یکشنبه, 27 آبان 1397 ساعت 15:33
خواندن 398 دفعه

بررسی تطبیقی اندیشه شیعه وسنی در مورد مهدی در قرآن وحدیث

بیژن کرمی
مجله پیام جاویدان - زمستان ۱۳۸۳ - شماره ۵
چکیده:
آنچه در این مقاله آمده، صفحاتی چند از ترجمه کتاب «مع المهدی المنتظر فی دراسة منهجیة مقارنة بین الفکر الاسلامی الشیعی والسنی» می باشد که مترجم ونگارنده نام «بررسی تطبیقی اندبشه شیعه وسنی در مورد مهدی در قرآن وحدیث» را برای آن برگزیده است. کتاب به وسیله مهدی فتلاوی که متولد ویمنی الأصل وطایی النسب است، نگاشته شده است. وی در نگارش این کتاب به بیش از ۱۲۳ منبع ومرجع رجوع کرده است. منابع وی مجموعه ای از کتب تفسیری، کتب حدیث، کتب تاریخی وتراجم، کتب مربوط به مهدویت ودیگر کتب است که نویسندگان ومؤلفان کتب مذکور از دو مذهب اسلامی شیعه وسنی هستند. در این مقاله اعتقاد به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عنوان اعتقادی اصیل مطرح شده است وشواهد مختلف وبسیاری از منابع اهل سنت وشیعه ذکر گردیده است. مؤلف تنها راه از بین بردن اختلافات را، اخلاص وتوجه علمی وبه دور از تعصب به سنت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته است.
مؤلف در کتاب خود، تلاش نموده است ضمن اثبات اصیل بودن اعتقاد به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در قرآن کریم وسنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وسـیره اهـل بیت (علیهم السلام)، موارد اتفاق واختلاف اعتقادی وتاریخی شیعه وسنّی در مورد حضرت را ذکر نموده وآنها را مورد بررسی قرار (*) دکترای ادبیات عرب، استاد دانشکده علوم قرآنی تهران دهد.
به نظر نویسنده کتاب، تنها راه ریشه کنی عوامل اختلاف برانگیز تـاریخی، سیاسی، اعـتقادی و...که دائما محور درگیریهای امت اسلامی بوده، پیروی از اندیشه های اصیل اسلامی وآن هم با نیتی خالصانه وپناه بردن به قرآن کریم وسنّت اصیل نبوی والبته با تکیه بر روشی علمی اسـت، مشروط بـر آنـکه همگی با هم به کـتاب خـدای مـتعال بازگردند، کتابی که پروردگار سبحان آن را چنین وصف نموده است:
انّ هذا القرآن یهدی للّتی هی أقوم ویبشّر المؤمنین. (اسراء/۹)
نویسنده کتاب در قسمتی از مقدمه آن می گوید:
نگارنده در تـلاش بـرای رفـع اختلافات مذهبی راجع به حضرت مهدی (علیه السلام)، کوشیده است در مـسائل ثـابت ومستحکم فکری وتاریخی مشترک بین شیعه وسنّی-به قدر ممکن-از پرتو ونور قرآن کریم ونبوت استمداد واستعانت جوید.
زمینه های مشترک مـیان اهـل تـسنن وشیعه دوازده امامی درباره مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بسیار زیاد است.همه آنان بر درسـتی این اعتقاد اتفاق نظر دارند ومنکرانش را نادان تلقی می کنند. همچنین، متفق القولند که حضرت مهدی (علیه السلام)، از قبیله قریش واز اهل بـیت پیـامبر اسـلام (صلی الله علیه و آله و سلم) وبه ویژه از نوادگان حضرت علی (علیه السلام) وفاطمه (سلام الله علیها) است.ضمنا برپایی حکومتش را قطعی واو را آخرین جـانشین حـضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در بین دوازده امام دانسته ومحدوده سلطه اش را همه جهان می دانند. زیرا حکومت او وعده الهی است که نـص قـرآن بـر آن تأکید کرده است. سرانجام آنکه، شیعه وسنّی بر حتمی بودن وقوع برخی حوادث واتـفاقات وعـلائم ظـهور ایشان اشاره می کنند. این علائم مژده نزدیکی ظهور ایشان را می دهند. در اینجا دلایل قابل اعتماد دربـاره اثـبات مـوارد اتفاق نظر شیعه وسنّی، در اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، ارائه می شود:
نخست، اتفاق نظر مسلمانان در اصل قضیه
دلیل محکم در ایـن اتـفاق نظر، ثبت وضبط درست احادیث بسیاری است که درباره حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل گشته است. اولاین احادیث را مسلمانان حـفظ نـموده ودر بـسیاری از مراجع ومنابع خود ذکر کرده اند؛ به گونه ای که تواتر آنها بارها در علم حدیث به تـأیید مـسلمانان رسیده است وهمان گونه که می دانید، هر مسئله دینی که روایات واحادیث آن به حد تـواتر بـرسد، از دایـره شک وتردید خارج گشته ودرباره اسناد آن گفتگو نمی شود. همچنان که این مسئله در جای خود در عـلم حـدیث واصول به اثبات رسیده وغیرقابل انکار است ومناقشه ودر آن ناشی از عدم آگاهی بـه قـواعد واصـول بحث علمی وتحقیق اسلامی است.
مرجع بزرگ، شهید صدر (ره) می گوید:
اندیشه اعتقاد به حضرت مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عنوان رهبری کـه جـهان چـشم انتظار اوست تا دنیا را به جایگاهی بهتر رهنمون شود، در کل، در احادیث پیامبر عـظیم الشـأن (صلی الله علیه و آله و سلم) وبه ویژه در روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) آمده است. همچنین، در متون وکتب فراوان چنان بر آن تأکید شده که جای هـیچ شـک وتردیدی باقی نمی گذارد.چهارصد حدیث از طریق برادران اهل سنت در این باره نقل گـشته ومـجموع روایتهای منقول درباره حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، از طریق شـیعه وسـنی، به بـیش از شش هزار حدیث بالغ می شود.حتی نظیر ایـن رقـم بالا دربارهء بسیاری از امور واضح وبدیهی دین اسلام، که معمولا قطعی وخالی از شک وتـردید اسـت، جمع آوری نشده است.۱
حافظ ابن حجر عـسقلانی می گوید:
بـنابر احادیث مـتواتر، حضرت مـهدی (عجل الله فرجه الشریف) از میان مسلمانان برانگیخته می شود.حضرت عیسی بـن مـریم (علیه السلام) نیز در آن زمان فرود می آید وپشت سر وی نماز خواهد خواند.۲
قاضی شوکانی در مورد احـادیث مـهدی می گوید:
احادیث مربوط به مهدی، بدون هیچ شـک وشبهه ای، متواتر است.۳
ابن حجر هـیثمی مـی گوید: «اخبار واحادیث منقول درباره ظهور حـضرت مـهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بسیار زیاد ودر حد تواتر است».۴
حافظ ابوالحسن ابری سگزی (م ۳۶۳ هـ) در «مناقب الشافعی» وابن صباغ مالکی در «اسـعاف الراغـبین» وبرزنگی در«الاشاعة لأشراط الساعه» وشـیخ عـبد الحـق در«اللمعات» وابن صـدیق مـغربی در«ابراز الوهم المکنون مـن کـلام ابن خلدون» وصدیق حسن قنوجی در «الاذاعة لما کان ویکون بین الساعه»و بسیاری دیگر از عـلما بـر تواتر احادیث مربوط به حضرت مـهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تصریح کرده اند.
ابـن خلدون از جـمله کـسانی اسـت که بر تواتر احـادیث حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وشهرت این احادیث در میان گروهها ومذاهب گوناگون اسلامی اذعان نموده است.او در مقدمه کـتابش بـا آنکه کوشیده است در احادیث مربوط بـه ایـشان تـشکیک نـماید واسـناد روایات مربوط بـه ایـشان را مخدوش جلوه داده وآنها را زیر سئوال ببرد، می نویسد:
«بدان آنچه که در طول سده ها در میان همه مسلمانان رایج ومتداول بـوده، این اسـت کـه در آخر الزمان مردی از سلالهء اهل بیت (علیه السلام) ظهور مـی کند کـه دیـن را پشـتیبانی کـرده وعـدالت را بر پا می نماید ونام وی مهدی است».۵
دوم. اتفاق نظر در لزوم اعتقاد به ایشان
مسئله مهدی از جمله مسائل غیبی الهی است که وحی نیز از آن خبر داده ومتون ونصوص دینی مورد اعتماد همه مسلمانان لزوم ایمان واعتقاد بـه آنها را مورد تأکید قرار داده اند؛همچنان که خداوند تبارک وتعالی می فرماید: «الم، این قرآن کتابی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد هدایتگر انسانهای باتقواست، همانهایی که به عالم ودنیای غیب ایمان دارند ونماز برپا مـی دارند واز آنـچه به آنان روزی می رسانیم انفاق می کنند وکسانی که به آنچه به تو وپیامبران پیش از تو نازل شده ایمان می آورند وبه آخرت یقین دارند».۶
این آیه، به طور کلی، بر لزوم ایمان به مسائل غـیبی، که از طـریق شرع وبا ادلّه روشن به اثبات رسیده اند، دلالت می کند، همان گونه که برپا داشتن نماز ودادن زکات وایمان به قرآن وکتابهای آسمانی، که پیش از قرآن نازل شده، بر هر مـسلمانی لازم وضـروری است، اعتقاد به همه مـسائل غـیبی، که اسلام درباره آنها سخن گفته ودر نصوص معتبر ومشهور از آنها خبر داده شده، واجب است. بنابراین، هر کس موردی از امور غیبی اسلام را، از قبیل ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نزول حضرت عیسی ابن مـریم (علیه السلام)، خروج دجـال وسایر مسائلی را که بـا دلایـل قطعی ثابت شده اند، انکار نماید، از جرگهء مسلمانانی که به عالم غیب ایمان دارند، خارج می شود، زیرا ایمان به غیب حد فاصل میان مؤمنین به رسالتهای الهی وملحدان ومادی گرایان است.
بر اساس همین ادلّه قرآنی، برخی از دانـشمندان مـعاصر اهل تسنن در اثبات وجوب اعتقاد به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به این برهان قرآنی استدلال کرده اند. شیخ ناصر الدین البانی از علمای اهل سنت در این باره می گوید:
«اعتقاد به قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اعتقادی ثابت است واز حضرت نـبی اکـرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در وجوب ایـمان به ظهور ایشان احادیث متواتر نقل شده است. این اعتقاد از امور غیبی است وایمان به چنین امری از جـمله نشانه های پرهیزکاران است؛همان گونه که خداوند متعال در قرآن فرموده است: «الم، قرآن کتابی اسـت کـه هـیچ شکی به آن راه ندارد هدایتگر انسانهای پرهیزکار وتقوا پیشه ای است که به عالم غیب ایمان دارند». واین تـنها انـسانهای نادان ومتکبر هستند که در صدد انکار امور غیبی برمی آیند. من از درگاه پروردگار متعال مـسئلت مـی کنم کـه ما را در حالی بمیراند که به قیام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وهر آنچه که قرآن وسنت بر آنان صـحه نهاده اند، ایمان داشته باشیم».۷
استاد عبد المحسن عباد در بخشی از سخنرانی خود، در واکنش به مخالفان اعـتقاد به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، گفته اسـت: «باور بـه مهدویت برابر با ایمان به رسالت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ زیرا نشانه ایمان به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باور وپذیرش بی چون وچرای اخباری است که از جانب ایشان صادر شده است. خداوند مؤمنان به غیب را چنین ستوده است:
«الم، ذلک الکـتاب لاریب فیه هدیّ للمتّقین، الّذین یؤمنون بالغیب».۸
از جمله دلایلی که استاد عباد در لزوم اعتقاد به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برشمرده، وجود ایمان به قدر است.او می گوید: «راه یافتن به دانش بندگان به آنچه خداوند مقدر فرموده، دو گونه است: نخست، واقع شدن آن اسـت...؛ دوم، راه آگـاه ساختن مردم نسبت به چیزی که در گذشته اتفاق افتاده است یا به چیزی که پیش از وقوع، از آن خبر می دهند، آن هم از زبان کسی که از روی هوی وهوس سخن نمی گوید.
بنابراین، همه احادیث واخباری کـه ثـابت شده از جانب حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده، به یقین، خواسته ومشیت پروردگار متعال است وآن خبر، مطابق گفته رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، به وقوع خواهد پیوست، مانند خبر نزول عیسی (علیه السلام) در آخر زمان، قیام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، شورش دجال ودیگر اخبار آن.بنابراین، انکار احادیث مـربوط بـه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، که صدورشان از طرف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قطعی است وتردید وشک نسبت به آنها خطایی بس بزرگ است. ما از دیدگاه پروردگار متعال پایداری بر حق وسلامتی وعافیت در این را در لحظه مرگ، مسئلت می کنیم».۹
در نتیجه، اعتقاد بـه قـیام حـضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، با توجه به وجوب ایـمان بـه قـضا وقدر الهی، نکته ای است که در احادیث معتبر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، همچون حدیث ذیل که جابر بن عبد الله انصاری از ایشان نقل کرده، تصریح شده است: «هر کـس قـیام مـهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را منکر شود، به وحی نازل بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) کفر ورزیده اسـت.زیرا جـبرئیل به من خبر داد: خداوند عز وجل می فرماید: هر کس به قدر، چه خیر وچه شر آن، ایمان نداشته باشد، برود وبرای خود خـدایی جـز مـن برگزیند».۱۰
لزوم ایمان به مسائل غیبی در اسلام امری ثابت شده است.این نـکته از جمله دلایلی است که پیروان مکتب اهل بیت، در اثبات ضرورت ایمان به ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، از آن مدد جسته اند.به طـور مـثال، از امـام صادق (علیه السلام) نقل شده که در تفسیر آیه «ذلک الکتاب لا ریب فیه هدیّ للمتّقین، الّذین یؤمنون بـالغیب ویـقیمونّ الصّلوة وممّا رزقناهم ینفقون»
فرمودند: «پرهیزگاران پیروان حضرت علی (علیه السلام) هستند.کلمه غیب در این آیه حجت غائب یعنی مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.۱۱و دلیل آنـ ایـن گـفته خداوند تبارک وتعالی است:
«ویقولون لولا انزل علیه آیة من ربّه قل انّما الغـیب لله فـانتظروا انّی معکم من المنتظرین».۱۲
سوم، اتفاق نظر مسلمانان بر اینکه ایشان از سلاله اهل بیت (علیهم السلام) است.
روایات واخبار صحیح شیعی وسـنی دلیـلی بـر همدلی مسلمانان در این باره است. سعید بن مسیّب روایت کرده است: «نزد ام السلمه بودیم.سخن از مـهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به مـیان آمد.ایشان گفتند: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم: مهدی (علیه السلام) از عترت من واز فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) است». از امام محمد باقر (علیه السلام) نقل شده اسـت: «مهدی از مـا اهـل بیت واز فرزندان فاطمه است».۱۳ ابن سعید خدری به نقل از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده است: «مهدی از ما اهـل بـیت است.او زمین را پس از آنکه از ظلم وجور پر شده بود، مملو از عدل وداد می کند».
روایاتی که از نسبت ایشان بـه اهـل بـیت خبر می دهند، فراوان، بلکه متواترند. البته در مباحث آینده بخشی از آنها خواهد آمد.
