چهارشنبه, 15 مهر 1394 ساعت 09:00
خواندن 900 دفعه

نقش مبانی روان شناختی حماسه ی کربلا در پدیداری نگرش های متعالی دینی - غلامعلی افروز؛ ناظر: علی اکبر نوایی

چکیده:

در این نوشتار تحلیلی روان شناختی از حماسه ی کربلا شده که نتیجه اش پدیداری نگرش هایی متعالی در طول تاریخ و زمان بوده است، ابتدا اشاره شده که ما باید نگاهمان را به عاشورا از جنبه ی احساسی و عاطفی خارج نموده و به جنبه های عینی، تحلیلی (روان شناختی، جامعه شناختی و...) معطوف نماییم. در همین راستا از مسأله ی فلاح و رستگاری بحث شده، یعنی اگر افراد تربیت شده ای باشند، استعدادهای جوشان خودشان را در بستری متناسب قرار خواهند داد، امام حسین علیه السلام چنین الگویی است، او فرد تربیت یافته ای است که از روانی متعادل، مطلوب و تربیت شده برخوردار است، لذا چند خصلت عالی و بلند را دارا است. 
برخورداری از عقلانیت، برخورداری از بصیرت، تعهد به آموزه های متعالی دین، تعادل روحی و فکری و... از جمله خصلت های برجسته و ممتاز این شخصیت بزرگ الهی است و لذا امام حسین علیه السلام ، می شود الگو، الگویی که توانسته نگرش هایی متعالی را در طول زمان ایجاد کند. بدین صورت حماسه ی کربلا، کامل ترین درس بینش دینی، تعهد، مسؤولیت، بصیرت و عقلانیت، وارستگی، آزادی خواهی و آزادگی است و زیباترین و پرشکوه ترین جلوه های تربیتی را به ارمغان آورده است. این خصلت ها به یاران صمیمی و بی نظیر و به صحابه باوفای آن حضرت هم سرایت نموده و مجموعه ی رفتارها، اندیشه ها و عملکردهای آن یاران و صحابه موجب حیرت و شگفتی تاریخ است. مثلاً نماز خواندن ابوثمامه صائدی، اوج جان فشانی در راه هدف است و اوج جرأت و شجاعت و وفاداری برای ارزش ها و رهبری بصیر جامعه است. لذا کربلا و حوادث آن غنی ترین ذخیره و سرمایه ی گران بها برای بشریت خصوصا برای محافل دینی و اسلامی است.
در نگرشی جامع و تحلیلی، در نهضت عاشورا، ابعاد گسترده ای همچون ابعاد روانی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و اقتصادی و... وجود دارد که تحلیل نشدهاست. مثلاً در بعد اقتصادی، مسائل قابل تأملی دارد که بسیار ارزنده و راه گشاست و در مورد مسائل تربیتی، جستارهای عالی و برجسته ای وجود دارد که مکتب عاشورا را به صورت مکتب تربیتی ارزنده ای متجلی ساخته است. زیرا امام حسین و یاران او در مسند احیاگری نشستند و احیاگر دین خدا و مفاهیم عالی آن شدند و به همین دلیل نهضت عاشورا از نقش ارزنده و بالایی در سطوح تربیتی و هدایتی برخوردار است.
در این نگرش و بررسی، تحلیلی داریم بر نقش حماسه ی کربلا در پدیداری نگرش های متعالی.
یکی از اشکالات مهمی که بر ما وارد است و از معضلات جامعه ی ما محسوب می شود، این است که بسیاری از افراد مدعی اندیشه اند و متأسفانه از اندیشه ی درستی برخوردار نیستند و به کلیه ی مسائل، تاریخ، شخصیت ها و حوادث نگرش احساسی دارند. ما باید زاویه ی نگرش خودمان را از جنبه های احساسی به جنبه های تحلیلی معطوف نمائیم.
 

شعار اصلی رسول خدا
اساسی ترین شعار رسول خدا صلی الله علیه و آله ، رساندن جامعه به فلاح است. «قولوا لااله الا اللّه  تفلحوا»؛ کلمه ی فلاح از فَلَحَ گرفته شده که به معنای «جوانه زد و رشد کرد»، می باشد و زیباترین واژه ی تربیتی است. مفلح یعنی رشد یافته و فلاح یعنی رشد دهنده. این کلمه ضابطه مند است و در قرآن مجید، ضابطه های آن معرفی گردیده است. از جمله در سوره ی مؤمنون که می فرماید: «قد افلح المؤمنون، الذین هم فی صلوتهم خاشعون و الذینهم عن اللغومعرضون، و الذین هم للزکات فاعلون...»(مؤمنون 6-1)
مؤمنان به رشد و فلاح رسیدند، همان ها که در نمازشان خشوع دارند و از تباهی دوری جسته و زکات می دهند.
اگر انسانی به رشد و فلاح برسد، در واقع به آرامش دست یافته است. انسان خوشبخت کسی است که از سویدای دل، احساس آرامش و خوشبختی نماید. هر که آرامش ندارد. در واقع هیچ ندارد، جوانه وقتی رشد می کند که از آرامش هم برخوردار باشد. آسیب ها، مانع آرامش هستند و آرامش و پویایی وجود انسان در گرو شکوفایی و رشد متوازن، متعادل و متعالی همه ی استعدادها و توانمندی ها و به فعلیت رسیدن همه ی قابلیت ها و شایستگی های او است. در نتیجه ی چنین دست یابی است که گوهر آرامش برای انسان حاصل می گردد. طبیعی است که فرد در پرتو آرامش به امنیت و اطمینان دست می یابد.
پدیداری چنین وضعیتی دست یابی به کمال وجود انسان، شجره ی طیبه ای است که در بستر تربیت دینی و رعایت حریم ها و ارزش های الهی مقدور و میسر خواهد بود.
تربیت دینی، یعنی مصونیت از موانع و آفات رشد و تحول شخصیت مطلوب و مأنوس شدن با اصلی ترین مؤلفه ها و عوامل رشد متعادل شخصیت. برای این که این هدف عالی و متعالی حاصل شود، باید مربّی بتواند متربّی را در بستری متناسب قرار دهد تا استعدادهای درونیش آشکار شود و قوه ها و استعدادهای درونی به مرحله ی فعلیت برسد و در این راه، مربّی از نقش کار ساز و بنیادینی برخوردار است.
 

دین، متکفّل همه ی اصول تربیتی
در رسیدن و رساندن متربی به اوج و کمال و دست یابی به شخصیت متکامل و متعالی و متوازن، مجموعه ی بایدها و نبایدهای دینی منطبق بر ویژگی ها و نیازهای زیست، شناختی، روانی و اجتماعی مربوط به انسان، باید مدّ نظر قرار گیرند و پرواضح است که باید همه ی توصیه ها و ارزش های الهی بر پایه ی منطق و عقلانیت استوار باشند و معیار حق و صدق در آنها وجود داشته باشد.
«و لدینا کتاب ینطق علیکم با الحق»(مؤمنون 62)
با یک نگاه ژرف و حکیمانه به نیکی می توان دریافت که در مبانی و اصول تربیت دینی، هر آنچه مانع رشد مطلوب جسمانی، بازدارنده ی تحول و پویایی ذهنی، مختل کننده ی سلامت و تعادل روانی و آسیب گر رشد اجتماعی می باشد، ناروا و حرام شمرده شده و هر آنچه که عامل رشد زیستی، پویایی و خلاقیت ذهنی و عقلانی، تضمین گر نشاط درونی و بهداشت روان و تسهیل گر روابط مطلوب انسانی و تحول اجتماعی در همه ی شرایط و موقعیت ها در گستره ی هستی می گردد، بایسته، شایسته و واجب می باشد. این، منطبق بر کمال عقلانی بشر است. همین است که پیامبر اکرم فرمود: «الدین هو العقل و العقل هو الدین» دین، همان عقل است و عقل، همان دین، چرا که ارزش ها با عقلانیت هماهنگ است و اسلام، مکتب عاقل پروری است.
تربیت دینی، زمانی می تواند معنا و مفهوم خود را به نحو کامل بیابد که ما شاهد تبلور مطلوب ترین و متعالی ترین رفتارهای فردی و اجتماعی در انسان تربیت شده باشیم.
 

الگوهای تربیت شده ی تاریخ
در تاریخ، برای تحقق تربیت، الگوهای متعالی و ارجمندی وجود دارد که به ما نشان می دهد تربیت الهی انسان امری ممکن، میسر و دست یافتنی است.
علی علیه السلام ، نمونه ی کامل انسان تربیت شده است؛ بسان یک پدر، در چهره ی یک حاکم، در چهره ی یک عبد و...
زهرا، انسان تربیت شده ی دیگری است که از کمالات وجودیش، همه ی فضیلت ها خود را متجلی می سازند، زیرا این شخصیت ها وجودشان را بر مقیاس قرآن تنظیم نمودند، از خمیره ی فطری خدا جویی نهایت استفاده را بردند و رسیدند به جایی که الگوهای عالی انسانیت و بشریت شدند.
حسین بن علی هم مظهر جامع یک انسان تربیت شده ی الهی است که امکان رسیدن به کمال انسانی را برای همه ی بشریت ثابت نموده است.
 

برخورداری از بصیرت
بدون شک پدیداری و تبلور رفتارهای مطلوب و متعادل مذهبی و جلوه های شخصیت عقلانی هنگامی می تواند میسور باشد که صاحب چنین رفتارهایی از بصیرت، باور و بینش عمیق مذهبی برخوردار باشد. لازمه ی بینش عمیق مذهبی، به مثابه ی اصلی ترین بستر تبلور رفتارهای معقول و مطلوب مذهبی، بهره مندی هماهنگ از دو رکن مهم، یعنی دانش مذهبی و احساس مذهبی می باشد. به عبارت دیگر باور غنی و بینش عمیق مذهبی برآیندی است از آمیزه ی دانسته ها و حقایق و تجلی احساسات خوشایند مذهبی.
در این راستا برخورداری از عقلانیت، کاری بس خطیر و مهم است. یعنی دقت ورزیدن در این که همه ی آموزه های دینی عقلانی است. لذا گفته شده: العقل هوالدین، عقل همان دین است. در تحلیلی جامع و کلی، هر کس خردگراست، دین مدار است و دین گریزان، سفیه و نادان هستند. این که گفته شده جوانان دین گریزند، توهین است. آنها دین گریز نیستند، چون دین، خردگرایی دارد و مبتنی بر قاعده های خرد است. جوانان، از متظاهران به دین گریزانند. جوان از کسی که می گوید: علی علیه السلام این گونه غذا خورد و بعد خود در سفره ای رنگارنگ شرکت می کند، گریزان است. ما باید عمل کنیم، یعنی ابتدا باید بصیرتی دریافت کنیم و همان بصیرت را به جامعه منتقل نمائیم و سپس وارد حوزه ی عمل بشویم. به این جهت است که همواره در اندیشه و گفتار و رفتار شخصیت های مطلوب و متعالی مذهبی، مؤلفه ی بینش مذهبی، یعنی دانش جامع، و جلوه های زیبای احساس مذهبی را به وضوح مشاهده می نماییم.
در حقیقت بهره مندی از چنین نعمتی، آموزه های پایدار و احساسات خوشایند مذهبی، مستعدترین زمینه ی تربیت شخصیت های متعهد و متعالی را فراهم نموده و بالاترین مصونیت را از کج روی ها و تندروی ها و آسیب پذیری های فردی و سیاسی و اجتماعی فراهم می نماید.
به این جهت پیامبر اکرم فرموده است:
من دو امانت ارزش مند را در میان شما گذاشتم، کتاب خدا و عترتم، اگر همواره به این دو رکن توجه داشته باشید و متمسک به آنها شوید، از صراط مستقیم عدول نکرده و دچار کج روی و گمراهی نمی شوید.
هر کس به دانش دینی و آموزه های آن و نسبت به معیارها و شاخص های دین گرایی توجه نداشته باشد، گرفتار امواج احساسات نا معقول و نادرست مذهبی می شود و از رشد مطلوب متعالی شخصیت مذهبی بی نصیب می ماند.
 

تعهد به آموزه های دینی
انسان رشد یافته، در بستر تربیت مذهبی، انسانی است که به همه ی آموزه های دینی خود متعهد است و حیات فردی و اجتماعی او تلاشی است در تحقق باورها واندیشه ها و گفتارهای او. آن کس که رفتارش در خانه و کوچه و خیابان با باورها و گفته های اخلاقی و مذهبی او سازگار نباشد، هرگز از تربیت مطلوب مذهبی بهره ی وافر نبرده است. آنچه که به دانش مذهبی انسان معنا می بخشد و انسان را بدان متعهد می نماید و عالم را عامل می کند، همان تجلّی هماهنگ و متوازن احساس مذهبی است.
در قرآن مجید، این آموزه به اشکال گونه گونی بیان شده است؛ آنجا که در سوره مبارکه ی صف می فرماید:ای مؤمنان چرا چیزی را که عمل نمی کنید، بر زبان می رانید. گناهی بزرگ است که بگویید چیزی را بر خدا و عمل نکنید.
یا اینکه در سوره ی مبارکه ی بقره آیه ی 44 می فرماید: 
آیا مردم را به برّ و نیکی امر کرده و خود را فراموش می کنید.
بنابراین دو عامل کلیدی در رشد مطلوب شخصیت مؤثر است
1) آموزه ها و دانش دینی؛
2) احساس عالی دینی.
یعنی دانش دینی، باید منجربه احساس دینی و تعهد در آن هم بشود.
 

نقش الگویی امام حسین در پدیداری نگرش های متعالی
الگوها در پدیداری چنین بینش های متعالی سهم و افری دارند. با نگاهی به بعثت پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و ابلاغ پیام قرآن و تربیت اولین دانش آموختگان اسلام، اسوه های جاودانی همچون حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه (سلام اله علیها)، برای همیشه ی تاریخ، با تأمل و تفکر در ادامه ی راه رسالت نبی مکرم و با وجود کج روی ها برخی حاکمان و صاحبان زر و زور و تزویر و شیفتگان قدرت و شهوت، همچون معاویه و یزید در جوامع اسلامی، به نیکی در می یابیم که قیام امام حسین و حماسه ی کربلا نه تنها نقش عظیمی در احیای دین رسول خدا داشت، بلکه حماسه آفرینان کربلا و جان برکفان عاشورا، هموارترین بستر تربیت جامع دینی، غنی ترین زمینه ی پرورش بینش مذهبی، مطلوب ترین شرایط فراگیری و باز آموزی آموزه های حقه ی دینی و زیباترین فرصت تجلی احساسات و تعهدات مذهبی را فراهم نموده اند.
حماسه ی کربلا و قیام و شهادت جاودانه ی امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش، رسالت خطیر خواهر بزرگوارش، حضرت زینب، در تنویر افکار، اندیشه ها و باورها و تعدیل و تلطیف احساسات مذهبی در سخت ترین شرایط و موقعیت ها، بیشترین و پر برکت ترین فرصت تربیت مطلوب مذهبی را به همراه داشته است.
حماسه ی کربلا، کامل ترین درس بینش دینی، تعهد و مسؤولیت پذیری، مروت، شجاعت، وارستگی و آزادگی و زیباترین و پرشکوه ترین جلوه های تربیتی را به ارمغان آورد.بررسی تحلیلی و همه جانبه ی حرکت امام حسین علیه السلام و حماسه ی عاشورا، از ابعاد سیاسی، عاطفی، روانی و تربیتی دارای اهمیت فوق العاده ای است، چرا که محرم یک تاریخ زنده و همیشه پویا و عاشورا نقطه ی عطف همه ی ایثارگری ها و حماسه های جاویدان بر فراز همه ی عصرها و نسل ها است.
بدون تردید توجه به متعالی ترین ویژگی های شخصیتی قهرمانان و حماسه آفرینان کربلا و بررسی روابط انسانی میان یاران و بستگان و عزیزان سالار شهیدان، امام حسین علیه السلام ، تحسین برانگیز است. عاشورا فرصت بسیار خوبی است، از اول تا سی ام محرم و تا اربعین، یک فاصله ی طولانی است و می توان کارهای تربیتی مهمی را انجام داد. در این دو ماه (تا پایان صفر) هم می شود کار کرد. بهترین نقش امام حسین علیه السلام را در رابطه ی خانوادگی، تحکیم بنیاد خانواده، جوان پروری، حس تعاون، تثبیت اخلاق و مکارم دینی، گرایش های ماورائی و... می توان پیدا کرد. در این دو ماه باید با شیوه های نوین و با درایت و بصیرت، از وجود امام حسین علیه السلام در دوره ی معاصر بهره جست.
می توان بهترین بساط تربیت را به نام مبارک امام حسین علیه السلام گستراند. اگر بتوانیم از این احساس دینی در محرم استفاده کنیم، بسیار مهم و سازنده خواهد بود.
 

نقش یاران امام حسین علیه السلام در پیدایی نگرش های متعالی
بررسی حیات پویا و پربرکت هر یک از همراهان و سربازان امام حسین علیه السلام و درک اندیشه و رفتار مخلصانه ایشان، امری است بسیار دشوار، چرا که انسان های وارسته و مخلص، با تقرب به حق و پیوستن به جاودانگی، از محدوده ی ذهنی و شناختی هم عصرانشان خارج شده، برفراز گستره ی هستی جای می گیرند و هرگز شخصیت متعالی آنان نمی تواند در ذهن های محدود و محصور ما به طور کامل مورد شناخت و ارزیابی قرارگیرد. جمله ی معروف امام به آنها که فرمود: «من اصحابی باوفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم»، جمله بسیار بلندی است و اوج عظمت را برای آنها بیان می دارد.
تجزیه و تحلیل مجموعه ی رفتارها، روابط، گفتار و عملکردهای تربیت یافتگان مکتب اسلام و اسوه های اخلاق و کمالات انسانی، آن هم در بحرانی ترین و هیجانی ترین شرایط حاکم بر فضای آنروز جامعه و روز عاشورا انسان را دچار شگفتی و حیرت می کند، چرا که با معیارهای دنیاگرایانه و محک های منطق مآبانه نمی توان شور عشق و تجلی ایثار را تحلیل و توجیه نمود. واقعا ایستادن ابوثمامه ی صائدی در جلوی آن حضرت برای خواندن نماز و پذیرفتن تیرها به جان خود برای امام حسین علیه السلام واقعا حادثه ی سازنده و تحول دهنده ای است که باید در جای خودش تحلیل شود.
چگونگی ارتباط، احترام، اعتماد متقابل، همراهی و همگامی، تصمیم و اراده ی خدا جویانه خواهر و برادر در ادامه ی نهضت، تواضع و اخلاص، وفاداری و ادب، متانت و تبعیت پذیری یاران پیر و جوان و سبقت ایشان از یکدیگر در ایثار و جان فشانی، جرأت، شجاعت و رشادت اصحاب عاشورا در ستیز با دشمن، دوری جستن از ذلت ها و سر دادن سرود وارستگی، آزادگی و توحید، خویشتن داری و عزت نفس، مروت و مردانگی جانبازان نهضت امام حسین علیه السلام در هنگامه ی کارزار، آن چنان عظیم و حیرت آور است که زبان را یارای توصیف و قلم را تاب تصویر آن نیست.
و بالاخره صحنه ی عاشورا، حیرت و تحیّری برای بینندگان و شناسایان این حادثه ی حیرت برانگیز است. آخر چگونه است که حضرت عباس علیه السلام این یار باوفای امام، آن زمان که پس از ستیزی بی امان، با جسمی خسته و لبی تشنه به آب روان می رسد تا مشک آبی برای اطفال خردسال خیمه های سپاه حق طلبان و فرزندان حماسه آفرینان ببرد و آنگاه که نفس تشنه اش هوس جرعه ی آبی می کند و او ناخود آگاه تمایل می یابد که مشتی آب برگیرد و جرعه ای بنوشد و حرارت سینه ی تشنه اش را بر طرف نماید، بر خود نهیب می زند که ای نفس، این چه تقاضا و تمناست تورا؟ چگونه من آب بنوشم و به سوی حرم حسین روان گردم، در حالی که آنان سخت تشنه اند؟ آخر مگر می شود من سیراب باشم و با جرعه ی آبی سینه ام را شست و شو دهم و در همان لحظه امام و مراد من تشنه باشد؟ ای نفس و ای فرات اگر اینک در آن لحظه ی حساس، جرعه ای آب بچشم و قطره ای نوش کنم، آن وقت گویی در درونم به وسعت و عمق یک دریا و به گستره ی اقیانوس هستی از امام و مقصدم جدا افتاده ام و دور گشته ام. ای نفس، درست است که اگر من سیراب شدم و قوت و نیرو گرفتم، شاید بتوانم با غلبه بر صف ابلیسیان مشک آب را به طفلان و خیمه ی یاران برسانم اما آخر غصه این فراق و دوگانگی احساس را برخود چگونه هموار کنم؟ نه! نه! هرگز نمی توانم حتی تصور نمایم که لحظه ای تشنه نباشم و امام و مرادم تشنه باشد. پس ای فرات همه ی آبت ارزانی خودت باد. من بر می گردم و مشک آب را بالبان تشنه و سوخته تر از پیش به سوی خیمه ها می برم، هر چند به هنگام بازگشت و در حین نبرد بایزیدیان، همه ی وجودم قطعه قطعه شود. ای فرات بدان من رهرو حسینم و از او رسم ادب و وفا، مروت و ایثار و درس شکستن زنجیرهای خودپسندی و خودنگری را آموخته ام.
به دریا پانهاد و خشک لب بیرون شد از دریا     مروت بین، جوانمردی نگر، همت تماشاکن 
آری چه زیبا است تماشای همت جوانمردانه وچه نیکو است درک احساس رادمردان، وفای یاران و تربیت شدگان مکتب قرآن. همه ی حماسه ی کربلا و همه ی اندیشه و رفتار و گستره ی روابط در میان کربلائیان غنی ترین آموزه های دینی و زیباترین احساس مذهبی را به همراه داشته و بزرگ ترین نگرش های متعالی را باز آفریده و عمیق ترین باورها و بینش های مذهبی را پدیدار نموده و بالطبع مطلوب ترین بستر تبلور متعالی ترین رفتارهای فردی و اجتماعی را فراهم می آورد و هنوز هم حادثه ی کربلا در آن تموج خونین، برترین نگرش های متعالی را ایجاد می کند.

 

منبع : اندیشه حوزه، شماره 38