دوشنبه, 19 شهریور 1397 ساعت 17:37
خواندن 2895 دفعه

چرا باید برای امام حسین علیه السلام که در 1400 سال پیش شهید شده اند، این قدر عزاداری کرد؟

چرا باید برای امام حسین(ع) که در 1400 سال پیش شهید شده اند، این قدر عزاداری کرد؟ (لطفاً با بیان دلایل عقلانی، یا با روایات معتبر و یا با آیات قرآن توضیح دهید).
پاسخ کوتاه : طبق آیات شریفه قرآن عزاداری از شئون تعظیم شعائر و مودت اهلبیت علیهم السلام است. و در روایات سفارش زیادی به آن شده و ثواب عظیمی برایش ذکر شده. بدون ترديد ائمه اهل بيت(عليهم السلام) در اين دستورات اهداف مهمى را در نظر داشته اند كه از مهم ترين آن، مبارزه با ستمگران بنى اميه و بنى عباس است; از اين رو همه مسلمانان و بويژه پيروان خود را به شركت در اين جهاد مقدس ترغيب فرموده اند. كيفيت اين جهاد نيز چيزى نيست جز مرثيه، مديحه، زيارت و گريه بر مصايب اهل بيت علیهم السلام به جهت خنثى نمودن تلاش بنى اميه كه سعى مى كردند نام امام حسين(عليه السلام) را از بين ببرند و از رثا و زيارت و بيان فضايل و مناقب آن حضرت جلوگيرى مى كردند. در اين راستا گريه و عزادارى، مرثيه و زيارت قبور آنان نه فقط از باب حسرت و تسليت است بلكه محاربه با دشمنان خدا و جهاد فى سبيل الله به شمار مى آيد.
پاسخ تفصیلی :
در قرآن كريم آياتى وجود دارد كه مشروعيت بلكه رجحان عزادارى را اثبات مى كند، در اينجا به چند نمونه اشاره مى كنيم :
 
