دوشنبه, 04 خرداد 1394 ساعت 09:00
خواندن 1611 دفعه

دیدگاه مستشرقان در زمینه جایگاه مادر امام سجاد علیه السلام در نزد شیعیان - ناهید طیبی

چکیده
مستشرقان معمولاً درآثار خویش، به علل پیدایش مذهب شیعه و حیات این تفکر در عصر حاضر و نیز علل گرایش ایرانیان به تشیع می پردازند. از جمله مباحثی که به عنوان ایده ی مستشرقان مطرح می شود، نقش مادر امام سجاد(علیه السّلام) و پیوند او با امام حسین(علیه السّلام) در این گرایش است.
برخی از این خاورشناسان با استدلال بر گرایش هایی، اصلِ ازدواج مذکور را رد می کنند، اما تأثیر گزارش های بر جای مانده از این وقایع را بر پذیرش تشیع از سوی ایرانیان پذیرفته و اثبات کرده و گاه به عنوان علّت تامه از آن یاد می کنند.
نوشتار حاضر در مقام اثبات و یا ردّ گزاره های مربوط به نسبت سببی امام حسین(علیه السّلام) و شهربانو نیست؛ چرا که این بحث مجالی دیگر می طلبد، اما در مقام بیان آراء و اندیشه های مستشرقان درباره تشیع و نقش مادر امام سجاد(علیه السّلام) در استقبال ایرانیان از این تفکر و سپس نقد و بررسی برخی از آراء است.
مقدّمه
تاریخ اسلام و به ویژه تاریخ تشیع، همواره مورد توجه علاقه مندان مطالعات مربوط به ادیان شرقی بوده و ایده ها و نظریات این شرق شناسان در آثار پژوهشی آنان انعکاس یافته است؛ و از سویی ، تطبیق دستاوردهای علمی آنان با متون اصیل شرقی از جمله دغدغه های پژوهشی محققان علوم اسلامی است تا از گذر این مقایسه و تطبیق، به حفظ و تنزیه مفاهیم و معارف پرداخته و از هجوم افکار بشر ساخته در ساحت دین ممانعت کنند.
درباره تشیع ایرانیان و علل گرایش آنان به اسلام، به ویژه مذهب تشیع، آثار زیادی نگاشته شده که به بررسی علل پذیرش اسلام و تشیع از سوی ایرانیان پرداخته اند. از جمله مباحث موجود در آثاری از این دست، بحث شهربانو و به بیان بهتر، پیوند و نسبت دربار ساسانی با آستان اهل بیت(علیهم السّلام) را قبول دارند یا نه، موضوعی است قابل بحث؛ اما آن چه بیش از هر چیز اندیشه ی مستشرقان را به خود معطوف داشته، تأثیر این پیوند در گرایش ایرانیان به تشیع است. از این رو، با استفاده از استحسانات عقلی و یا ارتباط مؤلفه ها با یکدیگر، بر نکات زیر تأکید می کنند: 
ایرانیان ذاتاَ دارای حسّ میهن پرستی و یا ناسیونالیستی هستند و آن چه به ملّیت و ذائقه ی وطنی آنان پیوند دارد، محترم می دانند.
ایرانیان به باورهای دینی خود (تعالیم زرتشت) علاقه ی خاص داشته و در پی حفظ آن ها بودند و شهربانو بهانه ی خوبی برای این کار بوده.
پیوند ساختگی  و یا بنابر نقل هایی واقعی  امام حسین(علیه السّلام)، نواده ی رهبر اسلام، با شهربانو، شاهزاده ی دربار ساسانی، موجب پذیرش باورهای دین اسلام در بین ایرانیان شد وفرّ شاهانه با اسلام درآمیخت و از این رو، مرکز ثقل تشیع، ایران بود.
تشیع ساخته ی دست و ذهن ایرانیان است. حکومت آل بویه که یک سلطنت با جلال و آبروی ایرانی بود، سبب ظهور تشیع شد و حکومت صفوی آن را به اوج رساند.
مقاله ی حاضر به بررسی دیدگاه های مستشرقان در مورد شهربانو می پردازد و ناگزیر از بررسی دیدگاه های آنان در مورد شیعه گرایی ایرانیان است؛ زیرا این دو مورد همواره در کنار یکدیگر به عنوان علت و معلول در آثارشان مطرح شده است. البته در مواردی به پاسخ گویی مستشرقان نیز پرداخته می شود.
ضرورت و اهداف بحث
آشنایی با دیدگاه های متفاوت و تطبیق این نظرگاه ها موجب دستیابی به واقعیت های علمی موجود می شود و از آن رو که تضارب آراء و جرح و تعدیل درباره ی شخصیت ها راه را برای شناخت بیشتر موضوعات و شخصیت شناسی افراد می گشاید،بررسی دیدگاه های متفاوت ضروری می نماید.
نکته ی دیگری که ضرورت پردازش به بحث مورد نظر را ایجاب می کند، وجود پیرایه ها و تفسیر به رأی در حوزه ی معارف دین و به ویژه تاریخ اسلام است که با بررسی آرای شرق شناسان می توان این مورد نادرست را زدود و به تنزیه و تنقیح معارف پرداخت و در عین حال، شبهات موجود را با اصول و قواعد منطقی مورد نقد و بررسی قرار داد. براساس آیه ی شریفه ی ( الَّذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ أحسَنَهُ أولَئِکَ الَّذینَ هَدَاهُمُ اللهُ وَ أولَئِکَ هُم أولُوا الأَلبَاب) (زمر: 18)؛ [بندگانی] که به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آنان را پیروی می کنند، اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان باید اقوال متعدد و متنوع را شنیده و بهترین و منطقی ترین را برگزینیم و این روش و منش خردمندان است که از اقوال مخالف نمی گریزند، بلکه آن را نقد و بررسی می کنند.
گفتنی است امروزه برای مبارزه با اسلام و تشیع ، مقالات و نگاشته های بسیاری، به ویژه در سایت ها، دیده می شود که نمایانگر هجمه ی برنامه ریزی شده با طراحی دقیق است؛ زیرا آنان به نقاط اختلاف انگیز و یا استناد به منابع غیر معتبر و یا دست چندم می پردازند. از جمله این نوشتارها مقاله ی( شهربانو و امام حسین(علیه السّلام)؛ افسانه ای به رنگ واقعیت ) است که در سایت www.sharqhan.com آورده شده است و مطالب مستحکم و قابل دفاع را نادیده گرفته و با استناد به دو روایت ضعیف و همچنین کتاب غیر مستند مغز متفکر جهان شیعه که در استراسبورگ به چاپ رسیده و توسط عده ای از مستشرقان بدون ارجاع به منابع غنی نگاشته شده، به وهن تفکر و اندیشه ی شیعیان پرداخته اند. بدیهی است که این نوع هجمه های فرهنگی، ضرورت پرداختن به بحث مورد نظر را بیشتر می کند.
پیشینه ی بحث
معمولاً آثاری که به نگاه مستشرقان در مورد شهربانو به طور اختصاصی پرداخته باشند، وجود ندارد و بامطالعه ی آثاری که به دین اسلام و روند گسترش مذهب تشیع و به ویژه تشیع در ایران و علل گسترش آن پرداخته اند، می توان مطالب مورد نظر را یافت. شاید
در این میان بتوان به مقاله ی ( بانو پارس و بی بی شهربانو) نگاشته ی خانم ماری بویس اشاره کرد که در سال 1347 شمسی توسط دکتر حسن جوادی ترجمه شده ودر مجله ی ( بررسی های اسلامی) به چاپ رسید. این مقاله که حاوی آراء و نظرات شخصی یک محقق غیراسلامی و غربی درباره ی شهربانو است، دارای اشکالات عمده ای از جمله عدم استناد به منابع اسلامی و شیعی قدما و معاصران می باشد. کانون توجه در نگارش مقاله ی مزبور ردّ بقعه ی ( بی بی شهربانو) در شهر ری می باشد که به تناسب، مطالبی نیز در مورد امام سجاد(علیه السّلام) آورده شده است.
اما چنان که اشاره گردید، با دقت در کتب مربوط به تشیع در ایران می توان به جمع بندی و نتیجه ی قابل ارائه ای در مورد مستشرقان درباره  ی شهربانو رسید و مقاله دکتر ر.ناث، استاد دانشگاه هند نیز که در کتاب اسلام در ایران همراه با مقاله ای از گلدزیهر به چاپ رسیده است، مطالبی در مورد شهربانو دارد که در مقاله حاضر  تقدیم خوانندگان کیمیا نیوز"میکنیم .
مفهوم شناسی
به نظر می رسد پیش از ورود به بحث شهربانو از دیدگاه مستشرقان، آشنایی با مفاهیم واژگان اساسی بحث،کاری شایسته باشد و ر پیشبرد تحقیق ما را یاری رساند. از این رو، به بررسی مفهومی برخی از کلید واژه ها می پردازیم.
الف. مستشرق
( مستشرق) در لغت به معنای روشن و تابان و شرق شناس(= خاورشناس) است و به کسی که در مورد مسائل مشرق زمین تحقیق کند مستشرق گویند(دهخدا، 1377، ج13، ص 20821) در اصطلاح تاریخی، مستشرق کسی است که به تدریس و یا نگارش در مورد شرق می پردازد و شامل علوم انسانی، جامعه شناسی، تاریخ، و علم فقه اللغـة نیز می شود.( السعدی، 1426 ق، ص 238) گفته شده که مستشرق تمرکز می کند بر تدریس و مطالعه در لغت عرب و دین اسلام.( همان، ص 229) اما آلبرت دیتریش دامنه ی کار مستشرق را وسیع تر دانسته و معتقد است تدریس در مورد شرق و شناخت آنان که مستلزم آشنایی با لغات شرق( اعم از عرب و غیر عرب) است، محدوده ی کار مستشرق می باشد. (عبدالرؤوف، بی تا، ص3) البته در لغتنامه ی آکسفورد نیز مستشرق با همین تعریف آمده است.
ب. شرق
( شرق) گاهی به معنای شرق جغرافیایی است که به اختلاف مکانی و زمانی، تغییر می کند و در هر عصری معنایی دارد. برای مثال ، در نزد مسلمانان صدر اسلام، شرق به سرزمین هایی گفته می شد که در مشرق شبه جزیره ی عربی قرار داشتند، اما بعد از کشف آمریکا به آن چه در مشرق کره ی زمین است شرق گفته می شود. ابن فارس گوید: شرق واحدی است که دلالت بر نوربخشی و فتح دارد. (السعدی،1426ق، ص237) آن چه در تحقیق حاضر از معنای شرق مورد نظر می باشد، اسلام و دیگر ادیان مشرق زمین در نگاه غربیان و غیرمسلمانِان شرق شناس است.
مستشرقان، اسلام و تشیع
تحلیل ها، تعاریف و بررسی های برخی از مستشرقان درباره ی دین اسلام و گسترش آن در مدت کوتاهی در شرق و غرب جهان، برخاسته از نظام خاص فکری آنان است. معمولاً این دست از مستشرقان( اسلام و یکتاپرستی) را که پیام اصلی اسلام است، دین صحرا دانسته و معتقدند دعوت به توحید از سوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله)، واکنشی از کویرهای فراخ عربستان بوده است.(گیب، 1380، ص 21) 
در نگاهی دیگر، مستشرقان اسلام را زاییده ی شرایط و موقعیت اجتماعی اعراب شبه جزیره ی عربی دانسته و معتقدند حاصل جمع نبوغ محمد(صلّی الله علیه و آله) به عنوان فردی خلّاق و دانا، و محیط نامناسب شبه جزیره، مساوی با ظهور دین اسلام شد و مردم به همین دلیل آن را پذیرفتند.(همان ، ص42) اجتماعی بودن دین اسلام و تلقّی آن به عنوان یک نهضت اجتماعی نشأت گرفته از اعتراضات جامعه ی آن زمان و یا اخلاقیِ صرف دانستن اسلام و جدا نمودن آن از سیاست و قایل بودن به این نکته که تعالیم دینی ذاتاً دارای ارزش نیست، بلکه میزان پذیرش و مقبولیت عموم است که سرنوشت یک ملت و فرقه را تعیین می کند(جمعی از نویسندگان، 1373، ص 65 71)، نظریات دیگری است که در مورد اسلام و مسلمانان از سوی مستشرقان ارایه شده است . بدیهی است در آثاری از این دست با موضوع( اسلام و ایران) و ( تشیع و ایرانیان) ، از مبحث پیوند ازدواج شهربانو و امام حسین(علیه السّلام) غفلت نورزیده و به عنوان یکی از ایده ها به آن پرداخته اند.
پیش ترین بیان شد که تشیع از دیدگاه برخی از این مستشرقان، از جمله لوتروپ استوارد آمریکایی، همان آیین ساسانی است که به شکل اسلامی و به نام مذهب شیعه نمایان گردیده.( استوارد، 1320، ج1، ص231) افرادی همچون موریس پرنو فرانسوی نیز معتقدند این مذهب در واقع صورت جنبشی برای اعتراض و دفاع ملی را دارد. به نظر برخی دیگر، ایرانیان برای دشمنی با اعراب، شیعه شدند و با بنی امیه می جنگیدند و مقصود آنان به هم زدن خلافت عرب و تجدید استقلال و عظمت ایران بود.(روزنامه ی ایران نو، ص 25) 
بنابر مطالبی که بیان گردید، از جمله مسائل مهم که موجب ایجاد شبهه در تاریخ مادر امام سجاد(علیه السّلام) شده است، دامن زدن به این جریان فکری است که ایرانیان به علت رابطه ی نسبی با امام حسین(علیه السّلام) مذهب شیعه را پذیرفته و به آن عشق می ورزند. در واقع، این نظریه درصدد اثبات این مدعاست که شهربانو حلقه ی اتصال عرب و عجم بوده و تشیع ایرانیان به همین دلیل است.
مستشرقان، بیشترین سهم را در ارائه و اثبات این نظریه دارند و متأسفانه برخی از نویسندگان مسلمان نیز خواسته و یا ناخواسته از آنان تأثیر گرفته و همان سخن را با رنگ و لعاب جدیدی مطرح می کنند. مرحوم علامه طباطبایی و شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به ذکر برخی از این دیدگاه ها پرداخته است. در این کتاب آمده است: 
کنت گوبینو در کتابی که حدود صد سال پیش به نام فلسفه و ادیان در آسیای مرکزی منتشر کرده است، عقاید قدیمی ایرانیان درباره ی جنبه ی آسمانی و الهی داشتن سلاطین ساسانی را ریشه ی اصلی عقاید شیعه در باب امامت، عصمت و طهارت ائمه ی اطهار دانسته است و ازدواج امام حسین(علیه السّلام) با شهربانو را عامل سرایت آن عقیده ی ایرانی در اندیشه ی شیعه به شمار می آورد.
ادوارد براون نظریه ی گوبینو را تأیید کرده و می گوید: 
به عقیده ی ایرانیان، حسین بن علی(علیه السّلام) که پسر کوچک فاطمه ی زهرا (علیها السّلام) دختر نبی اکرم می باشد، شهربانو دختر یزدگرد، سومین و آخرین پادشاه ساسانی را به حباله ی نکاح درآورد.بنابراین، هر دو فرقه ی بزرگ تشیع (امامیه و اسماعیلیه) نه تنها نماینده ی حقوق و فضایل خاندان نبوت هستند، بلکه واجد حقوق و فضایل سلطنت هم می باشند.(مطهّری، 1359، ص 121  122) 
نکته ی جالب این است که در کتب تاریخی مربوط به دوران ساسانی، عقاید مردم در مورد این حکومت رو به زوال، مطرح شده است و کمتر به این مطلب که ایرانیان، شاهان ساسانی را از جنبه ی آسمانی می نگریستند، اشاره شده است. شاید عده ی خاصی  همان گونه که در هر حکومتی، برخی به مبالغه و چاپلوسی می پردازند  دارای این عقیده بوده اند، اما عموم مردم چنین افکاری نداشتند.
شهید مطهّری سپس به تحلیل دیدگاه های مستشرقان در زمینه ی تشیع ایرانیان پرداخته و می نویسد: 
موضوع ازدواج امام حسین(علیه السّلام) با شهربانو، دختر یزدگرد، و تولد امام سجاد(علیه السّلام) از شاهزاده خانمی ایرانی و انتساب ائمه ی بعد از ایشان به خاندان سلطنتی ایران بهانه ای به دست عده ای خیالباف یا مغرض داده است که گرایش ایرانیان به خاندان رسالت را نتیجه ی انتساب آن ها به دودمان شاهان ساسانی معرفی کنند.( همان، ص 123) 
دکتر شهیدی به نقل از یک خاورشناس فرانسوی می نویسد: 
همین که ایرانیان هواخواه علی(علیه السّلام) شدند به دلیل بسیار مهمی قلباً از او حمایت کردند؛ زیرا که علی(علیه السّلام) داماد پیامبر بود و پسران علی(علیه السّلام) که نواده ی یپغمبر می شوند در دیده ی ایرانیان نماینده ی اصل وراثت و حق خداداد بودند.(شهیدی، بی تا، ص 40)
نظریه های شرق شناسان و قضیه ی شهربانو
بدیهی است که اگر حقیقتی در هاله ای از خرافات و اکاذیب پوشیده شود، به مرور زمان از دیدگاه و منظر اهل علم دور شده و به واسطه ی همنشینی با کذب و خرافه در معرض تهمت قرار گرفته و حتی اصل آن انکار می شود. قضیه ی شهربانو، مادر امام سجاد(علیه السّلام) نیز به دلیل آن که به قصه های مورد علاقه ی مردم نزدیک بوده و شرایط ویژه ای دارد، قابلیت آمیزش با خرافه را نیز داراست و تحلیل های گوناگونی را به دنبال دارد. برخی مغرضانه و برخی دیگر ناآگاهانه با استفاده از این ویژگی، تحول بزرگی همچون ایجاد مذهب تشیع در بین ایرانیان را معلول این داستان دانسته و با این کار، هم از عظمت و قداست اعتقادات و باورهای ناب شیعیان ایرانی می کاهند و هم تاریخ را در برابر جریان صادق و صحیحی همچون ازدواج شهربانو با امام حسین(علیه السّلام) تحریف می کنند تا گروهی برای دورکردن زنگار خرافه و مهمل  بافی ها از ساحت تاریخ حتی اصل یک قضیه را هم انکار کنند. 
سرپرسی سایکس می نویسد:
یعقوبی که در قرن نهم میلادی می زیست، می نویسد که شهربانو دختر یزدگرد به حباله ی نکاح حسین بن علی(علیه السّلام) درآمد، مخصوصاً در تعزیه هایی که ذکر شده او را از زنان صاحب شهامت و شجاعت نشان می دهند. بران(براون) در یکی از کتاب های خود قسمتی از اشعار متعلق به شهربانو را ترجمه نموده و بر طبق آن[می گوید که] نامبرده جزء اسیران جنگ تحت نظر حسن بن علی(!) به مدینه وارد شده و مخصوصاً او با این اسیر خود با کمال فتوت و مردانگی سلوک نمود.(سایکس، 1369، ج1،ص 754) 
سایکس در قسمت دیگری از کتاب خود می نویسد: 
یکی از نتایج شهادت حسین بن علی که عمده است، پیدا شدن(!) فرقه ی شیعه می باشد! همچنان که عقیده ی عموم ایرانیان است، نویسنده عرب و مقدم تر از همه( یعقوبی) می نویسد که (شهربانو) دختر (یزدگرد) ، به حباله ی نکاح« حسین بن علی(علیه السّلام) » درآمد، بالجمله همان طوری که مردم ایران اسکندر را از طرف مادر، از نسل پادشاهان هخامنشی می دانند، اولاد و احفاد حسین را هم معتقدند که از طرف مادر به سلسله ی ساسانی می رسند. در این جا این نکته را باید در نظر داشت که در زمان ساسانی برای سلاطین، حقوق آسمانی قایل بودند، آن ها را سایه ی یزدان می شمردند، چنان که در فصول گذشته این مطلب ذکر شد، جای انکار نیست که همین عقیده، یعنی اختلاط خون اخلاف حسین با خون سلاطین ساسانی، باعث گردید که ایرانیان نسبت به خاندان علی تا این درجه که مشاهده می شود، عقیده پیدا کنند و فداکار باشند. ولی این را هم باید دانست که عقاید مذکور به طور کلی مخالف با افکار و عقاید دموکراسی غرب و اسلام می باشد... . (همان ، ص 2 و 755) 
اشپولر می گوید: 
درباره ی خانواده ی یزدگرد چیزی در دست نیست و ازدواج حسین(علیه السّلام) با شاهزاده ی ساسانی ساختگی است و شیعه سعی در اتصال امامان خود به شاهان ساسانی دارد.(اناث.ر. و گلدزیهر، 1371، ص 104) 
گفتنی است در کتاب مروج الذهب مسعودی که معمولاً برای تحقیق، منبع مناسبی است و شیعه و سنی ازگزارش های آن استفاده می کنند، خلاف نظر اشپولر آمده است؛ زیرا مسعودی اسامی فرزندان یزدگرد را آورده و در مواردی به سرنوشت برخی از آنها هم اشاره دارد.(مسعودی، 1380، ج1، ص 227) هر چند دکتر ر. اناث معتقد است سازندگان و یا طرفداران افسانه ی شهربانو در نسخه هایی از مروج الذهب که در دسترس آنها بوده دست برده و نام قهرمان افسانه ی خود را در کنار فرزندان منسوب به یزدگرد سوم آورده اند(اناث. ر. و گلدزیهر،1371،ص 108) این سخن نیز ناصواب است؛ چرا که نگارنده با تحقیق بر روی نسخه های متعدد مروج الذهب به نتیجه ای متفاوت با نظریه ی مزبور دست یافت. علاوه بر آن، شارل پلا در جدیدترین چاپ مروج الذهب پس از تحقیق، به نام شهربانو در بین فرزندان یزدگرد تصریح می کند.
سر توماس آرنولد نیز پس از بیان آثار مهم فتح ایران برای اعراب، می نویسد: 
افزون بر مواردی که باعث انتشار سریع اسلام در سرزمین فارس شد، عامل دیگری هست و آن شعور وطنی و سیاسی ایرانیان مغلوب است. این شعوری که آن ها را زیر پرچم این دین جدید آورد از طریق ازدواج با حسین( شهربانو) یکی از دختران یزدگرد، آخرین شاه ساسانی است. ایرانیان، فرزندان حسین را وارثان پادشاهان گذشته ی خود می دانند. این شعور ملی از یک سو علاقه ی ایرانیان به علی و از سوی دیگر، علت ظهور مذهب تشیع در سرزمین آن ها را برای ما تفسیر و تبیین می کند.(آرنولد، 1947، ص 238و 239) 
کریستین سن نیز در کتاب خود به ازدواج شهربانو و امام حسین(علیه السّلام) اشاره می کند و با جمله ی معترضه ی ( که گویا قطعی نیست) تردید خویش در پذیرش این مطلب را اعلام می کند؛ اما در پایان مطلب می نویسد: 
شیعیان به این ترتیب اولاد حسین را وارث خورنه یا فرّه ی ایزدی شاهنشاه ایران باستان محسوب داشتند.(کریستین سن، 1351، ص 659) 
نویسنده ی کتاب تاریخ ایران هم ازدواج حسین بن علی(علیه السّلام) با خاندان یزدگرد یا هرمزان را عامل اصلی احترام ایرانیان به ذریه ی حضرت امیر(علیه السّلام) می داند.(جمعی از نویسندگان، 1373، ج4، ص 35) 
گفتنی است برخی از نویسندگان اسلامی و ایرانی نیز با تأثیر پذیری از اندیشه های شرق شناسان مغرض، پیدایش فرقه شیعه را از ابتکارات فکر ایرانی می دانند که به خاطر حفظ استقلال ملی و شعائر باستانی از آن جهت که امام حسین(علیه السّلام) با دختر آخرین پادشاه ساسانی ازدواج کرده، شکل یافته است! آنان معتقدند کلمه ی ( سیّد ) که به فرزندان ائمه (علیهم السّلام) گفته می شود، در واقع جانشین کلمه ی شاهزاده شده است! شهید مطهّری به صورت مبسوط این بحث را بیان نموده است.( مطهرّی، 1359، ص 121) 
افزون بر ایرانیان مسلمان، به برخی دیگر از مورّخان اسلامی برمی خوریم که یا با تأثیر از اندیشه ی مستشرقان به این نظریه ها قایل شده اند، یا این که دریافت آنان از تاریخ تشیع ایرانیان چنین بوده و یا تعصبات خاص نژادی موجب ارایه چنین نظرهایی از سوی آنان شده است. بازخوانی اندیشه و تحلیل این نویسندگان ما را در یافتن حقایق یاری می رساند. از جمله این نویسندگان دکتر حسن ابراهیم حسن است که می نویسد: 
... در نتیجه ی ازدواج حسین بن علی با شهربانو، دختر یزدگرد، آخرین پادشاه خاندان ساسانی، تمایلات سیاسی و وطنی ایرانیان به سوی عرب متوجه گشت و ایرانیان فرزندان حسین را مظهر پادشاهان قدیم خود می دانستند.همین جهت بود که ایرانیان نسبت به علی بن ابی طالب علاقه ای بی نظیر داشتند و مذهب شیعه در ایران به آسانی شیوع یافت.. کشته شدن حسین در سرزمین کربلا تأثیر زیادی در تهییج شیعیان، و متحد ساختن آن ها داشت و پیش از این واقعه شیعیان، مختلف و متفرق بودند؛ زیرا در آن موقع تشیع یک نظریه ی سیاسی بود که در قلوب پیروان خود نفوذ نکرده بود! وقتی حسین کشته شد تشیع با خون وی آمیخته گشت و در اعماق قلوب شیعیان نفوذ کرد. در نتیجه ی قتل حسین، تشیع در میان ایرانیان که با حسین رابطه ی خویشاوندی داشتند، رواج یافت و ایرانیان خلافت را حق حسین و فرزندان وی می دانستند؛ زیرا وی را مظهر بهترین نژاد عرب و ایرانی می دانستند!(حسین ابراهیم، 2002، ج1، ص229 و ج2، ص 7) 
احمد امین، نویسنده ی دیگری است که ارتباط نسبی بین ائمه (علیهم السّلام) و پادشاهان ساسانی را در میزان ارادت ایرانیان به علی بن ابی طالب (علیه السّلام) و فرزندان او بسیار مؤثر می داند و این توسلات و تقرّب به ائمه(علیهم السّلام) را از نظر کلامی محصول اعتقاد ایرانیان به این می داند که کسرا و پادشاهان از طرف خداوند متعال کارها را به عهده گرفته اند. عبارت و شعار( السلطان ظل الله) و یا (شاه سایه ی خداست) که در متون کهن ایرانی و نیز در رژیم سابق به عنوان یک شعار مطرح می شد، از این نمونه اعتقادات است.

احمد امین می نویسد: 
اما توجه آن ها به علی، چنان که مورخین(!) می گویند از این است که فرزند او ( حسین) با دختر (یزدگرد) پادشاه فارس ازدواج کرد؛ پس میان اولاد( علی) و آن ها از نقطه نظر نَسَبی، ارتباط است. اما رضایت آن ها از اولاد ( فاطمه) برگشت به زمانی می کند که ایرانی ها معتقد بودند، خداوند کارها را به اکاسره تفویض کرده و در خلفا جزیی از خدا است(!) که از پدر به پسر منتقل می شود.(امین، [بی تا]، ص29) 
علامه طباطبایی (رحمت الله علیه) این نظریه ها را بیان نموده و در پایان بحث می نویسد: 
این ها نمونه هایی از تهمت هایی است که نویسندگان مغرض به شیعه و تشیع بسته اند و چنان که قبلاً نیز نوشته شد، نظایر این ها بسیار زیاد است و ما اگر بخواهیم فقط اسامی کتاب های مربوط را مفصلاً نقل کنیم، بحث به درازا می کشد.(طباطبایی، بی تا، ص 285) 
شهید مطهّری با بیان هفت دلیل، مدعای مستشرقان و نویسندگان مسلمان را که متأثر از مستشرقان هستند، رد می کند و ادعای آنان مبنی بر پذیرش تشیع از سوی ایرانیان به خاطر انتساب ائمّه(علیهم السّلام) به پادشاهان ساسانی و احترام به ائمه به همین دلیل را بر بوته ی نقد و کاوش می گذارد. ایشان می نویسد: 
اولاً: گرایش ایرانیان به قرآن یک امر طبیعی و ساده بوده است و موردی ندارد که بخواهد آن چه از اوستا آموخته اند و یا عادت های خود نسبت به سلاطین را در زیر پرده ی تشیع حفظ کنند و یا عمل کنند.
ثانیاً: چگونه است که ایرانی به خود یزدگرد پناه نمی  دهد ولی بعداً اهل بیت پیغمبر را به خاطر پیوند با یزدگرد مکرّم می شمارد؟! 
ثالثاً: به فرض که مسلمانان ایرانی در قرون اولیه ی اسلام مجبور به مخفی کردن احساسات خود در زیر پرده ی تشیع بودند، چرا پس از دو قرن که استقلال سیاسی یافتند از اسلام دست برنداشته و به کیش قبلی خویش بازنگشتند؟! 
رابعاً: شهربانو مقام و موقعیتی بالاتر از مادران سایر ائمه اطهار، (علیهم السّلام) ندارد. کدام ایرانی شیعه یا شیعه ی غیرایرانی در دل خود نسبت به مادر حضرت سجاد(علیه السّلام) احترامی بیش از دیگران مادران ائمه(علیهم السّلام) احساس می کند؟ 
خامساً: اگر از زاویه ی تاریخ بنگریم  و نه از دیدگاه احادیث و روایات  اصل داستان شهربانو و ازدواج او با امام حسین(علیه السّلام) و ولادت امام سجاد(علیه السّلام) از شاهزاده ایرانی مشکوک است.
سادساً: اگر این که مردم ایران احترامی برای ائمه اطهار(علیهم السّلام) قایل هستند، به خاطر انتساب آنان به خاندان ساسانی است، پس باید برای امویان نیز احترام قایل باشند؛ زیرا حتی کسانی که وجود دختری به نام شهربانو را انکار می کنند، قبول دارند که در زمان ولید بن عبدالملک یکی از نوادگان یزدگرد به نام( شاه آفرید)1 اسیر شد و ولید بن عبدالملک با وی ازدواج کرد و(یزید ناقص) از او متولد شد.[این نکته قابل دقت و تأمل است.] 
سابعاً: این مطلب زمانی می تواند درست باشد که شیعه منحصر به ایرانی ها باشد و حال آن که غیر ایرانی های شیعه نیز بسیار هستند.برای تشیع آن ها چه دلیلی وجود دارد؟( مطهّری، 1359، ص 130و 131)

 

منبع : فصلنامه بانوان شیعه، شماره 12

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن