پنج شنبه, 21 خرداد 1394 ساعت 09:30
خواندن 1253 دفعه

خردمندان در قرآن از نگاه امام موسی کاظم علیه السلام - سید محمدرضا علاء الدین

چکیده:
بررسی اندیشه های تفسیری امامان معصوم (علیهم السلام) و دریافت معارف ناب قرآنی از حکمت های ژرف آنها، زمینه ای است تا معارف قرآنی اهل بیت عصمت و طهارت در صدف کتابها و گنجینهء کتابخانه ها نهفته نماند و با آشکار شدن آنها اندیشه های عطشناک از مخازن بی بدیل علوم و معارف قرآن بهره مند و سیراب گردد و گل های معرفت در بوستان با طراوت معنویت و محضر پرفیض ارباب عصمت و طهارت شکوفا گردد و حلاوت شهد جانپرور آن نجیب رهپویان حیات طیبه قرآنی بر مذاق جان آنان بنشیند. بر این اساس سلسله مقالات مستقل با عنوان معارف قرآن در مکتب تفسیری اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) آماده گشته و در هر مقاله نکات تفسیری یکی از امامان معصوم (علیهم السلام) به خوانندگان قرآن دوست تقدیم می گردد. در این مقاله روایتی از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) که به به هشام بن حکم بغدادی از متکلمان برجسته و از اصحاب سر امام بوده مطرح گردیده است. این روایت قرآنی در تحف العقول (چاپ جامعه مدرسین) بحار الانوار (کتاب العقل و الجهل) (جلد اول چاپ تهران) و اصول کافی (کتاب العقل و الجهل) جلد اول آمده است و روایتی مستند بشمار می رود. [1] امام کاظم (علیه السلام) در این روایت 20 آیه از آیات قرآن 2Lکریم را تلاوت و تفسیر نموده اند که با توجه به متن روایت عناوین آیات بدین ترتیب قابل طرح است. آیات بشارت، آیات معرفت، آیات اشتیاق به جهان آخرت، آیات بیم و انداز، آیات عقل و علم، آیات مذمت جهل و بی خردی، آیات مدح و ذم، افکار و اعمال مردم، آیات خردمندی و حکمت که به توفیق الهی این آیات و حیانی و تفسیر امام کاظم (علیه السلام) ارائه می گردد. 
کلمات کلیدی: امام کاظم (علیه السلام)، شیوه تفسیری امام، نکات تفسیری امام در روایت هشام. 

 

قرآن ناطق امام موسی بن جعفر (علیه السلام) نهمین مفتاح معصوم قرآن از چهارده معصوم حضرت امام کاظم (علیه السلام) می باشد آن حضرت در روز یکشنبه هفتم ماه صفر سال 128 ق05/:در ابواء (نزدیکی مدینه) به دنیا آمد. دوران امامت ایشان مقارن با سال های آخر خلافت منصور دوانیقی و دوره خلافت هادی و سیزده سال از دوران خلافت هارون الرشید بود. امام کاظم (علیه السلام) پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام صادق (علیه السلام) از حدود 12 سالگی به امامت رسید و به مدت سی و پنج سال امامت آن حضرت به طول انجامید. امام کاظم (علیه السلام) در پی سیاست ستمگرانه خلفای عباسی از 4 تا 41 سال در تبعید و زندان و سیاه چال های بغداد در غل و زنجیر به سر می برد.[2] ایشان به تلاوت قرآن انس زیادی داشته و آن را با صدایی حزین و خوش تلاوت می کرد به اندازه ای که مردم در اطراف خانه آن حضرت گرد می آمدند و از روی شوق و رقت گریه می کردند. [3]
از امام کاظم (علیه السلام) روایات تفسیری و قرآنی متعددی نقل شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم. 
 

حفص گفته است: از امام هفتم (موسی بن جعفر (علیه السلام) شنیدم که به مردی فرمود: آیا بقای در دنیا را دوست داری؟ آن مرد گفت: آری. امام فرمود: برای چه؟ گفت برای قرائت (قل هو اللّه احد). امام کاظم (علیه السلام) پس از لحظاتی سکوت فرمودند:ای حفص، هرکس از اولیاء و شیعیان ما بمیرد و قرآن را نیکو نداند، در قبرش قرآن را بدو تعلیم می نمایند تا خداوند درجه ی او را به علم قرآن بالا ببرد. چرا که درجات بهشت بر قدر آیات قرآن است. به او می گویند. بخوان قرآن را و بالا برو. پس می خواند و بالا می رود.[4]
در روایت دیگر آمده است امام کاظم (علیه السلام) فرمود:من استکفی بآیه من القرآن من المشرق الی المغرب کفی، اذا کان بیقین) یعنی هرکه از مشرق تا مغرب به آیه ای از قرآن کفایت طلبد، برای او کافی است، بدان شرط که با یقین باشد.[5]
در روایتی دیگر این چنین آمده است که حضرت دستان خویش را می شستند و غلام بر دستان آن حضرت خورد. ایشان به غلام نگریستند. غلام گفت: (و الکاظمین الغیظ) حضرت فرمود: (کظمت غیظی خشم خود فرو بردم) غلام گفت: (و العافین عن الناس) و امام فرمود: (عفوت عنک) عفو کردم از تو، غلام گفت: (و اللّه یحب المحسنین) امام فرمود: (اعتقتک) آزادت کردم.[6]
از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) درباره ی آیه ی (الرّحمن علی العرش استوی) 7سؤال شد. امام (علیه السلام) فرمودند: (استولی علی ما دقّ و جلّ) یعنی استیلای کامل بر هر ریز و درشت و خرد و کلان دارد.[7]
همچنین در روایت آمده است که امام موسی بن جعفر (علیه السلام) با هارون الرشید مذاکره ای طولانی داشت. هارون از آن حضرت پرسید:چگوه شما می گویید ما ذریه پیامبریم، در حالی که پیامبر پسری نداشت و نسل از طریق پسر است نه دختر و شما فرزندان دختر او هستید؟امام در پاسخ از او خواست که از این سؤال صرفنظر نمی کنم، زیرا شما معتقدید به اینکه همه چیز در قرآن مجید هست و باید از قرآن آیه ای در این باره شاهد بیاورید. 
امام فرمود: (بسم اللّه الرحمن الرحین و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین، و زکریا و یحیی و عیسی... ) 
[9] سپس سؤال فرمودند:ای هارون، پدر عیسی کیست؟هارون گفت:عیسی پدر نداشت، حضرت فرمود:بنابراین اگر او ملحق به ذریه پیامبر از طریق حضرت مریم می باشد، ما نیز ملحق به ذریه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) از طریق مادرمان حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) هستیم.[10]
 

شیوه تفسیری امام موسی بن جعفر (علیه السلام):
تفسیر در لغت و اصطلاح معارف دینی به معنای کشف و اظهار و پرده برداری از معنای کلام اللّه (آیات و حیاتی قرآن کریم) می باشد. [11] و از آنجا که قرآن بهار دل ها، شفای دردها، سرچشمه ی دانش ها و زداینده تیرگی هاست و کتاب هدایت و حیات طیبه است بایستی آن را شناخت و در زوایای آن کندوکاو کرد تا به ژرفا و درونمایه اش راه یافت و برای همین قرآن کریم ما را دعوت به تدبر و اندیشیدن و مطالعه و تفکر در آیات تشویق و ترغیب فرموده و کسب رهنمودهای قرآن را شیوه خردمندان دانسته است.[12] حضرات معصومین از جمله امام کاظم (علیه السلام) بعنوان قرآن»ناطق و سند قرآن به توضیح و تفسیر آیات قرآن کریم پرداخته و بر انس روزافزون مردم با قرآن و فهم و درک صحیح از آیات و بکارگیری دقیق آنها در زندگی اهتمام وافر داشته اند. دو روش تفسیری معمول اهل بیت عصمت و طهارت که در مکتب تفسیری امام موسی کاظم (علیه السلام) هم وجود داشته است یکی تفسیر قرآن به قرآن بوده که روش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده و آن حضرت برای تبیین آیه ای از آیه ی دیگر کمک می گرفتند و این روش بعنوان بهترین روش و منحصرترین روش در سیره ی تفسیری اهل بیت (علیهم السلام) مطرح بوده است [13] و دیگر روش؛روش اجتهادی است. که علاوه بر سیصد آیه ی قرآن که انسان را دعوت به تعقل و تفکر و تدبر می نماید.[14]
روش عملی پیامبر و اهل بیت پیامبر (صلوات اللّه علیهم اجمعین) در باب تفسیر قرآن است که با تفسیرهای اجتهادی خود نشان داده اند که چگونه می توان در آیات الهی تدّبر و ژرف نگری در کلمات بی همتای الهی نمود و قواعد فهم صحیح را در تفسیر به کاربرد و خود را در غالب الفاظ محبوس نکرد.[15] آنان با استناد به واژگان، قواعد ادبی، استناد به سیاق جمله، استظهار از آیات دیگر و چیدن چند آیه ی هم مضمون در کنار هم و بالاخره بهره گیری از کلمات عقلی پایه های صحیح تفسیر اجتهادی را نشان داده اند و تأویلات تفسیری امام کاظم (علیه السلام) نیز این چنین بوده است[16] و آن حضرت با فرمایشات خود مشخص ساخته است که کجا، جای تفسیر و کجا برداشت از سخنان ظاهری کلام و کجا جای ترجمان کلام می باشد و لازم است.[17]
 

نکات تفسیری امام کاظم (علیه السلام) در روایت هشام ابن حکم: (آیات بشارت به خردمندان) 
ای هشام خدواند تبارک و تعالی:انسان های عاقل و فهیم (خردمندان) را در کتاب خویش این چنین بشارت داده و فرموده است:
(فبشر عبادالذین یستعمون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب)[18]
بندگان من همانان هستند که به سخنان و دیدگاه ها گوش فرا می دهند. آن گاه از نیکوترین و زیباترین آن پیروی می کنند، ایشان هستند که خدا راهشان نموده و اینان همان خردورزان و صاحبان عقل می باشند. ) خداوند عزّوجلّ (عزیز، توانا و باشکوه) با موهبت خود، حجت را بر مردمان تمام کرده، بیان و تبیان آسمانی فروفرستاده و آنان را با دلیل و برهان به ربوبیت و خداوندی خویش رهنما شده و فرموده است:
(و إلهکم إله واحد لا اله إلا هو الرحمن الرحیم)[19]
و خدای شما آفریدگاری یکتا و بی همتاست که جزء و نظیر ندارد و برای پرستش بی همتاست و به صفاتی که وصف می شود جز او را نمی توان وصف کرد. جز او خدایی نیست و اوست بخشایشگر مهربان
 (إن فی خلق السموات و الأرض و اختلاف اللیل و النهار) الی قوله ) لآیات لقوم یعقلون)[19]
براستی که در آفرینش پدید آوردن خلاقانه آسمان ها و زمین و آمد و رفت منظم شب و روز، و در جریان رفت و آمد کشتی ها که در دریا به سود مردم روان هستند و آبی که خداوند از آسمان فروفرستاد و با آن زمین را پس از مردنش زنده ساخت و در آن هر جنبده ای را پراکنده ساخت و در گرائیدن مسیر وزش بادها و ابری که میان آسمان و زمین به خواست او تسخیر شده در همه ی اینها نشانه هایی روشن از یکتایی و قدرت آفریدگار هستی است برای کسانی که خرد خویش را به کار می گیرند و در آیات الهی تعقل می کنند. 
 

آیات معرفت خردمندان:
ای هشام!خداوند عزّوجلّ این همه آیات و نشانه ها را ارائه فرموده است تا مردمان او را بشناسند و بدانند تدبیرگری دارند و کسی هست که کار ایشان را تدبیر کند. خداوند فرموده است:
 (و سخر لکم اللیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بأمره إن فی ذلک لآیات لقوم یعقلون)[21]

و خدای توانا شب و روز را برای شما مستقر و خورشید و ماه و ستارگان را برای شما مسخر گردانید و رام ساخت. بی تردید در این تسخیر برای کسانی که خرد خویش را به کار می گیرند نشانه هایی است (چرا که تسخیرکننده این اجرام بزرگ کیهانی را تدبیرگری دانا، تواا و فرزانه می دانند) 
و همچنین خداوند فرموده است
 (و من آیاته یریکم البرق خوفا و طمعا و ینزل من السماء ماء فیحیی به الأرض بعد موتها إن فی ذلک لآیات لقوم یعقلون)[23]
و از نشانه های اوست که آذرخش را که مایه ی بیم است از برخورد ابرها پدیدار ساخته و آن را مایه ی امید به ریزش باران زندگی ساز است به شما می نمایاند، و آبی و آبی از آسمان ها به صورت برف و باران فرود می آورد و زمین را پس از (خزان زدگی) و مردنش به وسیله آن زنده می کند و طراوت می بخشد بی تردید در این تدبیرهای حکیمانه نیز برای مردمی که خرد خویش را به کار می گیرند نشانه هایی است. 
 

آیات اشتیاق خردمندان به جهان آخرت:
ای هشام!پس آنگاه خداوند خردمندان و فرزانگان را اندرز داده و به جهان آخرت مشتاقشان کرده و فرموده است:
و ما الحیات الدنیا الا لعب و لهو و للدار الآخره خیر للذین یتقون افلا تعقلون[24]
زندگی دنیا (آنطور که کفرگرایان را تنها زندگی می دانند) جز بازی و سرگرمی نیست مگر اینکه وسیله و راهیی برای رسیدن به نیک بختی و انجام کارهای شایسته باشد و زندگی و سرای آخرت و جهان دیگر با نعمت های شکوه بارش برای کسانی که پروا و پرهیزگاری پیشه کنند بهتر و مطلوب تر است آیا خرد خویش را به کار نمی گیرند؟چرا که آنجا جاودانه است و شایسته گان هماره از لطف و نعمت های خدا بهره ور خواهند شد. 
و همچنین خداوند فرموده است:
(و ما اوتیتم من شی ء فمتاع الحیاهء الدنیاء زینتها و ما عند اللّه خیر و ابقی افلا تعقلون)[25]
و آنچه به شما داده شده است، کالای فناپذیر زندگی دنیا و زر و زیور آن است اما آنچه نزد خداست نعمت های سرای جاودانه است که بهتر و پاینده تر است، پس آیا خرد خویش را به کار نمی گیرید تا تفاوت میان این دو را دریابید؟
 

آیات بیم دادن به خردمندان:
ای هشام!پس آن گاه خداوندت خردمندان را متذکر شده و آنان را که از عذاب الهی نمی اندیشند بیم داده است و فرموده است
 (ثم دمرنا الآخرین. و انکم لتمرون علیهم مصبحین و بالیل افلا تعقلون)[26]
هان ای شرک گرایان شما که بامدادان و شامگاهان و در سفرهایتان از کنار شهرهای ویران شده و خانه های منهدم گشته سرکشان و تبهکاران که به خاطر اعمالشان آنان را درهم کوبیدیم و نابود ساختیم می گذرید و شهرها و روستاهای ویران شده آنان را می بینید چرا به خود نمی آیید و چرا خرد خویشتن را به کار نمی گیرید و در عذاب ویرانگری که بر اقوام کفر پیشه و حق ستیز وارد ساخته ایم اندیشه نمی کنید. 
 

خردمندی و دانشمندی:
ای هشام خداوند تبیین فرموده که کمال خردمندی و عقل به کسب علم و دانش است و افزایش خردمندی و بینش به هنگامی است که همراه و همپای دانش است آنجا که فرموده
و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها، الا العالمون[27]
این مثال هایی را که در قرآن آمده است برای مردم می زنیم و به روشنی بیان می کنیم تا بدینوسیله آنان را به سوی خدای یکتا و تدبیرگر بی همتای جهان رهنمود کردیم و با معرفت بخشی و آگاهی دهی به آنان، بدین سان آنان را از پلیدی و بدبختی بت پرستان و کرنش در برابر خدایان دروغین و شرک رهایی بخشیم و به اوج آزادی و آگاهی و افتخار بندگی خدای دانا و توانا برسانیم اما تنها دانشمندان و دانشوران راستین هستند که این مثال ها را درمی یابند، نه دیگران. 
 

نکوهش نابخردان:
ای هشام!خداوند آنان که خردستیزانه به عقل خدا خواه خود پشت پا زده و در آیات الهی اندیشه و تفکر نمی کنند را نکوهیده و فرموده است:
 (و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزال اللّه قالوا قبل نتبع ما الفینا علیه آباءنا او لو کان آباؤهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون)[28]

و هنگامی که به آنان گفته شود از آنچه خدا فرو فرستاده است پیروی کنید می گویند:نه بلکه از چیزی که پدران خویش را بر آن یافتیم پیروی می کنیم. آیا با وجود اینکه پدران آنان چیزی را ردک نکرده و راه نیافته اند]باز هم اینان باید از آنان پیروی کنند[
و همچنین خداوند فرموده است (ان شر الدواب عند اللّه الصم البکم الذین لا یعقلون)[29]
بدترین جنبندگان و جانوران در پیشگاه خدا آن موجودات کر و گنگی هستند که خودرا به نفهمی می زنند و خرد خویش را به کار نمی گیرند؟به عبارت دیگر بدترین موجودات در پیشگاه خداوند آن شرک گرایانی هستند که حق را می شنوند، اما از آن سودی نمی برند و به آن اقرار و اعتراف نمی کنند آن را باور نمی دارند، آنان بدترین ها نزد خدایند. 
و همچنین خداوند فرموده است:
 (و لئن سألتهم من خلق السموات و الارض لیقولن اللّه قل الحمد للّه بل اکثر هم لا یعلمون)[29]
و اگر از آنان بپرسی که چه کسی این آسمان ها و زمین را آفریده است؟خواهند گفت:خدا پیامبر به آنها بگو:ستایش از آن خدا است اما بیشترشان نمی دانند. 
 

نکوهش ناسپاسان و مدح سپاسگزاران خردمند:
ای هشام!خداوند (جلّ و علاّ) بیشترین مردم را به جهت ناسپاسی نکوهش نموده و فرموده است:
 (و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک من سبیل اللّه)[31]
و اگر از بیشتر کسانی که در این سرزمین هستند پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه می سازند. آنان تنها از پندارهای خود و دیگران پیروی می کنند و تنها به حدس و گمان می پردازند. 
و همچنین خداوند فرموده است
 (و لکن اکثرهم لا یعلمون)[32] و (اکثرهم لا یشعرون) و کفرگرایان گفتند:چون آیات و معجزات خدای تو دلخواه ما نیست پس به پروردگارت بگو:معجزه ای دیگر بفرستد ای پیامبر بگو (خدا تواناست که معجزه و نشانه ای دیگر فرو فرستد اما بیشتر اینان نمی دانند که اگر آن معجزه هم برسد باز هم گستاخی و و خیره سری می کنند و ایمان نمی آورند. 

ای هشام!خداوند (جلّ و علاّ) قلیلی از مردم را ستوده و آنان را بندگان شکرگذار خود قلمداد نموده و فرموده است:
 (و قلیل من عبادی الشکور) و اندکی از بندگان من سپاسگزاراند. [33]
و همچنین فرموده است:  (و قلیل ما هم) 
کسانی که به راستی ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده و شاکر و آمرزش خواه درگاه خدا هستند بسیار اندک هستند[34]

و همچنین فرموده است: (و ما آمن معه الا قلیل) و ایمان نیاوردند جز تعداد اندکی[35]
 

آرایه ی خردمندان:
ای هشام!آن گاه خداوند، خردمندان (شاکر) را به نیکوترین شیوه ها یاد کرده و به زیباترین آرایه ها آراسته است و فرموده است:
 (یؤتی الحکمهء من یشاء و من یؤت الحکمهء فقد اوتی خیرا کثیرا و ما یذکر الا اولو الالباب) 
و خدای پرمهر، دانش و فرزانگی را به هرکه بخواهد، ارزانی می دارد و به آن که حکمت ارزانی شود، براستی خیری فراوان عطا شده است.[36]
ای هشام!خداوند فرموده است
 (و ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب)[37]

در این سخن برای آن کس که دلی زنده دارد پند و راهنمایی هست) و مراد خداوند از]دل زنده [عقل و خرد است و همچنین خداوند فرموده است
 (و لقد آتینا لقمان الحکمه) 
و لقمان را حکمت فرزانگی داده ایم) و مقصود از حکمت و فرزانگی، بینش و خرد است.[38]
 

گفتار خردمندان:
ای هشام!خداوند عزّوجلّ از مردمان نیکوکار و خردمندان چنین حکایت کرده است که گفته اند:
 (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمهء انک انت الوهاب) 
پروردگارا!پس از آنکه ما را هدایت فرمودی و راه را نشانمان دادی، دلهایمان را از حق منحرف مساز و به باطل و بیداد متمایل مگردان (درخواست نخست راسخان در علم و خردمندان مؤمن، در هدایت و ایمان و پایداری در راه خدا، در پرتو مهر و بخشایش اوست)[39]
خردمندان می دانستند که دل ها و جان ها گمراهی می گیرد و انحراف می یابد و به نابینایی و پستی باز می گردد. آن که از خداوند اندیشه نکند، بیم او در دل راه نمی دهد و آن که از خداوند اندیشه نکنند، دل به شناخت و معرفتی استوار که ببیند و راستی و حقیقت آن را در جان خویش بیابد، نمی بندد و هیچ کس چنین (صاحب معرفت) نمی شود مگر آنکه گفتار و کردارش یکسان باشد و آشکار و نهانش یکسو. چرا که خداوند آدمیان را به خردی پوشیده و پنهان راهنما نشده و آنان را خردی پیدا و گویا بخشیده است. 
 

وظیفه ما:
ای هشام!امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرمود:کسی باید در صدر امور باشد که سه ویژگی داشته باشد؛هرگاه از او سؤالی و درخواستی کنند پاسخ دهد و هرگاه دیگران از سخن باز مانند سخن گوید و به رأی و اندیشه ای اشاره کند که صلاح و راستی مخاطبان باشد و هرکس هیچ یک از این سه ویژگی را نداشته نابخرد و احمق است. و حسن بن علی (علیه السلام) فرموده است:نیاز و حاجت به آسمان (اهل خرد) ببرید. گفتند:ای فرزند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) اهل خرد چه کسانی هستند؟فرمود:آنان که خداوند در کتاب خویش قصهء آنان گفته و یاد آنان کرده و فرموده است
(انما یتذکر اولو الألباب)[40]

کسانی که می دانند با آن کسانی که نمی دانند یکسان نیستد و خردمندان هستند که به خود می آیند و پند و اندرز می گیرند. 
 

پی نوشت ها :
(1) -تحف العقول، تحصیح علی اکبر غفاری، مؤسسه نشر اسلامی (جامعه مدرسین) ص 383. 
(2) -دائرهء المعارف تشیع، ج 2، 363-463.، 
(3) -احمدی بیرجندی، چهارده اختر تابناک، ص 271-081. 
(4) -کافی، ج 2، ص 344 و وافی، ج 5، ص 262. 
(5) -همان، ج 2، ص 326. 
(6) -شیخ ابو الفتوح رازی، تفسیر رازی، ج 5، ص 27. 
(7) -سوره ی طه، آیه ی 5. 
(8) -تفسیر صافی، ج 2، ص 0402، 
(9) -سوره ی انعام، آیه ی 48-در ادامه آیه ی آمده (و من ابائهم و ذریاتهم و... ) آیه ی 78. 
(10) -تفسیر نمونه، ج 5، ص 823.، 
(11) -دائرهء المعارف اسلام (ترجمه ی عربی) (ماده تفسیر) 
(12) -دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، جلد اول، ص 636. 
(13) -همان، ص 836. 
(14) -علامه طباطبایی، المیزان، ج 5، ص 453-653. 
(15) -نور الثقلین، ج 1، ص 537، حدیث 641 و جلد 3-ص 763. 
(16) -شیخ طوسی، التبیان، ج 1، ص 4. 
(17) -دائرهء المعارف الاسلامیه، الشیعیهء، ج 3، ص 74 مقاله (تفسیر) شهید آیت اللّه سید محمد باقر صدر (م 2041 ق) 
(18) -سوره ی زمر، آیه ی 91. 
(19) -سوره ی بقره، آیه ی 261. 
(20) -سوره ی بقره، آیه ی 361. 
(21) -سوره نحل، آیه ی 21. 
(22) -سوره زخرف34/:آیات 1، 2 و 3. 
(23) -سوره روم آیه ی 42. 
(24) -سوره انعام آیه ی 23. 
(25) -سوره قصص ایه ی 06. 
(26) -سوره صافات آیات 631 و 731 و 831. 
(27) -سوره عنکبوت آیه ی 34. 
(28) -سوره بقره آیه ی 071. 
(29) -سوره انفال آیه ی 22. 
(30) -سوره ی لقمان آیه ی 52. 
(31) -سوره ی انعام آیه ی 611. 
(32) -همان آیه ی 73. 
(33) -سوره سباء آیه ی 31. 
(34) -سوره ص، آیه ی 42. 
(35) -سوره هود آیه ی 24. 
(36) -سوره بقره آیه ی 272. 
(37) -سوره قاف آیه ی 63. 
(38) -سوره لقمان ایه ی 11. 
(39) -سوره آل عمران آیه ی 7. 
(40) -سوره زمر آیه ی 21. 
 

منبع: کوثر، شماره 30