1. عزادارى فرياد ستمديدگان بر عليه ستمگران
(لا يُحبُّ اللهُ الجَهْرَ بالسُّوء مِنَ الْقَولِ إِلاّ مَن ظُلِم).
خداوند متعال فرياد زدن به بدگويى را دوست ندارد جز براى كسانى كه مورد ستم قرار گرفته اند.
در اين آيه دو فراز وجود دارد; نخست مى فرمايد: (لا يحب الله ...) خداوند متعال بدگويى و افشاى عيوب ديگران را دوست ندارد; جز كسانى كه به حقوقشان تجاوز شده است و اين گونه افراد استثنا شده اند.
 دوم (الاّ مَن ظلم); اين فراز هشدارى است به همه ستمگران كه خداوند متعال نه تنها به مظلومان اجازه فرياد و افشاگرى داده بلكه چنين فريادى محبوب ذات اقدس الهى قرار گرفته است.
هر چند ظلم داراى اقسام و مراتبى است مانند ظلم به نفس، ظلم به يتيمان و ... اما بزرگترين ظلم، آن است كه به حقوقى كه خداوند براى برخى از افراد قرار داده است تجاوز شود. به عبارت ديگر خداوند براى برخى از افراد حقى قرار داده و آن حق ولايت و امامت است; (إِنَّما وَليكُمُ اللهُ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون); به تحقيق سرپرست شما خدا و رسول وكسانى هستند كه به خدا گرويده و نماز را بپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند.
روشن است كه تعدى به حق خدادادى بزرگترين ظلم است زيرا ساير ظلمهاى فردى و تجاوزات اجتماعى از آن سرچشمه مى گيرد بنابراين ستيزه با حاكميت ولى خدا، و ساير ارزشها ظلم و ستمى بزرگ و نارواست. بى ترديد امام حسين(عليه السلام) يكى از كسانى است كه خداوند متعال حق ولايت و حاكميت براى ايشان قرار داده است و يزيد و يزيديان جزو طاغوت اند و غاصب حاكميت الهى و لذا نبايد مسلمانان اطاعت آنها را قبول كنند. از اين رو مردم كوفه در نامه هاى خود اظهار داشتند كه ما ولايت معاويه و يزيد را نمى پذيريم و شما هر چه زودتر به سوى كوفه بشتابيد. آن حضرت با همه مشكلات و موانع موجود، به دعوت آنان پاسخ مثبت داده و به سوى كوفه حركت كردد اما دشمنان اهل بيت با تمام امكانات خويش در برابر نهضت كربلا ايستادند و با شهادت آن حضرت خسارت و ظلم بزرگى بر پيكر امت اسلامى وارد ساختند به گونه اى كه آثار شوم آن حادثه هنوز به چشم مى خورد.
آيا جامعه اسلامى در برابر چنين حادثه اى اندوهبار و غمناك كه در آن فرزند نازنين پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) را به شهادت رساندند، بايد دست روى دست گذاشته و سكوت نمايد، يا وظيفه بسيار سنگينى بر دوش دارد؟ بر طبق آيه كريمه، بايد فرياد برآورد و به افشاگرى و بدگويى آشكار و رسوايى ستمگران پرداخت و چهره كثيف و زشت آنان را روشن نمود و با زبان شعر و مديحه سرايى و بيان مصايب و گردهماييهاى گسترده، برائت و بيزارى از دشمنان خدا را اعلان نمود. و به طور يقين فريادها و عزاداريهايى كه در اين راستا باشد از مصاديق «جهرمن القول» است كه خداوند متعال آن را دوست دارد و عزاداريهاى پيروان اهل بيت(عليهما السلام) با اين هدف مقدس انجام مى گيرد
2. عزادارى و مودّت اهل بيت :
(قُل لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى القُرْبى).
قرآن كريم دوستى خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) را بر امت اسلامى فرض دانسته و محبت آنان را پاداش زحمات طاقت فرساى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در راه ابلاغ رسالت قرار داده است و اين خود حكايت از عظمت رسالت آن حضرت و بزرگى پاداش مقرر براى آن مى كند. بديهى است كه كار بزرگ، پاداش بزرگى لازم دارد و اين آيه پاداش چنين رسالتى را مودّت نزديكان و اهل بيت آن حضرت قرار داده است.
عشق و دوستى اثرات و لوازمى دارد. يار و دوست صادق كسى است كه شرط دوستى را چنان كه شايسته است بجا آورد; در غير اين صورت دوستى، زبانى و ظاهرى خواهد بود. از نشانه هاى مهم دوستى آنان، همدردى و همدلى در سوگ و يا شادى آنان است. در روايات فراوانى بر اين نكته تاكيد شده است كه در جشن و سرور اهل بيت شاد و در اندوه و ماتم آنان اندوهناك باشيد و به راستى ابراز محبت در شاديها و عزاهاى اهل بيت(عليهم السلام) از امتيازات پيروان مكتب آنان است.
 امام على(عليه السلام) مى فرمايد: «انّ الله تبارك و تعالى ... فاختارنا و اختار لنا شيعة ينصروننا و يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا و يبذلون اموالهم و انفسهم فينا اولئك منا و الينا»(1); خداوند متعال ما را از ميان بندگان خويش برگزيد و براى ما پيروانى انتخاب نمود كه همواره در شادى و غم ما شريك اند و با مال و جانشان به يارى ما مى شتابند، آنان از مايند و به سوى ما خواهند آمد.
. از اين رو مودت اهل بيت(عليهم السلام) كه همانا پاداش ابلاغ رسالت خاتم پيامبران است طلب مى كند تا با زبان گفتار و كردار، اشك و اندوه، مرثيه سرايى و لعن و نفرين بر قاتلان آنان در سوگ آن عزيزان اندوهناك بود و به يادآورى ويژگيها و خصلتهاى الهى شهيدان پرداخت و بى ترديد برپايى چنين مجالس و عزاداريهايى جز بيان حقايق چيز ديگرى در بر ندارد.
 
3. عزادارى و بزرگداشت شعاير الهى
(وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَاِنَّها مِنْ تَقَوَى الْقُلُوبِ)
بى شك تعظيم و بزرگداشت شعاير الهى از دستورات اساسى دين اسلام است. مطلبى كه مورد بحث علما واقع شده آن است كه مقصود از شعاير الهى چيست؟ شعاير در لغت به معناى علامت آمده است، شعاير ـ شعائر ـ از شِعار يعنى علامت،شعاير به معناى نشانه هاى دين و طاعت خداوند بزرگ است.(2) بنابراين مقصود از بزرگداشت شعاير الهى بزرگداشت نشانه هاى دين و اطاعت خداوند و آيين ابراهيمى است كه در اسلام تبلور پيدا نموده است و هر يك از مناسك حج علامت و مصداق كامل شعاير مى باشد چنان كه در آيات قرآن طواف، سعى بين صفا و مروه، رمى جمرات، قربانى و ... هر كدام علامت و نشانه اى است كه انسان را به سوى تقوا و در نهايت توحيد خالص و ناب رهنمون مى شود.
ميان علامتهاى الهى و تقواى دلهارابطه خاصى وجود دارد از اين رو به طور عموم مى توان استفاده نمود كه هر زمان، يا در هر مكان، فعل يا عملى كه ياد خدا و زمينه تقوا و رشد معنوى و روحى را فراهم آورد در صورتى كه در چهار چوب قوانين و دستورات اسلام قرار داشته باشد جزو شعاير الهى به شمار مى آيد. نماز، روزه و ... هر كدام به نحوى از مصاديق شعاير الهى مى باشند، بنابراين با توجه به دلايلى كه عزاداريها را مشروع دانسته به طور مسلم مراسم عزا براى بندگان خاص خداوند كه بحق قرآن ناطق و حج مجسم بودند و براى اعتلاى كلمه توحيد جان خود را قربانى ساختند از بارزترين نشانه ها و شعاير است; چرا كه در اين مراسم جز فراگيرى مسايل دين و يادآورى شهامتها و ايثارگريهاى شهيدان بزرگ اسلام، سخن ديگر طرح نشده و سخن از دشمنى با دشمنان خدا و دوستى با دوستان خدا گفته مى شود بنابراين مسلمانان و موحدان وظيفه دارند كه اين شعاير را حفظ كنند. عزاداريها نيز در اقسام و صورتهاى مختلف هر يك به نحوى حافظ و نگهبان آن ارزشهاست.
 
با نظرى به آيات و روايات مزبور به راحتى مى توان استنباط كرد برپايى مجالس عزا و اقسام گوناگون عزادارى نه تنها با قرآن مخالفت و ناسازگارى ندارد بلكه از مصاديق شعاير الهى، مودت اهل بيت و مبارزه با ظلم و ستم مى باشد.
بررسی بعضی از روایات :
  عزادارى و تشكيل مجالس عزا بويژه براى سیدالشهدا، در روايات شيعه امرى جايز بلكه پرفضيلت و مستحب مى باشد وبه آن سفارش اکید شده .به این روایات توجه کنید:
1.امام صادق(عليه السلام) فرمود : «البكائون خمسه: آدم و يعقوب و يوسف وفاطمه بنت محمد (صلى الله عليه وآله) و على بن الحسين ...»;(3) گريه كنندگان معروف پنج نفرند; آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه دختر پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و على بن حسين(عليه السلام).
گريه آدم به خاطر اخراج از بهشت، گريه يعقوب به جهت دورى از يوسف، گريه يوسف به خاطر فراق و جدايى از يعقوب، گريه حضرت زهرا بر پدرش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و گريه امام سجاد(عليه السلام) به خاطر شهادت مظلومانه پدر بزرگوارش حسين بن على(عليه السلام) بود. مدت آن در بعضى از روايات ده سال و در برخى ديگر چهل سال ياد شده است.
2. امام صادق (عليه السلام) به فرزند بزرگوارش فرمود :
من أنشد فى الحسين بيتاً فبكى و أبكى عشرة فله و لهم الجنة و من أنشد فى الحسين بيتاً فبكى و أبكى تسعة فله و لهم الجنة»(4) كسى كه يك بيت شعر درباره امام حسين(عليه السلام) بسرايد و گريه كند و ده تن يا نه تن را بگرياند جايگاه آنان بهشت است.
3. امام صادق(عليه السلام) فرمود : «كل الجزع و البكاء مكروه سوى الجزع والبكاء على الحسين»;(5) هر گريه اى و مويه اى در مصايب مكروه است مگر گريه بر امام حسين(عليه السلام).
در توضيح اين روايت اشاره به اين نكته لازم است كه ترك صبر و جزع نمودن در مصايب، اجر و پاداش انسان را از بين مى برد; از اين رو در روايات ديگر به اين مطلب اشاره شده اما در اينجا امام صادق(عليه السلام) عزادارى و گريه بر امام حسين(عليه السلام) را استثنا نموده اند زيرا گريه و جزع بر مصيبت امام حسين(عليه السلام) و انسانهاى مظلوم از مصاديق جزع مكروه نبوده بلكه مصداق فرياد و اعتراض در برابر ظالم و ستمگر است كه ممدوح و پسنديده مى باشد چنان كه در قرآن مى فرمايد: (لا يُحِبُّ اللهُ الجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَن ظُلِمْ). از اين روايت چنين به دست مى آيد كه عزادارى براى امام حسين(عليه السلام) و شهداى بزرگوارى كه در راه خدا مظلومانه جان باخته اند با ديگر سوگواريهايى است كه براى افراد معمولى برگزارى مى گردد تفاوت دارد. نكته ديگرى كه در اين روايت وجود دارد، آن است كه گريه بر غير امام(عليه السلام) مكروه دانسته شده در صورتى كه از روايات فراوانى جواز و بلكه استحباب آن مشخص مى گردد. در اين جا احتمالاتى وجود دارد; يكى از آن احتمالات اين است كه مقصود از گريه در روايت ذكر شده گريه همراه با جزع است نه صرف گريستن.
4. پيامبر(صلى الله عليه وآله) به دخترشان فاطمه(عليها السلام) فرمودند : «كل عين باكية الا عين بكت على مصاب الحسين فانها ضاحكة مستبشرة بنعيم الجنة»;(5) هر چشمى ـ در قيامت ـ گريان است جز چشمى كه بر حسين(عليه السلام) گريه كند، آن چشم هميشه خندان و به نعمتهاى بهشتى بشارت داده مى شود.
5. امام صادق(عليه السلام) به عبدالله حماد فرمودند : «به من گزارش رسيده كه گروههايى از اطراف كوفه و نقاط ديگر و نيز گروهى از خانمها در نيمه شعبان در كنار تربت پاك حسين بن على(عليه السلام) اجتماع نموده و بر امام حسين نوحه سرايى كرده و قرآن تلاوت مى كنند و گروهى به نقل داستان و تاريخ، و برخى ديگر به مرثيه خوانى مشغول هستند. حماد عرض كرد: من خود شاهد چنين مراسمى بوده ام. امام فرمود: خدا را سپاس كه برخى از مردم را علاقمند قرار داده تا به مدح و ستايش ما پرداخته و براى ما سوگوارى كنند، دشمنان ما را طعن و مورد اعتراض قرار داده، كارهاى زشت و ناپسند آنان را آشكار نمايند».(6)
6. ابن قولويه از مسمع كردين روايت كرده است كه مى گويد امام صادق(عليه السلام)به من فرمود : «اى مسمع! تو كه از اهالى عراق هستى، آيا قبر جدم حسين(عليه السلام) را زيارت مى كنى؟ عرض كردم خير; زيرا من در بصره مشهور هستم و در همسايگى ما يكى از طرفداران خليفه است كه تابع هوا و هوسهاى نفسانى اوست. گذشته از اين دشمنان ما خواه ناصبى و غير آن زياد مى باشند; ترس دارم كه به خليفه فرزند سليمان اطلاع دهند و جان من در خطر قرار گريد. آنگاه امام فرمود: آيا مصايب شهداى كربلا را به ياد نمى آورى؟ عرض كردم: آرى. فرمود: آيا جزع و اظهار ناراحتى نمى كنى؟ گفتم: بلى، سوگند به خدا كه گريه مى كنم. فرمودند: خدا گريه ات را بپذيرد، آگاه باش كه تو از كسانى هستى كه براى مصايب ما اظهار ناراحتى و جزع مى كنند. تو از كسانى هستى كه در خوشحالى ما خوشحال و در اندوه و حزن ما اندوهناك اند. سپس فرمود: فقال الحمدالله الذى فضلنا على خلقه بالرحمة و خصنا اهل البيت بالرحمه يا مسمع ان الارض و السماء تبكى منذ قتل اميرالمؤمنين رحمة لنا و ما بكى لنا من الملائكة اكثر و ما رقات دموع الملائكة منذ قتلنا; سپاس خدايى را كه ما ـ اهل بيت ـ را به رحمت خاصه اش ويژه ساخت و بر ساير خلق برترى بخشيد. اى مسمع! از زمان كشته شدن اميرمؤمنان زمين و آسمان مى گريند و گريه فرشتگان خشك نشده است»(7)
7. امام رضا (عليه السلام) به پسر شبيب كه پس بايستى گريه كنندگان بر مثل حسين گريه كنند
و بدانيد كه گريستن بر حسين گناهان بزرگ را مى ريزد و انسان را پاك مى كند».(8)

نتیجه بحث :
1.علاوه بر آیات شریفه قرآن و اين احاديث که به صورت مستفيض و بلكه متواتر از طريق اهل بيت(عليهم السلام)روايت شده بدون ترديد ائمه اهل بيت(عليهم السلام) در اين دستورات اهداف مهمى را در نظر داشته اند كه از مهم ترين آن، مبارزه با ستمگران بنى اميه و بنى عباس است; از اين رو همه مسلمانان و بويژه پيروان خود را به شركت در اين جهاد مقدس ترغيب فرموده اند. كيفيت اين جهاد نيز چيزى نيست جز مرثيه، مديحه، زيارت و گريه بر مصايب اهل بيت(صلى الله عليه وآله وسلم) به جهت خنثى نمودن تلاش بنى اميه كه سعى مى كردند نام امام حسين(عليه السلام) را از بين ببرند و از رثا و زيارت و بيان فضايل و مناقب آن حضرت جلوگيرى مى كردند. در اين راستا گريه و عزادارى، مرثيه و زيارت قبور آنان نه فقط از باب حسرت و تسليت است بلكه محاربه با دشمنان خدا و جهاد فى سبيل الله به شمار مى آيد و هر كس در اين جهاد مقدس شركت كند خداوند بزرگ او را از مجاهدان در راه خود شمرده و انشاء الله بهشت را نصيب او مى نمايد. از اين رو كسانى بر شهدا گريه مى كنند و برايشان مرثيه مى سرايند كه خود اهل تقوا و يقين باشند. روشن است كه ستمگران و اهل فسق و آنان كه در خط بنى اميه و دشمنان اهل بيت(عليهم السلام) گام برمى دارند مشمول اين احاديث نمى شوند و اين احاديث آنان را در بر نمى گيرند مگر اين كه توبه كنند و خود را پاك نمايند تا در زمره جهادگران طريق اهل بيت قرار گيرند.
نكته ديگر آن است كه اين احاديث منحصر به زمان و مكان خاصى نيست تا گفته شود چون بنى اميه و بنى عباس امروز نيستند پس عنوان جهاد و مبارزه صدق نمى كند. زيرا نخست، از دستورات ائمه(عليهم السلام) در صورتى كه قرينه خاصى مبنى بر انحصار به مورد خاصى وجود نداشته باشد استفاده اطلاق و شمول مى شود چنان كه در دستورات ديگر اخلاقى و فقهى چنين است.
2. هرچند امروز خلفاى بنى اميه و بنى عباس نيستند اما درست همان دو جبهه حق و باطل كه در آن زمان صف آرايى داشته امروز بيشتر از آن زمان به چشم مى خورند. آن زمان باطل در چهره بنى اميه و بنى عباس ظهور كرده بودند و امروز در چهره كسانى كه راه آنان را ادامه مى دهند; از استكبار جهانى و صهيونيست گرفته تا ايادى مزدور آنها كه در كشورهاى اسلامى از راههاى گوناگون نفوذ كرده و بر عليه اسلام و مسلمانان تلاش مى كنند.
3. با توجه به اين كه عقيده به لزوم محبت اهل بيت(عليهم السلام) از اساس و اركان دين اسلام است و هر عصر و نسلى بايد بدان ملتزم باشد، و همچنين آثار بسيار مثبت مجالس عزادارى امروز ـ اگر مجالس عزاى شهيدان از گذشته بهتر نباشد ـ از مصاديق جهاد و احياى دين اسلام به شمار مى آيد و به عبارت ديگر بر مبناى همان معيار و ملاكى كه در زمان ائمه(عليهم السلام) عزادارى را نوعى جهاد قلمداد مى نمود امروز نيز عزادارى در زمره جهاد به شمار مى آيد و وقوع آثار آن در پيدايش انقلاب اسلامى و پيروزى آن بهترين گواه اين مدعاست.

 

پی نوشت ها :
1ـ بحارالانوار، مجلسى، ج 44، ص 287، باب ثواب البكاء على مصيبة الحسين(ع).
2ـ عوائد الايام، نراقى، ص 31، عائده 2.
3ـ بحار الانوار، ج 44، ص 289، باب ثواب البكاء على مصيبة الحسين(صلى الله عليه وآله) .
4ـ همان، ج 44، ص 280، باب جواز البكاء على الميت و المصيبة.
5ـ بحار الانوار، ج 44، ص 293، باب ثواب البكاء على مصيبة الحسين(صلى الله عليه وآله).
6ـ كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 539، باب 108.
7ـ بحار الانوار، مجلسى، ج 44، ص 289، باب ثواب البكاء على مصيبة الحسين.
8ـ بحار الانوار، مجلسى، ج 44، ص 285، باب ثواب البكاء على مصيبة الحسين; امالى، صدوق، مجلس 27، رقم 5 و عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 299.


منبع : برگرفته از سایت مذاهب اسلامی  و کتاب ره توشه راهیان نور ویژه محرم 91.

کارشناس پاسخگو : سیدمحمدمهدی موسوی.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن