پنج شنبه, 06 اسفند 1394 ساعت 07:00

چرا به امام حسین ثارالله می گویند؟


درباره این موضوع نخست باید گفت: این لقب برای دو امام معصوم، امام علی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) وارد شده است. در زیارت امام حسین (علیه السلام) میخوانیم: "السَّلَامُ عَلَیكَ یا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ"؛[1] سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا‏.
 

در مورد معنای ثار الله دو احتمال وجود دارد:
1. به معنای خونخواهی: دركتب لغت واژه "الثار" را به معنای "الطلب بالدم؛ یعنی خونخواهی" معنا كردهاند. بر این اساس؛ "ثارالله" یعنی كسی كه ولی دم و خونخواه او خدا است.
لازم است بدانیم كه ندای خونخواهی حسین (علیه السلام)؛ یعنی شعار "یا لثارات الحسین"، شعار قیام توابین و نیز قیام مختار، بوده است،[2] و همچنین شعار فرشتگانی است كه كنار قبر او تا ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) میمانند،‏[3] و نیز شعار حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در هنگام قیام[4] و شعار یاوران شهادت طلب او است.[5]
معنایی كه از واژه "ثارالله" بیان گردید، مورد پذیرش گروه زیادی از دانشمندان اسلامی قرار گرفته است[6]؛ بر طبق این معنا "ثاراللَّه" یعنی ای كسی كه خونبهای تو متعلق به خدا است و او خونبهای تو را میگیرد؛ زیرا تو متعلق به یك خانواده نیستی كه خونبهای تو را رئیس خانواده بگیرد، و نیز متعلق به یك قبیله نیستی كه خونبهای ترا رئیس قبیله بگیرد، تو متعلق به جهان انسانیت و بشریت هستی، تو متعلق به عالم هستی و ذات پاك خدایی، بنا بر این خونبهای تو را او باید بگیرد، و همچنین تو فرزند علی بن ابی طالب هستی كه شهید راه خدا بود و خونبهای او را نیز خدا باید بگیرد.

 

2. به معنای خون خدا: از كلام علامه مجلسی (ره) استفاده میشود كه "الثأر" به معنای خون و خونخواهی آمده است[7]؛ و آنچه گفته ایشان را تأئید میكند معنایی است كه كتاب لسان العرب از واژه "الثار" ارائه كرده است. این كتاب لغت میگوید: "الثَّأْرُ الطَّلَبُ بالدَّمِ، و قیل: الدم نفسه"؛ یعنی واژه "الثار" به معنای طلب كردن خون است و گفته شده كه به معنای خود خون نیز آمده است.[8]پس میتوان گفت كه حسین (علیه السلام) خون خدا است، اما آیا براستی میتوان این معنا را پذیرفت و آیا خدا جسم است كه خون داشته باشد و آیا اصولا چنین تصوری از خدا میتواند صحیح باشد؟!
در پاسخ باید گفت: واژههایی؛ مانند یدالله و. . . كه در فرهنگ اسلامی بكار برده میشود، یك تعبیر كنایی یا مجازی تلقی میشود[9]؛ مثلا آنگاه كه گفته میشود علی (علیه السلام) یدالله است، منظور این نیست كه خدا جسم است و مانند انسان دستی دارد و دست او حضرت علی (علیه السلام) است، بلكه مقصود آن است كه علی (علیه السلام) مظهر قدرت الاهی است.

 

بر این اساس؛ مصحح اطلاق لقب "ثارالله" بر امام حسین (علیه السلام)، میتواند یكی از احتمالات زیر باشد:
1. اضافه "ثار" به "الله" اضافه تشریفیه است؛ یعنی این خون به الله كه شریفترینِ موجودات است، اضافه شده تا كسب شرافت كند و دانسته شود كه این خون، خون شریفی است؛ زیرا برای خدا ریخته شده و از این رو به خدا تعلق دارد، همان گونه كه در "هذِهِ ناقَةُ اللَّه"[10] ناقه به الله یا در "بیت الله" و "عِنْدَ بَیتِكَ الْمُحَرَّم‏"[11]، بیت به الله و ضمیر خطاب، برای كسب شرافت، اضافه گردیده است. [12]
2. انسان كاملی كه در مدراج كمال به مقام قرب فرائض[13] راه یافته، "یدالله" و "لسان الله" و "ثارالله" میشود؛ یعنی دست خدا میشود كه اگر خدا بخواهد كاری را انجام دهد با دست او انجام میدهد. زبان الاهی میگردد كه اگر خدا بخواهد سخن بگوید با زبان او سخن میگوید، و خون خدا میشود كه اگر خدا بخواهد به خود و مكتب خود در جامعه حیات ببخشد از خون او استفاده میكند. امام علی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) "ثارالله" هستند؛ زیرا خونی كه از آن دو امام (علیه السلام) بر زمین ریخته شد موجب گردید تا حیات تازهای به كالبد دین دمیده شود.
به هر حال در متون دینی ما، لقب "ثارالله" برای امام حسین (علیه السلام) بكار برده شده است. ما معتقدیم كه معنای اول اگرچه معنای درستی است، اما معنای دوم نیز میتواند معنای صحیح لقب "ثارالله" باشد و برای اهلش كه به عمق این معنا راه یافته اند، از جهاتی در اولویت قرار داشته باشد.
در این نگاه، آن امام بزرگوار (علیه السلام) خون خدا است از آن جهت كه خونش حیات تازهای به كالبد دین دمیده و باعث شده كه نام خدا زنده گردد. خدایی كه می رفت كم كم از یادها و خاطرهها محو شود و عبادتش تبدیل به عادت.
از این جهت گفته میشود كه، اسلام نبوی الحدوث و حسینی البقاء است، و بدیهی است كه انسان زنده برای بقایش نیاز به خون دارد و جاری بودن خون در رگها، نماد و سنبل زنده بودن است و آنگاه كه خون از جریان و حركت باز ایستد، مرگ شخص فرا میرسد. دقیقاً برای بقای پیكر اسلام نیز باید خونی در رگهای آن جاری باشد و بر این اساس اگر روزی این خون از آن كالبد جدا شود مرگ آن، حتمی و قطعی است و بعد از آن، آنچه كه میماند تنها جسمی است بیروح و بیجان.[14]

 

پی نوشت ها:

[1] . كليني، محمد بن يعقوب‏، الكافي، ج‏4، ص576. اين جمله در زيارت اول رجب، نيمه رجب، شعبان و زيارت امام حسين (علیه السلام) در روز عرفه وارد شده است.
[2] . مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، ج‏45، ص333؛ كرمي، علي، در سوگ امير آزادي گوياترين تاريخ كربلا، ص385‏.
[3] . چهار هزار فرشته براي ياري امام حسين (علیه السلام) بزمين آمدند و ديدند كشته شده است آنها بر سر قبرش ژوليده و خاك آلود باشند تا قائم (علیه السلام) ظهور كند و ياريش كند و شعار آنها "يا لثارات الحسين" است‏؛ شيخ صدوق، الأمالي، ص130، المجلس السابع و العشرون؛ مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، ج‏44، ص286.
[4] . قمي، شيخ عباس، منتهي الآمال، ج1، ص542؛ همچنين امام باقر(علیه السلام) فرمود: "وَ الْقَائِمُ مِنَّا إِذَا قَامَ طَلَبَ بِثَأْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام)"؛ مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، ج‏44، ص218.
[5] . مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، ج52، ص308.
[6] . صاحب تفسير نمونه ميگويد: ثار هيچگاه در لغت عرب بمعني خون نيامده است، بلكه بمعناي "خونبها" است، (در لغت عرب به خون، "دم" اطلاق ميشود) ؛ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج‏4، ص229.
[7] . ايشان در شرح عبارت: "و أنك ثار الله في الأرض" ميگويد: "الثأر بالهمز، الدم و طلب الدم أي أنك أهل ثار الله و الذي يطلب الله بدمه من أعدائه أو هو الطالب بدمه و دماء أهل بيته بأمر الله في الرجعة"؛ مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، ج98، ص151.
[8] . ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، ج4، ص97.
[9] . نك: مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج‏4، ص229؛ قرائتي، محسن، تفسير نور، ج‏2، ص443.
[10] . هود، 64.
[11] . ابراهيم، 37.
[12] . "هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ" الإضافة إلي الله تشريفية، كإضافة مكة إلي الله يقال: "بيت الله"، و إضافة دم الحسين (علیه السلام) إلي الله، يقال: "ثار الله"؛ نك: حسيني شيرازي، سيد محمد، تقريب القرآن إلي الأذهان، ج‏2، ص200.
[13] . آنچه انسان را به سوي خدا نزديك ميكند، يا از قبيل نوافل است كه به معناي مقرباتي است كه خداوند آن را بر بندگان خود واجب نكرده است، بلكه آنان تقرباً الي الله آن را بر خود لازم گردانيدهاند و مرتكب ميشوند. و يا از قبيل فرائض كه به معناي مقرباتي هستند كه خداوند آن اعمال را بر بندگان خود واجب و لازم كرده است و بندگان نيز بنابر امتثال امر، آن را ارتكاب نمودهاند.
[14] . براي آگاهي بيشتر نك: ترخان، قاسم، نگرشي عرفاني، فلسفي و كلامي به: شخصيت و قيام امام حسين (علیه السلام)، ص 91 104، انتشارات چلچراغ، چاپ اول، 1388 ه ش. گفتني است كه همه منابع آدرس داده شده از نرم افزارهاي مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي، نور، است.