جمعه, 02 مهر 1395 ساعت 11:00

عدم تنافی گریه و اندوه بر امام حسین با صبرب مورد سفارش قرآن در مصائب

پرسش:

مگر آیات شریفه قرآن و روایات، همواره توصیه به صبر در برابر مصائب نمی كنند! پس این گونه اظهار حزن و عزاداری و جزع و گریه شیعیان برای حسین بن علی چه معنایی دارد؟

 

پاسخ:

انسان موجودی است دارای عواطف و احساسات كه در حوادث و پیش‌آمدهای ناگوار و جان سوز، تحت تأثیر قرار گرفته و اندوهناك می ‌شود و گاهی جزع و فزع و بی ‌تابی و اظهار نارضایتی می كند، و حتی گاهی ممكن است قلب او كه مركز احساسات و عواطف اوست ایستاده و جان ببازد ان الانسان خلق هلوعاً اذا‌ مسه الشر جزوعاً و اذا مسه الخیر منوعاً(1)

در این راستا تنها نیروی ایمان است، كه از ناراحتی ‌ها و اضطراب ها انسان جلوگیری نموده، و به او امید و آرامش می بخشد،(2) از این رو دستورات اسلام در راستای تقویت ایمان و نیروی عقیده دور می ‌زند، و راه مبارزه با پیش‌آمدهای ناگوار را نشان داده، با زبان های مختلف به صبر و شكیبایی در برابر ناملایمات فرا می‌خواند والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر(3) با بینش، امتحان و آزمایش زندگی و ناملایمات آن را جهت داده و به صابران رحمت و مغفرت و صلوات الهی را بشارت و نوید می‌دهد، و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة قالو انالله وانّا الیه راجعون اولئك علیهم صلوات ٌمن ربّهم و رحمةٌ و اولئكَ هُمُ المهُتدون(4) و تنها صابران را هدایت یافته می‌داند.

صبر از مقامات عالی است، كه در تمام میدان‌های زندگی فردی و اجتماعی، جشن و عزا، جنگ و صلح و ... كاربرد دارد، لذا‌ست كه برای آن اجری بی ‌پایان و مزد بی حساب قرار داده است. انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب(5) و ائمه شیعه نیز بارها مردم و شیعیان را به صبر و شكیبایی توصیه و سفارش نموده‌اند، از جمله امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ كه خود از گریه كنندگان برای عزای جدش حسین ابن علی ـ علیه‌السّلام-بود، و از مصادیق اكمل صابران است، به یكی از یارانش می‌فرماید: «اما انّك ان تصبر توجر»(6) بدان كه با صبر و مقاومت پاداش می‌بری.

حال باید دید این توصیه‌ها و سفارش‌ها به صبر و بردباری، با عزاداری شیعیان برای ائمه اطهار، مخصوصاً حسین ابی علی-ع- منافات دارد یا خیر؟

اولاً باید گفت: صبری كه در آیات و روایات به آن توصیه شده است اختصاص به صبر بر مصائب ندارد، بلكه صبر در تمام میدان‌های زندگی مطرح است و شاخص ‌ترین موارد آن، در روایات ذیل آمده است.

پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «الصبر ثلاثة صبر عند المصیبة و صبر علی الطاعة و صبر عن المعصیة» صبر بر سه گونه است، 1. صبر در مصائب. 2. صبر بر بندگی (و طاعت خداوند) 3. صبر در برابر معصیت (در مقابل شهوات و تمایلات نفسانی و پرهیز از گناه). در نتیجه این آیات فقط در مقابل بی‌صبری در مصائب قرار ندارد.

ثانیاً: باید دید مراد از صبر در این آیات و روایات چیست؟ و مصداق بی‌صبری كدام است؟ با نگاهی گذرا به آیات مذكور و آیات دیگر، این نكته به خوبی به دست می‌آید، كه مراد از بی صبری گریه و اشك و عزاداری نیست، بلكه مراد جزع و فزع و اظهار سخنان بیهوده و باطل در هنگام مصیبت، و اظهار نارضایتی نسبت به قضا و قدر الهی است، چنان‌كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مصیبت فرزندش ابراهیم، در حالی كه اشكش جاری بود فرمود: «و انّا بك لمحزونون، تبكی العین و یدمع القلب و لا نقول، یسخط الرب عز‌ّو‌جل»،(7) فرزندم، برای تو غمناك هستیم، چشم می گرید و دل می‌سوزد اماّ چیزی كه موجب نارضایتی خداوند گردد بر زبان نمی‌آوریم. در روایات دیگر چنین آمده است «یحزن القلب ، و تدمع العین، ولانقول ما یسخط الرب و انّا علی ابراهیم لممحزونون»(8) بعد از دفن ابراهیم در قبرستان بقیع، برای آن كودك آن‌قدر گریه كرد، كه اشك از محاسنش جاری گردید به آن حضرت اعتراض كردند، ای رسول خدا تو دیگران را از گریه منع می‌كردی اكنون خود گریه می‌كنی؟ آن حضرت فرمود: «لا لیس هذا بكاء غضب انما هذا رحمة و من لایرحم لایرحم» این گریه خشم و نارضایتی نیست بلكه گریه رحمت و رأفت است، و هر كس رحم نكند، مورد رحمت واقع نمی‌شود. معلوم می ‌شود آن عزاداری و گریه‌ا‌ی مخالف صبر است، كه از روی غضبناكی بر قضای الهی و نارضایتی باشد نه گریه سوز و عاطفی كه خود رحمت است و نشانه عاطفه و دل ر‌حمی انسان می باشد.

در نتیجه اشك و گریه برای عزیز یا عزیزان هرگز مصداق بی‌صبری نیست، چرا كه اسلام همیشه واقعیت‌ها را در نظر داشته و احساسات و عواطف انسان ها را می داند، مگر می‌شود انسان در مرگ فرزند و پدر... خویش اشك نریزد؟ مگر از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ صبورتر می توان یافت؟ با این حال در مرگ فرزندش اشك می‌ریزد، قلبش ناراحت است، ولی بی ‌تابی و نارضایتی نمی كند.

عزاداری های كه شیعیان انجام می دهند مواردومصادیقی دارد كه ذیلا اشاره می شودوازبیان فوق روشن شد كه هرگزمصداق بی تابی وجزع وفزع كه ممنوع است, نمی با شد.

1-یكی از مصادیق ومواردعزاداری برگزاری جلسات عزاداری، برای دلداری و تسلیت دادن به مصیبت زدگان و توصیه آنان به صبر است، این نحوه عزاداری كه در بین عموم مسلمانان رایج است، در راستای تقویت اراده و ایمان و احترام به احساسات و عواطف بازماندگان قرار دارد و اسلام هم سفارش فرموده است، كه پس از مرگ مسلمانی، سایر مسلمانان جمع شده و به بازماندگان تسلّی و تعزیت دهند و در آن مجالس برای از دست‌رفتگان از درگاه خداوند متعال در‌خواست آمرزش نموده، و قرآن تلاوت كنند و بازماندگان را به صبر و استقامت توصیه نمایند در این باره روایات فراوانی نقل شده است.(9)

از جمله امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ به نقل از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می ‌فرماید: «من عزّی مصاباً كان له مثل أجره من غیر ان ینتقص من أجر المصاب شیئ» كسی كه مصیبت دیده‌ای را تعزیب دهد از پاداشی به مانند پاداش او برخوردار خواهد شد، بدون این‌كه از پاداش مصیبت دیده كم شود. روشن است كه با این توصیه‌ها، این مصداق هیچ تنافی با صبر و بردباری ندارد.

2. بزرگداشت یاد و خاطره از دست رفتگانی كه نزدمردم احترام خاصی داشته نظیرعلما,شهداو.. . مصداق دیگری است برای عزاداری. این عزاداری ‌ها در راستای بزرگداشت خاطره شهیدان، علما و اندیشمندان كه با فكر و اندیشه و با نثار جان خود جامعه اسلام را حیات بخشیدند، برگزار می ‌شود، این عزاداری، افزون بر آثار و ثواب تسلّی و دلداری بازماندگان، ثواب احترام به علم و عالم و شهید را دربر دارد و نشان می‌دهد كه آن‌چنان كه آنان در پیشگاه خداوند متعال ارزش دارند و از حیات و زندگی خاصی برخوردارند، نزد مسلمانان نیز از احترام ویژه برخوردار می ‌باشند ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ر‌بّهم یرزقون(10)

3. نحوه دیگری از عزاداری وجود دارد كه دارای مرتبه بالاتری است، این عزاداری ویژه انسان‌های بزرگ، یعنی پیامبران و اوصیای آن ها، بویژه پیامبر اسلام-ص-واهل بیت آن حضرت است.

عزاداری د‌ر هنگام رحلت و شهادت و شادی در هنگام تولّد آنان از ویژگی هایی است كه در پرتو آن درس‌های سازنده تربیتی و اخلاقی آموخته می‌شود. امام علی ـ علیه‌السّلام ـ فرمود: خداوند متعال برای ما پیروانی برگزید كه ما را یاری می‌كنند «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»(11) برای شادی ما شاد و برای غم ما اندوهناك می ‌شوند. در فرهنگ اسلامی احترام همه شهیدان لازم است. ولی برخی شهیدان مانند سرور و سالار شهیدان كربلا از ویژگی ‌هایی خاصی برخوردارند كه بر اساس دستورات رسیده، هر سال در ایام شهادت آنان مجالس و محافل عزاداری و سوگواری برگزار شده و مراسم خاصی نیز اجرا می‌گردد. از این رو نباید این مراسم را با عزاداری كسی كه پدر یا عزیزی را از دست داده مقایسه نمود و گفت: چون خداوند توصیه به صبر نموده باید در عزای ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ چیزی نگفت، و در مقابل هر آن چه ستمگران در طول تاریخ انجام داده‌اند سكوت كرد، و با سكوت خود رفتار آنان را امضا نمود. آیا روح دستورات اسلام با چنین برداشتی مخالف نیست؟!

پس عزاداری شیعیان یعنی گریه كردن و اشك ریختن در عزای عزیز مصطفی، حسین بن علی، كه قطعاً در درجه و رتبه ی بالاتر از ابراهیم قرار دارد، و هم چنین مظلومیت امام حسن مجتبی، كه «سیدان اهل بهشت می باشند»(12) نه تنها بی‌صبری نیست، بلكه هماهنگی با سیره و روش پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز می‌باشد، و خود فرمود: «میت لابواكی علیه لا اعزاز له»(13) میتی كه گریه كنندگان ندارد از عزت و احترام هم برخوردار نیست.

 

پی نوشت ها:

1. معارج: 19.

2. رعد: 28.

3. سوره والعصر.

4. بقره: 155 و 157.

5. زمر: 10.

6. حر عاملی، وسائل الشیعة، بیروت دار احیاء التراث العربی، چاپ دوّم، ج 2، ص 913.

7. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوّم، 1403 هـ ، 1983، ج 79، ص 90 ، ذیل روایت 43.

8. همان.

9. وسائل الشیعة، پیشین، ج 2، ص 871.

10. آل عمران: 168.

11. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، پیشین، ج44، ص 287، باب ثواب الكباء علی المصیبة الحسین (ع).

12. شیخ مفید، الارشاد، مكتبة بصیرتی.

13. المأساة الحین، ص 118.