چهارم، اتفاق نظر مسلمانان در قطعیت برپایی حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
روایات واحـادیث صـحیح وصریح فراوانی در کتابهای اخبار ملاحم وفتن وشرایط روز قیامت، در منابع اهل تسنن وشـیعه اثـنا عـشری نقل شده، که در آنها از برقراری حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخن رفته است.ابن مسعود از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده است: «عـمر دنـیا بـه پایان نخواهد رسید تا روزی که مردی از اهل بیتم، به نام مهدی، ولایت ورهبری امـتم را بـر عهده می گیرد».۱۴ واز امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: «قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قطعی وحتمی است».۱۵
ابن مسعود به نقل از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده اسـت: «اگر از عـمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، پروردگار آن روز را چنان طولانی می کند تا مردی از اهـل بـیت من، که هم نام من است، قیام کـند».۱۶ ابوهریره نـیز روایـت کرده است: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر از عمر دنیا، تنها یـک روز بـاقی مانده باشد، خداوند بلند مرتبه آن را چنان طولانی می کند تا مردی از اهل بیت من فـرمانروایی وولایـت زمین را به دست گیرد».۱۷همچنین، در آیـات الهـی که تـفسیر آنـها وعـده ظهور مهدی است (موضوع بعدی)، به صراحت، به بـرپایی حـکومت ایشان تأکید شده است.
پنجم، اجماع مسلمانان در جهانی بودن حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
در بسیاری از آیات از قرآن کریم وروایـات شـیعه وسنی منقول از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بر جهانی بـودن حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وپیروزی اسـلام بـر دشمنان دین وچیرگی آن بر هـمه ادیـان وآیینهای کفر وشرک ورژیمهای منحرف وفاسد، تأکید شده است.
به نظر نگارنده، حکومت جهانی ایشان از مـهمترین مـوضوعاتی است که آیات قرآنی وروایـات فـراوان ومـعتبر نیز آن را تـأیید مـی کنند.همه اینها بر اصالت قـضیه مـهدی، در چارچوب امور ومسائل غیبی، وشکل گیری حکومتشان در آینده تاریخ امت اسلامی پای می فشارند.
در اینجا به آن دسته از آیـات قـرآن کریم که وقوع این حادثه بـزرگ سـیاسی را مژده مـی دهند، اشـاره می شود:
حکومت جـهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در قرآن کریم
آیـات قرآنی که برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را مژده می دهند، به دو دسته تقسیم می شوند:
دسته نخست، شامل آیاتی اسـت کـه به تفسیر وشرح مفصل علمی نـیاز دارند.
دسـته دومـ، آیاتی هـستند کـه آشکار وواضحند، وبـه عـبارت دیگر، به صراحت آن را بیان می کنند.
در اینجا به آن بخش از آیات دسته دوم که به مسئله حکومت جهانی حضرت مـهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مربوط اسـت ومـفسران شیعه وسنی درباره آنها هم عقیده هـستند، اشاره می شود.
خـداوند مـتعال می فرماید:
«یـریدون أن یـطفئوا نـور الله بأفواههم ویابی الله الاّ ان یتّم نوره ولو کره الکافرون، هو الّذی أرسل رسوله بالهدی ودین الحقّ لیظهره علی الّدین کلّه ولو کره المشرکون»۱۸ حاکم با سند صحیح وبه روایت مسلم، از عایشه روایت کرده کـه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «عمر دنیا به پایان نرسد، مگر آنکه دوباره لات وعزّی پرستیده شوند.
عایشه گفت: من پرسیدم ای رسول خدا بعد از اینکه خداوند تبارک وتعالی آیه
«هو الّذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه ولو کـره المشرکون»
را نـازل فرمود، دیگر بازگشت به شرک وبت پرستی ناممکن است؛زیرا دین کامل شده است، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آری، تا آن زمان که خداوند اراده نماید، چنین خواهد بود، پس از آن پروردگار متعال رایحه ای دل انگیز می فرستد وتمام کسانی که بـه انـدازه دانه خردلی خیر ونیکی داشته باشند، وفات می کنند وتمام کسانی که در دلشان اثری از ایمان وجود نداشته باشد باقی می مانند وبه مرام آباء واجدادی خـویش، یعنی شـرک وبت پرستی، باز می گردند».۱۹
تمیم دارمی درباره زمـان غـلبه اسلام بر ادیان دیگر، روایت می کند: «شنیدم که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر فاصله تا آن زمان به درازای عمر تمام شبها وروزهای (جهان) باشد، سرانجام شدنی است.هیچ منزلگهی، در صحراها وبادیه ها وشـهرها، باقی نـمی ماند؛ مگر آنکه به لطف خـداوند دیـن اسلام در آن راه یابد.به عزیزان عزت می دهد وذلیلان را خوار می گرداند، مسلمانان را عزت می دهد ومشرکان را به دلیل نپذیرفتن اسلام وکفرشان، ذلیل گرداند».۲۰
مقداد بن اسود روایت می کند: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمودند: هیچ نقطه ای از کره زمین باقی نـماند، مگر آنـکه خداوند اسلام را با عزت تمام به آنجا وارد کند وجماعتی را ذلیل نماید. اما آنانی که عزیزشان می کند به این خاطر است که ایشان به جرگه مسلمانان وارد شده ودین اسلام را بپذیرفتند».۲۱
از ابوثعلبه خشنی نـقل شـده است: «هرگاه رسـول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از نبرد یا سفری باز می گشت، به مسجد می آمد ودو رکعت نماز می خواند؛سپس نزد فاطمه (سلام الله علیها) وبعد از آن نـزد همسرانش می رفت.یک بار که از جنگ یا سفر بازگشته بود، پس از نماز از مـسجد بـیرون آمـد؛ فاطمه (سلام الله علیها) در مقابل منزل، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دید، او را بوسید وگریست. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: دخترم! چه چیزی تو را به گریه افکنده است؟ فاطمه (سلام الله علیها) به ایشان گفت: رسول خدا! می بینم آثار جنگ وسـفر چـهره تان را غبار آلود ولباستان را ژولیده کرده است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: گریه مکن! پروردگار عزیز وجلیل برای امر ومسئولیت خـطیری پدرتـ را بـه رسالت برگزیده است؛به طوری که نقطه ای در زمین باقی نمی ماند، مگر آنکه خداوند آیین مرا بـا عزت یا ذلّت به آنجا وارد نماید، هر چند این امر به بلندای عمر دنیا بـه درازا بکشد».۲۲
وقتی از ابوهریره درباره مـعنا وتـفسیر آیه مذکور
«هو الّذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحقّ لیظهره...».
سئوال شد. او گفت: این وعده الهی است که خداوند متعال دین اسلام را بالاتر وبرتر از همه ادیان قرار می دهد.۲۳
هنگامی که از سدی راجع به تفسیر همین آیه سـئوال شد، پاسخ داد: این وعده الهی زمانی رخ می دهد که مهدی قیام کند.۲۴
آنچه آمد، احادیث وروایاتی بود که برادران اهل سنت در تفسیر آیه مبارکه گفته بودند، احادیثی که دقیقا با تفسیرهای شیعه واهل بیت مـطابقت می کند.
ایـنک مجموعه ای از احادیث شیعه در این باره نقل می شود:
از امام علی (علیه السلام) نقل گردیده، که«پس از تلاوت آیه مذکور، پرسید: آیا آیین اسلام، پس از آنکه پروردگار رسولش را با هدایت ودین حق مبعوث گردانید، بر همه ادیان غالب شده است؟ گفتند: بلی! علی (علیه السلام) به آنان گـفت: چنین نـیست.قسم به خدایی که جان من در دست اوست، هیچ شهر ودیاری بر روی کره خاکی نماند، مگر آنکه در آنجا بانگ لا اله الاّ الله ومحمّد رسول الله شب وروز وصبح وشام شنیده شود».۲۵
از امام محمد باقر (علیه السلام) درباره تفسیر این آیـه سـئوال کردند، فرمودند: «این وعده الهی، به هنگام قیام مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) محقق وعملی خواهد شد وکسی از اهالی زمین باقی نخواهد ماند مگر آنکه به آیین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورد».۲۶
مفضل بن عمر درباره آنکه گروهی از مسلمانان در تـأویل ایـن آیـه مدعی هستند اسلام بر تمامی ادیان چـیره شـده اسـت، از امام جعفر صادق (علیه السلام) پرسید، امام گفتند: «ای مفضل!اگر اسلام بر همه ادیان چیره می شد، اثری از زردشتی، مسیحی، یهودی وستاره پرستی وجود نداشت وتفرقه وتردید ودوگانه پرستی در کار نبود.سپس امـام (علیه السلام) این آیـه را بـه حکومت امام مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تفسیر نموده ۲۷ وگفتند: در دوران او-مهدی-دین یـکی خـواهد شد، همان گونه که پروردگار متعال فرمود:
انّ الدّین عند الله الاسلام.۲۸ ودر آیه دیگر:
ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلّن یقبل منه وهو فـی الآخـرة مـن الخاسرین.۲۹
آیه دیگری حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشارت می دهد
«ونرید ان نمنّ عـلی الّذین استضعفوا فی الأرض وتجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثین».۳۰ حاکم حسکانی در شواهد تنزیل وابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه به نقل از امـام عـلی (علیه السلام) آورده اند: «البته دنـیا، مانند شتری که دوشندهء خود را گزیده ودوباره به محض دیدن کره خـویش بـه سویش اقبال می کند، به سوی اهل بیت باز می گردد». سپس این آیه شریفه را تلاوت نمودند.۳۱
از امام باقر وصادق (علیه السلام) در تـفسیر ایـن آیـه نقل شده است: «فضل ولطف پروردگار از آن صاحب امر است، که در آخر زمان ظهور مـی کند وجـباران وفـرعونیان را از بین برده وشرق وغرب زمین را تصرف می کند وزمین را از عدل وداد پر می کند، همان گونه که پیشتر از ظـلم وجـور پر بـوده است».۳۲
از امام محمد باقر (علیه السلام) درباره تفسیر آیه
«وقاتلوا المشرکین کافّة کما یقاتلونکم کافّة»۳۳ پرسیدند، ایشان فرمودند: «نه، هنوز تأویل آیه نـیامده اسـت؛آن زمان که قائم ما ظهور کند، معاصران ایشان تأویل این آیه را در می یابند.در آن هـنگام، بنابر وعـده قـرآن، آیین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به اوج خود خواهد رسید وحتی یک نفر مشرک بر روی زمین باقی نخواهد ماند».۳۴
تـفسیر آیه:
«فـقاتلوا أئمة الکفر انّهم لا أیمان لهم»۳۵ همانند آیه پیشین است وحذیفة بن یمان در تفسیر آن گـفته اسـت: «با مـشرکانی، که این آیه درباره آنان است، تاکنون جنگ ومبارزه نشده است».۳۶ ومنظور او امام منتظر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، که با آنـان در آخـر زمان خواهد جنگید.
حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در احادیث نبوی
پس از ذکر روایات واحادیثی در تفسیر چـند آیـه، دال بـر حتمی بودن برپایی حکومت جهانی اسلام، در اینجا به احادیث وروایات دیگری در این باره اشاره می شود:
از ابـن عـباس بـه نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، روایت شده است: «حاکمان روی زمین چهار نفرند، دو حاکم مؤمن ودو حاکم دیـگر کـافرند. آن دو حاکم مؤمن ذوالقرنین وسلیمان (علیه السلام) هستند ودو حاکم کافر نمرود وبخت نصرند.اما حاکم پنجمی بر سراسر زمین فـرمانروایی خـواهد کرد.که از اهل بیت من است».۳۷
حذیفة بن یمان روایتی طولانی، به نقل از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، درباره مـهدی مـنتظر آورده است: «مردم در میان رکن ومقام کعبه بـا ایـشان بـیعت کنند؛ خداوند به وسیله ایشان، دین را زنده کند وسـرزمینهای مـختلف را فتح نماید.در نتیجه در روی زمین کسی نماند جز آنکه گوید: «لا اله الاّ الله»۳۸
ابو سهید خدری از رسـول خـدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده است: «پیش از برپایی قیامت، همه زمـین را ظـلم فرا مـی گیرد، در ایـن هـنگام فردی از اهل بیت من برمی خیزد وزمـین را هـمان طوری که مملو از ظلم وجور شد از عدل وداد پر می کند».۳۹
بنابر احادیث وروایات مذکور در صحاح شـش گـانه، حضرت عیسی ابن مریم (علیه السلام) به هنگام ظهور پشـت سر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز مـی گزارد ودر کـشتن دجال وراهنمایی وهدایت مسیحیان بـه اسـلام، ایشان را یاری می رساند.همچنین، در تأیید روایت فوق، ابوهریره، به نقل از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، آورده است: «روح خدا-عیسی ابن مریم (علیه السلام) -در بین شـما نـزول خواهد کرد. او صلیب را می شکند، خوکان را مـی کشد از مـخالفین جـزیه می گیرد ومردم را بـه اسـلام فرا می خواند؛ وخدای مـتعال در زمـان حضور ایشان، همه آیینها را، جز اسلام، از بین می برد. مسیح (علیه السلام) دجال را به هلاکت می رساند وامنیت وآرامش سـراسر گـیتی را فرا می گیرد».
او در روایت دیگری به نقل از ایـشان آورده اسـت: «تنها تبلیغاتی کـه [در آن هـنگام] در سـراسر جهان وجود خواهد داشـت، همانا فراخواندن همه مردمان به خداوند یگانه است».۴۰
در روایتی، به نقل از امام جعفر صادق (علیه السلام)، آمده است: «به هنگام ظهور قـائم، در سـراسر زمین بانگی جز شهادت لا اله الاّ الله ومحمد رسـول الله بـه گـوش نـخواهد رسید».۴۱
دربـاره تفسیر آیه
«أفغیر دیـن الله یـبغون وله اسلم من فی السّماوات والأرض طوعا وکرها والیه یرجعون»۴۲ از امام موسی کاظم (علیه السلام) سئوال شد؛ایشان فرمودند: «این آیه درباره امام زمـان اسـت.در آن هـنگام حضرت مهدی همه یهودیان، مسیحیان، ستاره پرستان، زندیقان، مرتدان وکافران شرق وغـرب زمـین را فـرا مـی خواند واسـلام را بـر آنان به برپایی نماز وپرداخت زکات وانجام واجبات دینی دستور می دهد؛ اما هر کس اسلام را نپذیرد، گردنش زده می شود؛به طوری که در شرق وغرب زمین جز موحدان یگانه پرست کسی باقی نمی ماند».۴۳
البـته آن دسته از اخباری که بر قطعیت برپایی حکومت جهانی اسلام در زمان رهبری وخلافت مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دلالت دارند، بسیار فراوانند. یکی از این خبرها حدیث متواتری است که شیعه وسنی آن را به نقل از حضرت مـحمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده اند. ایشان در وصـف حکومت وعدالت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرموده اند: یملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا.
به طور کلی، این حدیث بیانگر آن است که حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سراسر زمین را فرا می گیرد.
همچنین، این حدیث نبوی تفسیر همان وعده الهی در قرآن است:
«وعـد الله الّذین آمنوا منکم وعملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الأرض کما استخلف الّذین من قبلهم ولیمکّننّ لهم دینهم الّذی ارتضی لهم».۴۴
ششم، توافق مسلمانان درباره برخی از نشانه های ظـهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
اخـبار وروایات بسیار زیاد مذکور در کـتب مـلاحم وفتن شیعه وسنی حاکی از وقوع پدیده هایی پیش از ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وقریب الوقوع بودن ظهور ایشان وبرپایی انقلاب اسلامی وانجام وعده الهی است. در این پدیده ها دو نـشانه روشـن دیده می شود.
نخستن نشانه وطـلایه انـقلاب مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، برپایی حکومت اسلامی در ایران است، که در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بدان اشاره شده است: «مردمی در مشرق زمین قیام می کنند که زمینه ساز حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند».۴۵ ثوبان نیز از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده است: «هرگاه دیدید پرچمهای سیاه از سمت خراسان پیش مـی آید، ولو بـا لغزیدن روی برف باشد، به آنان بپیوندید».۴۶
روایات واخبار منقول از اهل بیت (علیه السلام) درباره زمینه سازان حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراوان است.در این میان حدیث موثق جابر بن عبد الله انصاری، به نقل از امام محمد باقر (علیه السلام) قابل ذکر است: «شام نـخستین سـرزمینی است کـه ویران می گردد. مردمان آنجا در این اوضاع با هم اختلاف کرده، در سه گروه وزیر سه پرچم گرد می آیند؛گروهی زیـر پرچم سیاه، گروهی زیر لوای سرخ وسفید وگروهی زیر پرچم سفیان نـامی.شامیان در ایـن اوضـاع به سر می برند که پرچمهایی از جانب خراسان پیش می آید وبه سرعت همه آنان را در هم می کوبد. در میان مـردم خـراسان برخی از یاران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود دارد».۴۷
دومین نشانه، تشکیل دولتی در شامات است، که با حکومت امام زمـان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مخالفت مـی کند.رهبری ایـن حکومت را فردی از خاندان بنی امیه برعهده دارد.او در روایات اسلامی به سفیانی مشهور است.شیعه وسنی درباره او روایات فـراوانی نقل آورده اند وپیشتر حدیث جابر بن عبد الله دربارهء او نقل شد.در کتب صحاح سـته نیز مدفون گشتن وفـرو رفـتن سفیانی همراه با لشکرش به عمق زمین نقل شده است.او پس از آنکه خبر سلطهء امام زمان را بر حجاز می شنود، همراه با سپاهش به سوی مکه روانه می شود تا حکومت امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نابود سازد. بخاری ومـسلم، به نقل از ام المؤمنین عایشه، از رسول خدا روایت کرده اند:
«به سرزمین مکه جماعتی پناه آورند که برای دفاع از خود نه پناهگاه، نه سنگر ونه ابزار ونه عده ای دادند. ملحدان برای سرکوبی آنان سپاهی روانه می کنند.به هـنگام رسـیدن آن لشکر، صحرا آنان را بلعیده ودر خود فرو می برد».۴۸ همچنین، عایشه از پیامبر نقل کرده: «سپاهی قصد حمله به کعبه می کند؛ آنان همین که به صحرایی می رسند، همگی به کام زمین فرو می روند».۴۹

پى نوشت ها:
(۱) بحث حول المهدی: ۶۴-۶۳، دارالتعارف بیروت.
(۲) فتح الباری؛۵: ۳۶۲.
(۳) ابراز الوهـم المـکنون، ص ۴، به نقل از رساله توضیح المسائل شوکانی.
(۴) صواعق محرقه، ۲: ۳۱۱.
(۵) ابن خلدون، مقدمه، ص ۳۹۷.
(۶) بقره/۴-۱.
(۷) مجله تمدن اسلامی، شماره ۲۲، ص ۶۴۳، دمشق سوریه.
(۸) مجله جامع الاسلامیه حجاز، شماره ۳، سال اول، ۱۳۸۸ ذی الحجه، سخنان فوق گزیده ای است از آخر سنخرانی می باشد.
(۹) همان.
(فرائد سبطین، ۲: ۲۳۴، ب ۶۱، الحاوی للفتاوی ۲: ۸۳، التفاوی الحـدیثه ص ۲۷، الاذاعـه ص ۱۳۷، وعقد الدرر ص ۱۵۷.
(۱۱) کمال الدین، نوشته صدون، ۲: ۴۳.
(۱۲) یونس/۲۰.کافران می گویند: چرا معجزه ای از پروردگارش بر او نازل نمی شود؟پاسخ بده که دانای غیب تنها خداوند است اما شما که منکر هستید منتظر (عذاب) باشید.من با شما منتظر (نصرت) او می باشیم.) (۱۳) سـنن ابـن مـاجه، ۲۰، ج ۴۰۸۶، تاریخ بخاری، ج ۳، ص ۳۴۶، در المستدرک علی الصـحیحین، والتـارج الجـامع لاصول نیز این حدیث، به شرط نقل صحیحین (صحیح بخاری ومسلم)، تأیید می کند.
(۱۴) کتاب الغیبه، نوشته شیخ طوسی، ص ۱۱۲، این حدیث در منابع شیعه وسنی مورد توافق قـرار گـرفته است.
(۱۵) بـحار، ج ۵۲، ح ۴۰، به نقل از کمال الدین.
(۱۶) سنن ابی داود، ۲: ۱۰۶، ح ۴۲۸۲.مستدرک صحیحین نـیز بـر صحیح بودن حدیث تأکید کرده وذهبی هم با او در این نظر موافق است.
(۱۷) صحیح ترمذی، کتاب الفتن، در باب روایاتی که در مورد مـهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نقل شـده اسـت.سنن ابن ماجه، ح ۲: ۹۸۲، ح ۲۷۷۹.
(۱۸) توبه/۳۳-۳۲؛آنها می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کـنند ولی خدا جز این نمی خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند که کافران ناخشنود باشند.او کسی است که رسـولش را بـا هـدایت وآیین حق فرستاد، تا آن را بر هر آیینها غالب گرداند، هر چند که مـشرکان کـراهت داشته باشند.
(۱۹) مستدرک صحیحین، ج ۴، ص ۴۴۷.به نظر او این حدیث، به شرط روایت مسلم، خبری صحیح است.ذهبی نیز در این مسئله بـا وی مـوافق است.
(۲۰) مـجمع زوائد، ج ۶، ص ۱۴.وی می گوید: احمد وطبرانی این حدیث را نقل کرده اند وکسانی که احمد به نـقل آنـان حـدیث می گوید، ثقه ومورد اعتمادند.مستدرک صحیحین، ج ۴، ص ۴۳۰.وی نیز این حدیث را صحیح می داند، مقایسه شود با روایت ذهبی در تلخیص.
(۲۱) هـمان، ج ۶، ص ۱۴، بـه نـظر صاحب مستدرک الصحیحین، این حدیث به شرط نقل شیخین، صحیح است.اما شیخین آن را نقل نکرده وذهبی در تـلخیص نـظر او را تأیید کرده است.
(۲۲) مستدرک صحیحین، ج ۳، ص ۱۵۵.وی می گوید این، حدیثی است ذهبی ادعا نموده که ایـن حـدیث ضـعیف است.اما راه به جایی نبرده زیرا که احادیثی که پیشتر ذکر گردید، گواه درستی وصحت ایـن حـدیث است.
(۲۳) تفسیر کبیر فخر رازی، ج ۱۶، ص ۴۰.
(۲۴) تفسیر ابی الفتوح، ۶: ۱۶.
(۲۵) تأویل الآیات، ۲: ۶۸۹؛ینابیع الموده نوشته حنفی قندوزی، ص ۴۲۳.
(۲۶) تـفسیر عـیاشی، ۲: ۸۷، ح ۵۰.
(۲۷) الهـدایة الکبری، ۸۲-۷۴ والبحار ۵۳: ۲.
(۲۸) آل عمران/۱۹.
(۲۹) آل عمران/۸۵، هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان خدا) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیـرفته نـخواهد شد واو در آخرت از زیانکاران است.
(۳۰) قصص/۵، ما می خواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم وآنان را پیـشوایان ووارثـان روی زمـین قرار دهیم.
(۳۱) شواهد تنزیل، ج ۱، ص ۴۳۱؛شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ک ۱۹: ۲۹.
(۳۲) حلیة الابرار، ج ۲، ص ۵۹۷: تفسیر البرهان، ج ۲، ص ۲۲۰.
(۳۳) توبه/۳۶: وبـا مـشرکان دسـته جمعی پیکار کنید، همان گونه که آنها دسته جمعی با شمار پیکار مـی کنند وبـدانید خداوند با پرهیزگاران است.
(۳۴) المحجة فیما نزل فی القائم الحجه، ص ۹۶.
(۳۵) توبه/۱۲: با پیشوایان کفر پیکار کنید چرا کـه آنـها پیمانی ندارند.
(۳۶) الدر المنثور، سیوطی، ۴: ۱۳۶.
(۳۷) الحاوی للفتاوی، ۲: ۸۱ به نقل از تاریخ ابن جوزی؛ الفتاوی الحدیثه، ص ۳۹، عقد الدرر، یـوسف شـافعی، ص ۲۰-۱۹.
(۳۸) دخائر عقبی، ص ۱۳۶؛المنار المنیف، ص ۱۴۶، ج ۳۳۳.
(۳۹) مسند احمد، ج ۳، ص ۳۶، مـسند ابـی یـعلی موصلی، ج ۲، ص ۲۷۴، حدیث ۹۸۷؛مستدرک صحیحین، ج ۴، ص ۵۵۷. نویسنده درباره سـند ایـن روایت می گوید: این روایت، به شرط نقل شیخین صحیح است؛اما شیخین این حدیث را نقل نـکرده اند. ذهبی نـیز نظر او را تأیید می کند.
(۴۰) مستدرک صحیحین، ج ۲، ۵۹۵، وی ایـن روایـت را صحیح مـی داند وذهـبی نـیز موافق اوست. سنن ابی داود، کتاب الملاحم-کنز العـمال، ج ۱۴، ج ۳۸۸۵۵، ۳۸۸۴۳ و۳۸۸۵۶.
(۴۱) یـنابیع الموده، قندوزی حنفی، ص ۴۲۱؛تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۸۳.
(۴۲) آل عمران/۸۳، آیا آنها غیر از دین خدا می طلبند (آیین او همین اسـلام اسـت). وشما به کسانی که در زمین وآسـمان هستند از روی اختیار ویا از روی اجـبار در بـرابر (فرمان) او تسلیمند وهمه به سـوی او بـازگردانده می شوند.
(۴۳) تفسیر عیاشی، ج ۱، ۸۲، تفسیر برهان، ج ۱، ۲۹۶.
(۴۴) نور/۵۵: خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده وکارهای شایسته انـجام دادنـد وعده می دهد که آنان را حـکمران روی زمـین خـواهد کرد، همان گونه بـه پیـشینیان آنها خلافت روی زمین را بـخشید وایـن آیینی را که برای آنان پسندیده پابرجا وریشه دار خواهد ساخت.
(۴۵) سنن ابن ماجه، ج ۲، ح ۴۰۸۸؛ مجمع الزواید، ج ۷، ۳۱۸؛کـنز العـمال، ج ۱۴، ح ۳۸۶۷۵.
(۴۶) مسند احمد، ج ۵، ص ۲۲۷.مستدرک الصحیحن، ج ۴، صـ ۵۰۲، او گـوید این حـدیث، به شـرط نـقل شیخین، صحیح است؛ ذهبی نـیز با نظر او موافق است.
(۴۷) بحار الانوار، ج ۲، ۲۳۷؛به نقل از الغیبه، نوشته النعمانی.
(۴۸) صحیح مسلم، ج ۴، ص ۲۲۱، ح ۷.
(۴۹) صحیح بخاری، ج ۳، ۸۶، کتب البـیوع، باب مـسائلی که درباره بازار است.
-ترجمه آیات از قـرآن کـریم، ترجمه آیـة الله العـظمی مـکارم شیرازی برگرفته شـده اسـت.چاپ اول، بهار ۱۳۸۱، سازمان تبلیغات اسلامی.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن