یکشنبه, 26 آذر 1391 ساعت 11:42
خواندن 1037 دفعه

امامت؛ بالاترین مقامات روحانی - سید حسین نجیب محمّد

 از متون دینی این چنین استفاده می‌شود كه مقام امامت رفیع‌تر از مقام نبوّت و رسالت است و جز اندكی از بندگان مخلص خدا، همچون انبیای اولوالعزم و امامان دوازده‌گانه(علیه السلام) كسی بدان راه نمی‌یابد.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
«... آن پیامبری كه در خوابش [حقایق را] می‌بیند و صدا[ی خاص] را می‌شنود و در بیداری واقعیت [آن را] می‌یابد، امامی مانند [انبیای] اولوالعزم است.»[1]
و بر این مطلب، قول خدای تعالی دلالت می‌نماید كه:
«وَ إِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّیتِی قَالَ لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ؛[2]
و چون ابراهیم را پروردگارش با كلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید [خدا به او] فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم [ابراهیم] پرسید: از دودمانم [چطور] فرمود: پیمان من به بیدادگران نمی‏رسد

همانا خداوند متعال، ابراهیم(علیه السلام) را به واسطه امامت گرامی داشت، بعد از آنكه نبی و رسول بود. آشكار است كه خطاب خدای تعالی به آن حضرت برای امامت، در پایان عمرش و پس از آزمودن حضرتش به ابتلائات و آزمون‌های مختلف، همچون انداختن در آتش، ذبح فرزند ـ پس از آنكه او را فرزند بخشید ـ بود. اكرام به وسیله امامت؛ یعنی آنكه ابراهیمِ نبی و رسول به مقامی رسید كه امام باشد؛ با لحاظ اینكه امامت، بالاتر از نبوّت است.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
«خدای عزّوجلّ، ابراهیم(علیه السلام) را (به عنوان) بنده برگزید، پیش از آنكه نبی باشد و خداوند متعال او را (به عنوان) نبی برگزید، پیش از آنكه رسول باشد و خداوند او را رسول برگزید، پیش از آنكه خلیل برگزیند و خداوند او را خلیل برگزید پیش از آنكه او را امام قرار دهد. پس آن هنگام كه همه چیزها را برایش گرد آورد، فرمود: «همانا من، تو را برای امامت مردم برگزیدم». از آنجا كه این مرتبه در دیده ابراهیم عظیم جلوه‌گر شد، عرضه داشت: آیا [آن را] در میان نسلم [قرار می‌دهی؟] و خداوند فرمود: «عهد من به ستمكاران نمی‌رسد...» [هرگز] نادان، امام پرهیزكار نمی‌باشد.» [3]

همچنین از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده كه فرمودند: «ابراهیم(علیه السلام) نبی بود، نه امام تا آنكه خداوند فرمود: «من تو را امام قرار می‌دهم...».[4]
و فرمودند: ابراهیم(علیه السلام) عرضه داشت: «آیا از نسلم...؟» خداوند فرمود:
«عهد من به ستمكاران نمی‌رسد». بت‌پرست[5] نمی‌تواند امام شود.»[6]

امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند:
«به حقیقت، امامت، مقام سومی است كه خداوند عزّوجلّ پس از (مراتب) نبوّت و خلّت (خلیل بودن) به ابراهیم خلیل عطا نمود؛ فضیلتی كه وی را بدان شرافت بخشید و یادش را بلند گردانید... خداوند فرمود: «عهد من به ستمكاران نمی‌رسد». پس این آیه، امامت هر ستمكار و ظالمی را تا روز قیامت باطل كرده و آن را تنها در میان برگزیدگان قرار داده است.»[7]

محقّق گرانقدر، سبزواری در این باره می‌گوید:
امامت، سلطه و حكومت فعلی الهی در تنظیم امور مردم، بر اساس خواست پروردگار عالم است و هیچ تردیدی در این نیست كه امامت رفیع‌ترین مقامات انسانی است؛ زیرا امام، امین خدای متعال در میان آفریدگانش و امین بین آفریدگان و خدای تعالی است؛ بنابراین ـ ناگزیر ـ باید آگاه‌ترین مردم نسبت به فرامین خداوند، پرهیزكارترین ایشان در دین او، خردمندترین و سیاستمدارترینشان در سامان دادن امور بندگان و نظام دادن احوال سرزمین‌ها، بر اساس آنچه از سوی خداوند به وی افاضه می‌گردد ـ همانند رسول خدا(صلوات الله تعالی علیه) و ابراهیم(علیه السلام) ـ
یا طبق احكام شریعت كه بدان ملتزم است ـ همانند امامان معصوم(علیه السلام) ـ باشد».

حال، چنانچه امامت، «بدون شرط» و به طور مطلق در نظر گرفته شود، عبارت از جمع میان نبوّت و رسالت است و چنانچه «به شرط لا» و عام بدان نگریسته شود، به غیر آن دو نیز اختصاص می‌یابد؛ زیرا كه نبوّت، مجرّد فرو فرستادن احكام آسمانی شریعت بر كسی است كه خداوند متعال او را برگزیده است؛ همچنین رسالت، فرمان خداوند به آن نبی، مبنی بر رساندن و تبلیغ آنچه بر او نازل شده، به سوی مردم است، همچنان كه امامت امر خداوند متعال به آن رسول، مبنی بر اجرای شریعت در میان مردم و اقامت در میان ایشان است و همه این مقامات فی‌الجمله یكدیگر را تصدیق می‌نمایند؛ حقیقت واحد امّا دارای مراتب مختلفی است.

تفكیك مقام اوّل ـ نبوّت از دو مقام اخیر صحیح است، مانند آنچه درباره بسیاری از پیامبران(علیه السلام) همچون: لوط، یونس، هود و ... اتّفاق افتاده است؛ تفكیك مقام اخیر ـ امامت ـ
از دو مقام نخست نیز صحیح می‌باشد و درباره جانشینان رسول خدا(صلوات الله تعالی علیه) واقع شده است؛ چنان كه اجتماع هر سه این مقامات نیز از صحّت برخوردار بوده و درباره حضرات ابراهیم، موسی، عیسی(علیه السلام) و خاتم‌الانبیا(صلوات الله تعالی علیه) چنین بوده است. بنابراین لزومی در اینكه هر نبی یا رسولی امام باشد، نیست؛ همان طور كه لزومی در آنكه هر امام نبی یا رسول باشد، نیست. امامت دارای فروعی از جمله قضاوت است و قضاوت عبارت از داوری میان مردم بر اساس حق و به واسطه مأذون بودن از جانب امام اصلی(علیه السلام) است، همچنان كه در فقه به تفصیل بیان شده است.[8]

آیت الله لاری نجفی(ره) می‌گوید:
امام كسی است كه ریاست عامّه الهی داشته باشد؛ چه این ریاست با واسطه رسول باشد، مثل اوصیا و چه بدون واسطه باشد، مثل انبیا  و همین مراد خداوند متعال در قرآن كریم است كه به ابراهیم(علیه السلام) فرمود...[9]

از دلایلی كه اهمّیت امامت و عظمت آن را به ما معرّفی می‌كند، بیان حضرت امام علی‌‌بن موسی‌الرّضا(علیه السلام) است، كه فرموده‌اند:
«به حقیقت، امامت جلیل‌القدرتر، عظیم‌الشّأن‌تر، عالی مكان‌تر، گسترده‌تر و ژرف‌تر از آن است كه انسان‌ها به وسیله عقل‌های خود آن را دریابند، یا از طریق آرای خود بدان نائل گردند، یا به واسطه اختیارشان امام را برگزینند. به حقیقت، امامت مرتبه‌ای ‌‍[بالاتر] است كه خداوند عزّوجلّ، آن را پس از مقام‌های نبوّت و خُلّت، به ابراهیم خلیل(علیه السلام) عطا نمود و فضیلتی است كه او بدان مشرّف شد و یادش را به وسیله آن رفیع گردانید.

پس فرمود:
«من تو را برای مردم امام قرار می‌دهم» و خلیل(علیه السلام) از سرِ شادمانی عرضه داشت: «آیا از ذریه‌ام؟» خداوند متعال فرمود: «عهد من به ستمكاران نمی‌رسد».
بنابراین این آیه، امامت و رهبری هر ظالم و ستمكاری را تا روز قیامت باطل گردانید و امامت، تنها در میان برگزیدگان [الهی] قرار گرفت. سپس خدای تعالی او را به واسطه قرار دادن امامت در برگزیدگان و پاكان از نسلش، گرامی داشت و فرمود:

«وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَیعْقُوبَ نَافِلَه وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِینَ ٭ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّه یهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَینَا إِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاه وَإِیتَاء الزَّكَاه وَكَانُوا لَنَا عَابِدِینَ؛[10]
و اسحاق و یعقوب را [به عنوان نعمتی] افزون به او بخشودیم و همه را از شایستگان قرار دادیم و آنان را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می‌كردند و به ایشان انجام دادن كارهای نیك و برپا داشتن نماز و دادن زكات را وحی كردیم و آنان پرستنده ما بودند

پس همچنان، [امامت] در نسل او بود و آن را یكی از دیگری ـ قرن به قرن ـ به ارث بردند، تا آنكه خداوند متعال، پیامبر اكرم(صلوات الله تعالی علیه) را وارث آن نمود و فرمود:
«إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَاللهُ وَلِی الْمُؤْمِنِینَ؛[11]

در حقیقت، نزدیك‌ترین مردم به ابراهیم، همان كسانی هستند كه او را پیروی كرده‌اند و [نیز] این پیامبر و كسانی كه [به آیین او] ایمان آورده‌اند و خدا سرور مؤمنان است

و امامت اختصاص به آن حضرت(صلوات الله تعالی علیه) داشت تا آنكه به امر خدا و به همان شیوه‌ای كه او تعیین كرده بود، آن را به گردن علی(علیه السلام) آویخت. پس امامت در نسل برگزیده آن حضرت(علیه السلام) گذارده شد؛ كه خداوند ایشان را علم و ایمان بخشیده بود. چنان كه می‌فرماید:
«وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِیمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی كِتَابِ اللهِ إِلَی یوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا یوْمُ الْبَعْثَِ؛[12]

و كسانی‌كه دانش و ایمان یافته‌اند، می‌گویند: قطعاً شما [به موجب آنچه] در كتاب خدا [ست] تا روز رستاخیز مانده‌اید

و آن به صورت خاص در فرزندان علی(علیه السلام) تا روز قیامت است؛ زیرا كه بعد از حضرت محمّد(صلوات الله تعالی علیه) پیامبری نیست.

در حقیقت امامت، همان جایگاه انبیا و وراثت اوصیاست. امامت، خلافت خدا و رسول، مقام [جایگاه] امیرمؤمنان(علیه السلام) و میراث حسن و حسین(علیه السلام) است. امامت زمام دین، نظام مسلمانان، صلاح دنیا و عزّت اهل ایمان است.

امامت، بنیان رفیع اسلام و پایه گرانسنگ آن است. نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، جمع‌آوری فیء و صدقات، تأیید حدود و احكام شریعت و حفاظت مرزها و سرحدّات به واسطه امامت، تمامیت و كمال می‌یابد.»[13]

 

 

پی نوشت ها :
1. الكافی، ج 1، باب طبقات الأنبیاء و الرسل و الأئمّـ، ص 175، ح 1.
2. سوره بقره (2)، آیه 124.
3. الکافی، ج 1، ص 175.
4. همان.
5. هر یك از انواع بت؛ چه ساخته دست یا اشیایی یا طبیعی.
6. تفسیر نورالثّقلین، ج 1، ص 121؛ الكافی، ج 1، ص 175.
7. الكافی، ج 1، ص 199.
8. مواهب الرّحمان، ج 2، صص 9 ـ 10.
9. لاری نجفی، سید عبدالحسین، المعارف السلمانیـ، ج 55، ص 17.
10. سوره انبیا (21)، آیات 72 ـ 73.
11. سوره آل عمران (3)، آیه 68.
12. سوره روم (30)، آیه 56.
13. الكافی، ج 1، ص 199.

 

منبع : ماهنامه موعود شماره 113

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن