خداوند به مردم ارزانی داشته است.

بنابراین اشکالی ندارد که در روزهای مشخصی به مناسبت یادبود اولیای صالح خدا جشن گرفته شود. ارتکاب برخی محرمات در این روزها، مشروعیت جشن گرفتن و عید دانستن آن­ها را زیر سؤال نمی­برد. گذشته از اين‌ها، این مناسبت­ها با رد برخی محرماتی که ممکن است در کنار آن وجود داشته باشد، تكريم می­شود و برگزارکنندگان این جشن­ها گوشزد می­کنند که این منکرات با هدف اصلی برگزاری این مناسبت­های شریف مغایرت دارد.

منبع: سایت وهابیت پژوهی